X
تبلیغات
گوناگون

gas turbine


 

نوشته شده توسط A-Z در یکشنبه سوم فروردین 1393 ساعت 1:43 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


لاستیک ها را باد معمولای بزنیم یا نیتروژن ؟

یکی از مسائل مهمی که در نگهداری لاستیک خودرو ها وجود دارد تنظیم باد لاستیک است. تنظیم بودن باد لاستیک بر روی ، مصرف سوخت ، ترمز گیری ، کشش خودرو ، فرمان پذیری و ... تاثیر مستقیم دارد. مدتی است تب استفاده از نیتروژن به جای هوای معمولی در لاستیک خودرو ها میان مالکان خودرو و علاقه مندان بالا گرفته. در این مطلب به بررسی تخصصی ، مزایا و معایب نیتروژن نسبت به هوای معمولی می پردازیم.

لاستیک ها را باد معمولای بزنیم یا نیتروژن ؟ مزایا و معایب !

در این مقاله آشنا می شوید با :
- مزایای نیتروژن نسبت به هوای معمولی
- چه مقدار نیتروژن باید در لاستیک ها پر شود ؟
- مکش هوای داخل لاستیک جهت زدن نیتروژن
- امنیت نیتروژن نسبت به هوای معمولی
-  محدودیت استفاده از نیتروژن در فصل زمستان و تابستان
- و...

آیا پر کردن نیتروژن در لاستیک امن است ؟
شایعاتی مبنی بر احتمال ترکیدن لاستیکی که با نیتروژن پر شده یا سبک شدن لاستیک و عدم تعادل اتومبیل وجود دارد که هیچکدان آن ها درست نمی باشد.
78.1 % از هوایی که تنفس می کنیم دارای نیتروژن است. نیتروژن گاز غیر قابل اشتعال و بی اثر است. طبق قانون اووگادرو همه ی گازها دردما و فشار ثابت حجم ثابتی دارند ، این اطمینان را به شما می دهیم که هیچگونه انفجار یا آتش سوزی در تصادفات وسایل نقلیه ای که لاستیک آن با نیتروژن پر شده صورت نمی گیرد. در واقع نیتروژن بسیار امن تر از هوای فشرده است ، به همین دلیل نیتروژن را برای هواپیما ها و ماشین های مسابقه ای استفاده می کنند.


آیا نیتروژن را می توانم برای هر لاستیکی استفاده کنم ؟
بله! نیتروژن را می توانید در هر تایری استفاده کنید. با پر کردن نیتروژن در لاستیک خود عمر آن را افزایش دهید و از همه مهتر در جاده ها امن تر رانندگی کنید.


چه مقدار نیتروژن باید در لاستیک پر شود ؟
به همان مقداری که قبلا هوای معمولی می زدید... این مقدار توسط کارخانه سازنده اتومبیلتان در دفترچه راهنما وجود دارد.


بهترین روش برای پر کردن نیتروژن در لاستیک ها چیست ؟
رایج ترین روش مورد استفاده برای پر کردن لاستیک ها از نیتروژن خالی کردن هوای داخل لاستیک توسط دستگاه مکش می باشد. این کار باعث می شود تا تمامی هوای داخل لاستیک خالی شده و نیتروژن با خلوص بیشتر وارد لاستیک ها شود. اما این کار یک ایراد بزرگ دارد!!
مکش هوای داخل لاستیک باعث ایجاد خلاء در داخل لاستیک شده و باعث خم شدن سیم های لاستیک می شود. همچنین برای ساختار داخلی لاستیک زیان آود است.


پر کردن نیتروژن باعث سبک شدن لاستیک ها می شود ، آیا باعث ناپایداری اتومبیل در جاده ها می شود ؟
خیر ، به هیچ وجه! نیتروژن حدود 4 % از هوایی که در لاستیک وجود دارد سبک تر است. بنابراین هر لاستیک حدود 112 گرم وزن کمتری خواهند گرفت.


آیا نیاز است لاستیکی که با نیتروژن پر شده هر ماه فشار آن را چک کنیم ؟
بله! به طور متوسط لاستیک هایی که هوای معمولی دارند ، هر ماه حدود 1.5 PSI باد کم می کنند. در حالی که لاستیک هایی که از نیتروژن پر شده اند حدود 3 4 ماه 1 بار این مقدار کم می کند. البته هر چقدر مقدار هوای معمولی داخل لاستیک کم تر باشد (خلوص نیتروژن بیشتر باشد) ، این مدت زمان بیشتر می شود.


آیا می توانم در فصل زمستان از نیتروژن استفاده کنم ؟
بله! نیتروژن حتی در سرمای زیاد زمستان نیز مورد استفاده قرار می گیرد و باعث بیشتر شدن عمر لاستیک می شود.


من با باد معمولی اکنون ۷۸٪ نیتروژن دارم ، چرا به نیتروژن بیشتری نیاز دارم ؟
مساله فقط افزودن مقدار نیتروژن نیست ، بلکه کم کردن مقدار اکسیژن و رطوبت در لاستیک است.
مهم است که مقدار اکسیژن داخل لاستیک از ۲۰٪ به ۵٪ کاهش پیدا کند. اکسیژن ۳ تا ۴ برابر سریعتر از لاستیک نفوذ میکند و در نتیجه زودتر باد لاستیک کم میشود. هنگامی که اکسیژن در دمای بالا و فشار زیاد واکنش نشان میدهد ، داخل لاستیک اکسیداسیون اتفاق می‌افتد و باعث آسیب دیدن لایه داخلی لاستیک میشود و میتواند به قسمتهای فلزی مثل رینگ ، سنسور فشار باد و والو آسیب برساند. رطوبت سرعت اکسید شدن را زیاد میکند و باعث زنگ زدن سیمهای فولادی لاستیک میشود و موجب خوردگی در کناره های رینگ (محل اتصال با لاستیک یا Tire Bead ) میشود.


چرا نیتروژن بهتر از هوای معمولی است ؟
- به علت حذف اکسیژن موجب حذف رطوبت خواهد شد که موجب کاهش اثر فرسایش لاستیک می شود.
- ملکول های نیتروژن نسبت به اکسیژن بزرگتر هستند ، به همین دلیل احتمال فرار ملکول های نیتروژن از لاستیک و کاهش فشار باد کمتر است.
- نیتروژن حدود 4 % سبک تر از هوای معمولی است ، در نتیجه هر لاستیک حدود 112 گرم سبک تر می شود و این سبکی بر روی مصرف سوخت تاثیر مثبت می گذارد.
- نیتروژن گرما را زود تر از دست می دهد ، در نتیجه ترکیدگی لاستیک به علت افزایش دما کمتر اتفاق خواهد افتاد.



در نتیجه استفاده از نیتروژن به جای هوای معمولی باعث :
- افزایش امنیت
- کاهش مصرف سوخت
- مراجعه کمتر جهت میزان کردن باد لاستیک
- افزایش طول عمر لاستیک
- خنک بودن لاستیک
- و...


 

نوشته شده توسط A-Z در شنبه بیست و پنجم آبان 1392 ساعت 11:16 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


خودروپرنده



 

نوشته شده توسط A-Z در جمعه یکم شهریور 1392 ساعت 12:29 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


اختراع ماوس



 

نوشته شده توسط A-Z در پنجشنبه سیزدهم تیر 1392 ساعت 17:3 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


difference between the bit and baud rate



 

نوشته شده توسط A-Z در جمعه یازدهم اسفند 1391 ساعت 15:49 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


تغییرات جالب بعد از ترمیم اتومبیلها



 

نوشته شده توسط A-Z در دوشنبه سی ام بهمن 1391 ساعت 18:43 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


Ideal Operational Amplifiers


As well as resistors and capacitors, Operational Amplifiers, or Op-amps as they are more commonly called, are one of the basic building blocks of Analogue Electronic Circuits. Operational amplifiers are linear devices that have all the properties required for nearly ideal DC amplification and are therefore used extensively in signal conditioning, filtering or to perform mathematical operations such as add, subtract, integration and differentiation.

An ideal Operational Amplifier is basically a three-terminal device which consists of two high impedance inputs, one called the Inverting Input, marked with a negative or "minus" sign, ( - ) and the other one called the Non-inverting Input, marked with a positive or "plus" sign ( + ).

The third terminal represents the op-amps output port which can both sink and source either a voltage or a current. In a linear operational amplifier, the output signal is the amplification factor, known as the amplifiers gain ( A ) multiplied by the value of the input signal and depending on the nature of these input and output signals, there can be four different classifications of operational amplifier gain.

  • Voltage  – Voltage "in" and Voltage "out"
  •  
  • Current  – Current "in" and Current "out"
  •  
  • Transconductance  – Voltage "in" and Current "out"
  •  
  • Transresistance  – Current "in" and Voltage "out"

Since most of the circuits dealing with operational amplifiers are voltage amplifiers, we will limit the tutorials in this section to voltage amplifiers only, (Vin and Vout).

The amplified output signal of an Operational Amplifier is the difference between the two signals being applied to the two inputs. In other words the output signal is a differential signal between the two inputs and the input stage of an Operational Amplifier is in fact a differential amplifier as shown below.

Differential Amplifier

The circuit below shows a generalized form of a differential amplifier with two inputs marked V1 and V2. The two identical transistors TR1 and TR2 are both biased at the same operating point with their emitters connected together and returned to the common rail, -Vee by way of resistor Re.

Differential Amplifier Input
Differential Amplifier

The circuit operates from a dual supply +Vcc and -Vee which ensures a constant supply. The voltage that appears at the output, Vout of the amplifier is the difference between the two input signals as the two base inputs are in anti-phase with each other. So as the forward bias of transistor, TR1 is increased, the forward bias of transistor TR2 is reduced and vice versa. Then if the two transistors are perfectly matched, the current flowing through the common emitter resistor, Re will remain constant.

Like the input signal, the output signal is also balanced and since the collector voltages either swing in opposite directions (anti-phase) or in the same direction (in-phase) the output voltage signal, taken from between the two collectors is, assuming a perfectly balanced circuit the zero difference between the two collector voltages. This is known as the Common Mode of Operation with the common mode gain of the amplifier being the output gain when the input is zero.

Ideal Operational Amplifiers also have one output (although there are ones with an additional differential output) of low impedance that is referenced to a common ground terminal and it should ignore any common mode signals that is, if an identical signal is applied to both the inverting and non-inverting inputs there should no change to the output. However, in real amplifiers there is always some variation and the ratio of the change to the output voltage with regards to the change in the common mode input voltage is called the Common Mode Rejection Ratio or CMRR.

Operational Amplifiers on their own have a very high open loop DC gain and by applying some form of Negative Feedback we can produce an operational amplifier circuit that has a very precise gain characteristic that is dependant only on the feedback used. An operational amplifier only responds to the difference between the voltages on its two input terminals, known commonly as the "Differential Input Voltage" and not to their common potential. Then if the same voltage potential is applied to both terminals the resultant output will be zero. An Operational Amplifiers gain is commonly known as the Open Loop Differential Gain, and is given the symbol (Ao).

Equivalent Circuit for Ideal Operational Amplifiers

ideal operational amplifier


Op-amp Idealized Characteristics

PARAMETER IDEALIZED CHARACTERISTIC
Open Loop Gain, (Avo) Infinite - The main function of an operational amplifier is to amplify the input signal and the more open loop gain it has the better. Open-loop gain is the gain of the op-amp without positive or negative feedback and for an ideal amplifier the gain will be infinite but typical real values range from about 20,000 to 200,000.
 
Input impedance, (Zin) Infinite - Input impedance is the ratio of input voltage to input current and is assumed to be infinite to prevent any current flowing from the source supply into the amplifiers input circuitry (Iin =0). Real op-amps have input leakage currents from a few pico-amps to a few milli-amps.
 
Output impedance, (Zout) Zero - The output impedance of the ideal operational amplifier is assumed to be zero acting as a perfect internal voltage source with no internal resistance so that it can supply as much current as necessary to the load. This internal resistance is effectively in series with the load thereby reducing the output voltage available to the load. Real op-amps have output-impedance in the 100-20Ω range.
 
Bandwidth, (BW) Infinite - An ideal operational amplifier has an infinite frequency response and can amplify any frequency signal from DC to the highest AC frequencies so it is therefore assumed to have an infinite bandwidth. With real op-amps, the bandwidth is limited by the Gain-Bandwidth product (GB), which is equal to the frequency where the amplifiers gain becomes unity.
 
Offset Voltage, (Vio) Zero - The amplifiers output will be zero when the voltage difference between the inverting and the non-inverting inputs is zero, the same or when both inputs are grounded. Real op-amps have some amount of output offset voltage.
 

From these "idealized" characteristics above, we can see that the input resistance is infinite, so no current flows into either input terminal (the "current rule") and that the differential input offset voltage is zero (the "voltage rule"). It is important to remember these two properties as they will help us understand the workings of the Operational Amplifier with regards to the analysis and design of op-amp circuits.

However, real Operational Amplifiers such as the commonly available uA741, for example do not have infinite gain or bandwidth but have a typical "Open Loop Gain" which is defined as the amplifiers output amplification without any external feedback signals connected to it and for a typical operational amplifier is about 100dB at DC (zero Hz). This output gain decreases linearly with frequency down to "Unity Gain" or 1, at about 1MHz and this is shown in the following open loop gain response curve.

Open-loop Frequency Response Curve

Open-loop Frequency Response

From this frequency response curve we can see that the product of the gain against frequency is constant at any point along the curve. Also that the unity gain (0dB) frequency also determines the gain of the amplifier at any point along the curve. This constant is generally known as the Gain Bandwidth Product or GBP.

Therefore, GBP = Gain x Bandwidth or A x BW.

For example, from the graph above the gain of the amplifier at 100kHz = 20dB or 10, then the

GBP = 100,000Hz x 10 = 1,000,000.

Similarly, a gain at 1kHz = 60dB or 1000, therefore the

GBP = 1,000 x 1,000 = 1,000,000. The same!.

The Voltage Gain (A) of the amplifier can be found using the following formula:

voltage gain

and in Decibels or (dB) is given as:

dB gain

An Operational Amplifiers Bandwidth

The operational amplifiers bandwidth is the frequency range over which the voltage gain of the amplifier is above 70.7% or -3dB (where 0dB is the maximum) of its maximum output value as shown below.

Frequency Response Curve

Here we have used the 40dB line as an example. The -3dB or 70.7% of Vmax down point from the frequency response curve is given as 37dB. Taking a line across until it intersects with the main GBP curve gives us a frequency point just above the 10kHz line at about 12 to 15kHz. We can now calculate this more accurately as we already know the GBP of the amplifier, in this particular case 1MHz.

Example No1.

Using the formula 20 log (A), we can calculate the bandwidth of the amplifier as:

37 = 20 log A   therefore, A = anti-log (37 ÷ 20) = 70.8

GBP ÷ A = Bandwidth,  therefore, 1,000,000 ÷ 70.8 = 14,124Hz, or 14kHz

Then the bandwidth of the amplifier at a gain of 40dB is given as 14kHz as previously predicted from the graph.

Example No2.

If the operational amplifiers gain was reduced by half to say 20dB in the above frequency response curve, the -3dB point would now be at 17dB. This would then give us an overall gain of 7.08, therefore A = 7.08. If we use the same formula as above this new gain would give us a bandwidth of 141.2kHz, ten times more than at 40dB. It can therefore be seen that by reducing the overall open loop gain of an operational amplifier its bandwidth is increased and visa versa. The -3dB point is also known as the "half power point", as the output power of the amplifier is at half its maximum value at this point.

Operational Amplifiers Summary

We know now that an Operational amplifiers is a very high gain DC differential amplifier that uses one or more external feedback networks to control its response and characteristics. We can connect external resistors or capacitors to the op-amp in a number of different ways to form basic "building Block" circuits such as, Inverting, Non-Inverting, Voltage Follower, Summing, Differential, Integrator and Differentiator type amplifiers.

Operational Amplifier Symbol
Op-amp Symbol

An "ideal" or perfect Operational Amplifier is a device with certain special characteristics such as infinite open-loop gain Ao, infinite input resistance Rin, zero output resistance Rout, infinite bandwidth 0 to and zero offset (the output is exactly zero when the input is zero).

There are a very large number of operational amplifier IC's available to suit every possible application from standard bipolar, precision, high-speed, low-noise, high-voltage, etc in either standard configuration or with internal JFET transistors. Operational amplifiers are available in IC packages of either single, dual or quad op-amps within one single device. The most commonly available and used of all operational amplifiers in basic electronic kits and projects is the industry standard μA-741.

uA741 Operational Amplifier


In the next tutorial about Operational Amplifiers, we will use negative feedback connected around the op-amp to produce a standard closed-loop amplifier circuit called an Inverting Amplifier circuit that produces an output signal which is 180o "out-of-phase" with the input.


 

نوشته شده توسط A-Z در جمعه بیست و چهارم آذر 1391 ساعت 11:21 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


How does a modern gas turbine engine work


Today's gas turbine engines are turbofan, or bypass, engines.
The air the engine needs for combustion is ingested by a fan up front. The low-pressure and high-pressure compressors compress the air and force it into the combustor. Here fuel is injected and mixed with the inflowing compressed air, and the fuel-air mixture continuously burned. The resultant heat expands the gas to a multiple of its volume, causing it to escape from the combustor in a high-energy stream. The gas rushes through the high-pressure and low-pressure turbines, causing them to rotate and producing the energy needed to drive the compressor and fan. A major portion of the thrust powering the aircraft is produced by the fan.
 


 

نوشته شده توسط A-Z در دوشنبه ششم آذر 1391 ساعت 10:53 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


ناهموار ایمنی

یادم هست در سالهاپیش وقتی با اتوبوس به مسافرت میرفتم وقتی صدایی از بلند گوی اتوبوس نمیامد بعضی از مسافران به راننده ندا میدادند نوار بگذار راننده هم بنابر سلیقه خودش نواراز هر نوع موسیقی یا مذهبی میگذاشت.

امروز قصه ما ناهموار ایمنی ساخت شده در خیابانها و معابر است مهم اینست که نا هموار باشد حالا هم بنظر میرسد این کار  توسط مسولان با هر سلیقه ای و توسط هر بنایی  قابل انجام است خوبست به شکل انها در هر شهر و انواع ساخت شده انها در خیابانهای یک شهر با هر ارتفاع و عرض و چگونگی قوس و تیزی لبه ها توجه نماییم تا این موضوع مبرهن شود

شایسته است نقشه ای تیپ تهیه شده و ضمنا بر ساخت ان نیز نظارت شود حتما قبول داریم که نا همگونی این سازه ها در بعضی موارد خطر افرین است مخصوصا اینکه هیچ علامت راهنمایی نیز مانند رنگ شب نما یا چراغهای درخشان یا تابلو هشدارنیز برای اطلاع  وجود انها در بسیار از انها وجود ندارد.


 

نوشته شده توسط A-Z در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 ساعت 8:25 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


نخستن اتوبوس دنیا



این اتوبوس در سال 1898 توسط کمپانی دایملر تولید شده است.

با دقت ببینید پله سقف و جای راننده را:


 

نوشته شده توسط A-Z در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391 ساعت 12:50 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


خطرات استفاده نادرست از لامپ کم مصرف

این لامپ‌ها در صورت بهره نادرست احتمال به جا گذاشتن عوارض و آسیب‌های پوستی، چشمی و مسمومیتی بسیار زیادی دارد. اگر نمی‌دانستید، خوب است بدانید: کارشناسان انجمن پوست بریتانیا متوجه شده‌اند لامپ‌های کم‌مصرف سبب تسریع ابتلا به سرطان پوست، سرگیجه و میگرن بویژه در بیماران مبتلا به صرع می‌شود. اگر پوست حساسی دارید بیش از دیگران در معرض آسیب این لامپ‌ها قرار دارید. ‌ لامپ‌های کم‌مصرف سفید و مهتابی را حتما با مخلوطی از رنگ‌های زرد و خورشیدی تلفیق کنید تا آسیب‌های چشمی کمتری داشته باشد. ‌ لامپ مشمول اجرای استاندارد اجباری است. از خرید و استفاده از انواع غیراستاندارد که ضرر بیشتری دارد خودداری کنید؛ حتی اگر ارزان‌تر است، برای سلامتی‌تان گران تمام می‌شود.
توصیه شده که لامپ‌های کم‌مصرف برای گرفتن بیشترین بهره نوری به صورت آویز نصب و استفاده شود، نه‌ایستاده و رو به‌ بالا. ‌ در لامپ‌های فلورسنت ، الکترون‌های خارج شده از الکترودهای گداخته با اتم‌های جیوه تصادم کرده، سبب تابش اشعه فرابنفش می‌شود و پرتوهای فرابنفش به پوست و چشم آسیب می‌زند. [تصویر:  100843524812.jpg]
این لامپ‌ها حاوی مقادیری جیوه است. جیوه در هوا به بخاری سمی تبدیل می‌شود. به هیچ وجه لامپ‌های کم‌مصرف و لامپ‌های گازی مبتنی بر تخلیه الکتریکی را نشکنید و از نزدیک آنها عبور نکنید. ‌ در کشورهای پیشرفته در صورت شکستن این لامپ‌ها باید بلافاصله با مراکز آتش‌نشانی و مبارزه با سموم محیط‌زیست تماس گرفت و کمک خواست. ‌ در صورت شکستن لامپ‌های کم‌مصرف مهتابی، جیوه به‌شکل پودری ریز پخش می‌شود. در این صورت برای به حداقل رساندن خطرات آن، ابتدا بسرعت در و پنجره‌ها را باز کنید. افراد و حیوانات خانگی باید طی 15 تا 20 دقیقه‌ای که تهویه هوا صورت می‌گیرد از محل دور باشند. پس از آن بینی و دهان را پوشانده، تکه‌های بزرگ‌تر حباب شکسته را بدون تماس دست، با تکه‌ای مقوا یا خاک‌انداز یا دستکش ضخیم بردارید و درون ظروف شیشه‌ای یا کیسه پلاستیکی محکم و بدون درز و پارگی قرار دهید. تکه‌های ریز و پودر شده را با نوار چسب‌های عریض یا گذاشتن و برداشتن پیاپی دستمال مرطوب پاک کنید. آنها را با جارو کردن (برقی یا دستی) جمع نکنید. این کار باعث پخش سم جیوه می‌شود. ‌ دستمال را برای استفاده مجدد نشویید و آن را در کیسه یا ظرف شیشه‌ای گذاشته، در آن را محکم با چسب ببندید و بلافاصله از محیط زندگی دور کنید. ‌ غیر از مزایای بسیار، حتما مراقب اثرات مضر و ناشی از استفاده طولانی مدت یا نادرست این لامپ‌ها مثل خستگی ، از دست رفتن تمرکز، ابتلا به آب‌ مروارید، ایجاد کک‌ و مک و احتمالات سرطانی باشید.


 

نوشته شده توسط A-Z در جمعه بیست و یکم مهر 1391 ساعت 7:12 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


گرانترین اسپیکر دنیا 4720000دلار



 

نوشته شده توسط A-Z در دوشنبه ششم شهریور 1391 ساعت 9:16 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


سریعترین قطارهای جهان



 

نوشته شده توسط A-Z در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391 ساعت 10:51 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


پر سرعت ترین سیکلت جهان



 

نوشته شده توسط A-Z در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ساعت 9:1 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


بوئینگ تا امروز1916



 

نوشته شده توسط A-Z در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ساعت 0:56 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


شارژ موبایل



 

نوشته شده توسط A-Z در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ساعت 9:1 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


مرسدس 2012



 

نوشته شده توسط A-Z در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ساعت 8:59 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


The 555 Timer IC

The 555 timer IC is an amazingly simple yet versatile device. It has been around now for many years and has been reworked into a number of different technologies. The two primary versions today are the original bipolar design and the more recent CMOS equivalent. These differences primarily affect the amount of power they require and their maximum frequency of operation; they are pin-compatible and functionally interchangeable.

This page contains only a description of the 555 timer IC itself. Functional circuits and a few of the very wide range of its possible applications will be covered in additional pages in this category.


Block diagram of the 555 timer IC.

The figure to the right shows the functional block diagram of the 555 timer IC. The IC is available in either an 8-pin round TO3-style can or an 8-pin mini-DIP package. In either case, the pin connections are as follows:

    1. Ground. 
    2. Trigger input. 
    3. Output. 
    4. Reset input. 
    5. Control voltage. 
    6. Threshhold input. 
    7. Discharge. 
    8. +VCC. +5 to +15 volts in normal use. 

The operation of the 555 timer revolves around the three resistors that form a voltage divider across the power supply, and the two comparators connected to this voltage divider. The IC is quiescent so long as the trigger input (pin 2) remains at +VCC and the threshhold input (pin 6) is at ground. Assume the reset input (pin 4) is also at +VCC and therefore inactive, and that the control voltage input (pin 5) is unconnected. Under these conditions, the output (pin 3) is at ground and the discharge transistor (pin 7) is turned on, thus grounding whatever is connected to this pin.

The three resistors in the voltage divider all have the same value (5K in the bipolar version of this IC), so the comparator reference voltages are 1/3 and 2/3 of the supply voltage, whatever that may be. The control voltage input at pin 5 can directly affect this relationship, although most of the time this pin is unused.

The internal flip-flop changes state when the trigger input at pin 2 is pulled down below +VCC/3. When this occurs, the output (pin 3) changes state to +VCC and the discharge transistor (pin 7) is turned off. The trigger input can now return to +VCC; it will not affect the state of the IC.

However, if the threshhold input (pin 6) is now raised above (2/3)+VCC, the output will return to ground and the discharge transistor will be turned on again. When the threshhold input returns to ground, the IC will remain in this state, which was the original state when we started this analysis.

The easiest way to allow the threshhold voltage (pin 6) to gradually rise to (2/3)+VCC is to connect it to a capacitor being allowed to charge through a resistor. In this way we can adjust the R and C values for almost any time interval we might want.

The 555 can operate in either monostable or astable mode, depending on the connections to and the arrangement of the external components. Thus, it can either produce a single pulse when triggered, or it can produce a continuous pulse train as long as it remains powered.



A 555 timer IC wired for monostable operation.

In monostable mode, the timing interval, t, is set by a single resistor and capacitor, as shown to the right. Both the threshhold input and the discharge transistor (pins 6 & 7) are connected directly to the capacitor, while the trigger input is held at +VCC through a resistor. In the absence of any input, the output at pin 3 remains low and the discharge transistor prevents capacitor C from charging.

When an input pulse arrives, it is capacitively coupled to pin 2, the trigger input. The pulse can be either polarity; its falling edge will trigger the 555. At this point, the output rises to +VCC and the discharge transistor turns off. Capacitor C charges through R towards +VCC. During this interval, additional pulses received at pin 2 will have no effect on circuit operation.

The standard equation for a charging capacitor applies here: e = E(1 - (-t/RC)). Here, "e" is the capacitor voltage at some instant in time, "E" is the supply voltage, VCC, and "" is the base for natural logarithms, approximately 2.718. The value "t" denotes the time that has passed, in seconds, since the capacitor started charging.

We already know that the capacitor will charge until its voltage reaches (2/3)+VCC, whatever that voltage may be. This doesn't give us absolute values for "e" or "E," but it does give us the ratio e/E = 2/3. We can use this to compute the time, t, required to charge capacitor C to the voltage that will activate the threshhold comparator:

    2/3 = 1 - (-t/RC) 
    -1/3 = -(-t/RC) 
    1/3 = (-t/RC) 
    ln(1/3) = -t/RC 
    -1.0986123 = -t/RC 
    t = 1.0986123RC 
    t = 1.1RC 

The value of 1.1RC isn't exactly precise, of course, but the roundoff error amounts to about 0.126%, which is much closer than component tolerances in practical circuits, and is very easy to use. The values of R and C must be given in Ohms and Farads, respectively, and the time will be in seconds. You can scale the values as needed and appropriate for your application, provided you keep proper track of your powers of 10. For example, if you specify R in megohms and C in microfarads, t will still be in seconds. But if you specify R in kilohms and C in microfarads, t will be in milliseconds. It's not difficult to keep track of this, but you must be sure to do it accurately in order to correctly calculate the component values you need for any given time interval.

The timing interval is completed when the capacitor voltage reaches the (2/3)+VCC upper threshhold as monitored at pin 6. When this threshhold voltage is reached, the output at pin 3 goes low again, the discharge transistor (pin 7) is turned on, and the capacitor rapidly discharges back to ground once more. The circuit is now ready to be triggered once again.



A 555 timer IC wired for astable operation.

If we rearrange the circuit slightly so that both the trigger and threshhold inputs are controlled by the capacitor voltage, we can cause the 555 to trigger itself repeatedly. In this case, we need two resistors in the capacitor charging path so that one of them can also be in the capacitor discharge path. This gives us the circuit shown to the left.

In this mode, the initial pulse when power is first applied is a bit longer than the others, having a duration of 1.1(Ra + Rb)C. However, from then on, the capacitor alternately charges and discharges between the two comparator threshhold voltages. When charging, C starts at (1/3)VCC and charges towards VCC. However, it is interrupted exactly halfway there, at (2/3)VCC. Therefore, the charging time, t1, is -ln(1/2)(Ra + Rb)C = 0.693(Ra +  Rb)C.

When the capacitor voltage reaches (2/3)VCC, the discharge transistor is enabled (pin 7), and this point in the circuit becomes grounded. Capacitor C now discharges through Rb alone. Starting at (2/3)VCC, it discharges towards ground, but again is interrupted halfway there, at (1/3)VCC. The discharge time, t2, then, is -ln(1/2)(Rb)C = 0.693(Rb)C.

The total period of the pulse train is t1 + t2, or 0.693(Ra + 2Rb)C. The output frequency of this circuit is the inverse of the period, or 1.44/(Ra + 2Rb)C.

Note that the duty cycle of the 555 timer circuit in astable mode cannot reach 50%. On time must always be longer than off time, because Ra must have a resistance value greater than zero to prevent the discharge transistor from directly shorting VCC to ground. Such an action would immediately destroy the 555 IC.



One interesting and very useful feature of the 555 timer in either mode is that the timing interval for either charge or discharge is independent of the supply voltage, VCC. This is because the same VCC is used both as the charging voltage and as the basis of the reference voltages for the two comparators inside the 555. Thus, the timing equations above depend only on the values for R and C in either operating mode.

In addition, since all three of the internal resistors used to make up the reference voltage divider are manufactured next to each other on the same chip at the same time, they are as nearly identical as can be. Therefore, changes in temperature will also have very little effect on the timing intervals, provided the external components are temperature stable. A typical commercial 555 timer will show a drift of 50 parts per million per Centigrade degree of temperature change (50 ppm/°C) and 0.01%/Volt change in VCC. This is negligible in most practical applications.


 

نوشته شده توسط A-Z در یکشنبه سوم بهمن 1389 ساعت 20:37 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


تفویت کننده عملیاتی

تقویت‌کننده عملیاتی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو
چند نوع مختلف ای سی تقویت کننده عملیاتی

ایده به کارگیری تقویت کننده‌های عملیاتی یا اپ امپ (به انگلیسی: op-amp یا Operational amplifier ) اولین بار در دهه ۱۹۴۰ میلادی و در مدار کامپیوترهای آنالوگ مطرح شد . در این کاربرد با قرار دادن عناصر مختلف بین سرهای ورودی و خروجی تقوکننده عملیاتی مدارهای مختلف با کارایی‌های متفاوت طراحی می‌شد . با گسترش دامنه کاربرد الکترونیک ، استفاده از تقویت کننده عملیاتی نیز توسعه فراوان یافت . در سال ۱۹۶۰ میلادی اولین بار تقویت کننده عملیاتی به صورت مدار مجتمع طراحی و ساخته شد و با حجم ، وزن و قیمت به مراتب کمتر به بازار مصرف ارائه گردید. پیشرفت فناوری و مطرح شدن نیازهای متنوع تر و تخصصی تر ، زمینه را برای عرضه تقویت کننده‌های عملیاتی خاص فراهم نمود . تقویت کننده عملیاتی در واقع یک تقویت کننده ولتاژ با بهره ولتاژ بسیار بالاست و معمولاً دارای یک سر خروجی و دو سر ورودی است که سرهای ورودی به صورت تفاضلی عمل می‌کنند . به عبارت دیگر این تقویت کننده اختلاف ولتاژ بین ورودی را تقویت می‌کند . یکی از دو سر، ورودی منفی (-) یا معکوس کننده نام دارد ، زیرا تقویت کننده برای ورودی‌های اعمال شده به این سر دارای بهره منفی خواهد بود . سر دیگر ورودی مثبت (+) یا غیر معکوس کننده‌است و سیگنال‌های ورودی به این سر ، در خروجی با بهره مثبت ظاهر می‌شوند. این تقویت کننده دارای مقاومت خروجی بسیار کوچک (حدود چند اهم) بوده و از مقاومت ورودی بسیار بزرگی (بیش از چند صد کیلو اهم) برخورداراست . چون تقویت کننده عملیاتی یک قطعه فعال است برای تامین انرژی مصرفی و بایاس ترانزیستورهای داخلی خود به تغذیه DC نیاز دارد.[۱]

نماد تقویت کننده عملیاتی
پایه های اپ امپ
  • پایه‌های 4 و 7 ، پایه‌های تغذیه منفی و مثبت آی سی هستند.
  • پایه‌های 2 و 3 ، پایه‌های ورودی معکوس کننده و معکوس نکننده آی سی هستند.
  • پایه 6 ، پایه خروجی است.
  • پایه‌های 1 و 5 ، پایه‌های تغییر دهنده سطح DC خروجی آی سی هستند که توسط آن‌ها می توان سطح DC خروجی را تغییر داد. این کار را می توان با قرار دادن یک پتانسیومتر بین این دو پایه انجام داد.
  • پایه 8 بی استفاده است.




تقویت کننده عملیاتی ایده آل
  • بهره ولتاژ بی نهایت دارد.
  • مقاومت خروجی صفر دارد.
  • مقاومت ورودی بی نهایت دارد.
  • پهنای باند بی نهایت دارد.
  • ولتاژ انحراف از میزان ورودی آن صفر است.

در حالی که هیچ یک از فرض‌های فوق با خواص تقویت کننده عملیاتی واقعی مطابقت کامل ندارد ، اما نتایج بدست آمده از تجزیه و تحلیل مدارهای با مدل ایده آل ، در فرکانس‌های پایین به نتایج واقعی بسیار نزدیک هستند .

تقویت کننده عملیاتی واقعی

در عمل، تقویت کننده عملیاتی نمی تواند دارای همه خصوصیات یاد شده در مورد حالت ایده آل آن باشد. چرا که تقویت کننده عملیاتی ، خود از به هم پیوستن چند طبقه تقویت کننده ترانزیستوری (در ادامه مطلب اشاره شده است.) به وجود آمده است و ناگزیر دارای محدودیت هایی در بهره ولتاژ، مقاومت ورودی، جریان خروجی و ... است. گرچه این گونه محدودیت‌ها که در تقویت کننده عملیاتی معمولی وجود دارند اساس طراحی‌های انجام شده بر مبنای حالت ایده آل را بر هم نمی زنند و فقط نتایج را با تقریب روبه رو می سازند ، ولی تقویت کننده عملیاتی خاص با کارآیی بالا نیز در بازار یافت می شوند که در بعضی خصوصیت‌ها به وضعیت ایده آل بسیار نزدیک بوده و می تواند در طرح‌های ویژه به کار گرفته شوند. مثلا تقویت کننده‌های عملیاتی ای ساخته می شوند که دارای سرعت زیاد، جریان خروجی زیاد و مقاومت ورودی بزرگ هستند. شناخت محدودیت‌های تقویت کننده عملیاتی واقعی نه تنها در درک عمیق تر عملکرد مدارهای طراحی شده با این تقویت کننده عملیاتی ما را یاری می کند، بلکه برای انتخاب تقویت کننده عملیاتی مناسب برای یک طرح مورد نظر نیز ضرورت دارد.


معرفی بلوک‌های تشکیل دهنده یک تفویت کننده عملیاتی

  • منابع جریان
  • تقویت کننده تفاضلی ورودی
  • تقویت کننده میانی
  • مدارهای تغییر دهنده سطح DC
  • طبقه خروجی (تقویت کننده توان که معمولاً یک تقویت کننده پوش پول است.)
مدار داخلی

ای سی‌های تقویت کننده عملیاتی بنا به کاربردشان دارای مدارهای داخلی متفاوتی هستند. ای سی ۷۴۱ جزو ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین اپ امپ‌ها می‌باشد. مدار داخلی آن قابل مشاهده می‌باشد.

مدار داخلی 741
  • قسمت آبی رنگ : این قسمت ، طبقه تفاضلی است .ترانزیستورهای Q۱ تا Q۴ زوج تفاضلی ورودی را تشکیل می‌دهد.Q۵ و Q۶ و Q۷ به همراه سه مقاومت ، تشکیل بار فعال می‌دهند.
  • قسمت‌های قرمز رنگ : ترانزیستورها در طبقات قرمز ، تشکیل منابع جریان می‌دهند و تقویت کننده‌های ترانزیستوری را بایاس می‌کنند. هر سه منبع جریان ، از نوع آینه‌ای هستند.

قسمت صورتی رنگ : این طبقه ، طبقه تقویت کننده میانی است. Q۱۵ به عنوان بافر و Q۱۹ با مقاومت ۵۰ اهم در امیتر، یک طبقه امیتر مشترک تشکیل می‌دهد.

  • قسمت آبی آسمانی رنگ : طبقه خروجی تقویت کننده یا همان تقویت کننده توان از کلاس AB (یا پوش پول) می‌باشد. علت استفاده از از تقویت کننده کلاس AB در خروجی ، تامیت جریان بارهای متنوع در خروجی است .
  • قسمت سبز رنگ : این طبقه ، چند برابر کننده ولتاژ بیس-امیتر نامیده می‌شود و برای جلوگیری از اعوجاح همگذری استفاده می‌شود. این طبقه ، ترانزیستورهای تقویت توان را در آستانه روشن شدن ، نگاه می‌دارد. برای رسیدن به پایداری حرارتی مطلوب به جای مقاومت ۴٫۵k می‌توان از یک NTC استفاده کرد .
  • مقاومت های‌ ۲۵ و ۵۰ اهم در خروجی تقویت کننده جهت جلوگیری از رانش حرارتی ترانزیستورهای Q۱۴ و Q۲۰ به کار گرفته شده‌اند.
  • خازن ۳۰Pf ، جبران ساز میلر است و در مدار قطب بوجود می‌آورد که به منظور جلوگیری از ناپایداری و نوسان تقویت کننده در فرکانس‌های بالا مورد استفاده قرار گرفته است.(فضایی که یک خازن در مدار مجتمع اشغال می‌کند ، چندین برابر فضای اشغال شده توسط یک ترانزیستور است . پس در طراحی مدار مجتمع ، باید از حداقل خازن و مقاومت استفاده کرد.)


سرعت تغییرات خروجی (Slew Rate)

تعریف

سرعت تغییر ولتاژ خروجی تقویت کننده عملیاتی محدود است . به عبارت دیگر اگر به ورودی یک تقویت کننده عملیاتی شکل موج پله داده شود ، خروجی شکل موج پله نخواهد داشت . بلکه افزایش ولتاژ خروجی با شیب معینی صورت می گیرد.این پارامتر توسط حداکثر جریان شارژ کننده خازن جبران ساز C تعیین می شود. زیرا افزایش ولتاژ خروجی مستلزم افزایش ولتاژ خروجی طبقه تقویت کننده میانی است که از طریق شارژ خازن C انجام می گیرد. حداکثر شیب تغییرات ولتاژ خروجی را با یک پارامتر به نام 'SR' مشخص می نمایند.[۲]


قرمز : شکل موج ورودی - سبز :شکل موج خروجی
\mathrm{SR} = \max\left(\left|\frac{dv_\mathrm{out}(t)}{dt}\right|\right)


اندازه گیری Slew Rate

برای اندازه گیری Slew Rate می توان از یک فانکشن ژنراتور در حالت موج مربعی و یک اسیلوسکوپ استفاده کرد. Slew Rate برای حالت با فیدبک و بدون فیدبک یکسان است. این پارامتر برای تقویت کننده‌های عملیاتی معمولی حدود چند ولت بر میکروثانیه بوده و برای تقویت کننده‌های عملیاتی با کارایی بالا از 100 ولت بر میکروثانیه نیز می تواند بیشتر باشد.



عرض باند بهره واحد

در یک تقویت کننده عملیاتی واقعی ، نه تنها بهره ولتاژ حلقه باز محدود است بلکه این مقدار نیز تا فرکانس حدود بین 10Hz تا 1KHz ثابت است و پس از آن کاهش می یابد. این کاهش به میزان 20dB/dec با افزایش فرکانس ادامه می یابد. عرض باند بهره واحد در تقویت کننده‌های عملیاتی معمولی حدود 1MHz است. در تقویت کننده‌های عملیاتی سریع مقدار این پارامتر ممکن است به بیش از چند ده مگاهرتز نیز برسد.


مقاومتهای ورودی و خروجی

مقاومتهای داخلی تقویت کننده عملیاتی

برخلاف تقویت کننده عملیاتی ایده آل که مقاومت خروجی آن را صفر در نظر گرفتیم ، تقویت کننده عملیاتی واقعی دارای یک مقاومت خروجی در حدود 100 اهم می باشد.(برای تقویت کننده‌های عملیاتی معمولی) البته در تقویت کننده هایی که با استفاده از تقویت کننده عملیاتی و مقاومت‌های خارجی ساخته می شوند مقاومت خروجی مدار از مقاومت خروجی تقویت کننده عملیاتی کمتر خواهد بود. در این حالت ، مقاومت خروجی تقویت کننده عملیاتی در مدار نقش چندان مهمی ندارد و می توان از آن صرف نظر کرد. تاثیر قابل توجه این مقاومت در امپدانس خروجی مدار وقتی ظاهر می‌شود که محدودیت عرض باند را در نظر بگیریم.





[ویرایش] تقویت کننده عملیاتی به عنوان مقایسه کننده(اپ امپ بدون فیدبک)

Op-amp symbol.svg

هنگامی که ولتاژ پایه مثبت(معکوس نکننده) از ولتاژ پایه منفی(معکوس کننده) بیشتر باشد، خروجی اپ امپ، برابر با تغذیه مثبت می شود(تغدیه مثبت در خروجی ظاهر می شود.)

و

هنگامی که ولتاژ پایه مثبت(معکوس نکننده) از ولتاژ پایه منفی(معکوس کننده) کمتر باشد، خروجی اپ امپ، برابر با تغذیه منفی می شود(تغدیه منفی در خروجی ظاهر می شود.)

به روابط توجه کنید.

 V_{\text{out}} = \left\{\begin{matrix} V_{\text{S+}} && if && V_+ > V_- \\ V_{\text{S-}} && if && V_+ < V_- \end{matrix}\right.


کاربردهای تقویت کنندگی

تقویت کننده معکوس نکننده

تقویت کننده معکوس نکننده
V_{\text{out}} 
= V_{\text{in}} (1 + \frac{R_2}{R_1}).


[ویرایش] تقویت کننده معکوس کننده

تقویت کننده معکوس کننده
V_{\text{out}} 
\approx - V_{\text{in}} \frac{R_{\text{f}}}{R_{\text{in}}}.


ساخت بافر به کمک اپ امپ

بافر

در این حالت بهره ولتاژ برابر یک است . مقاومت ورودی این مدار با توجه به صفر بودن جریان ورودی سر مثبت ، برابر بی نهایت است . ملاحظه می‌شود که تقویت کننده فوق همه شرایط یک بافر را داراست (بهره ولتاژ یک ، مقاومت ورودی بی نهایت و مقاومت خروجی صفر) و به همین دلیل در بسیاری از کاربردها به عنوان یک مدار بافر تقریبا ایده آل مورد استفاده قرار می‌گیرد . این مدار را ولتاژ فالوئر نیز می‌نامند ، زیرا ولتاژ خروجی آن همواره ولتاژ ورودی را دنبال می‌کند .

ساخت جمع کننده به کمک اپ امپ

جمع کننده با بهره منفی

هریک از تقویت کننده‌های با بهره منفی یا مثبت را با اضافه کردن چند مقاومت در ورودی مطابق شکل می‌توان به مدار جمع کننده تبدیل کرد.

 V_{out} = V_2 \left({ \left(R_3 + R_1 \right) R_4 \over \left(R_4 + R_2 \right) R_1} \right) - V_1 \left({R_3 \over R_1} \right)

تقویت کننده تفاضلی

تقویت کننده تفاضلی

منظور از تقویت کننده تفاضلی ، تقویت کننده‌ای است که در خروجی آن تفاضل دو سیگنال ورودی با بهره معینی ظاهر می‌شود. در تقویت کننده‌های تفاضلی ، معمولاً مقدار متوسط سیگنال‌های ورودی نیز تقویت شده و به صورت یک مولفه نا خواسته در خروجی ظاهر می‌شود. در یک تقویت کننده تفاضلی ایده آل این مولفه در خروجی صفر است .

 V_{out} = V_2 \left({ \left(R_3 + R_1 \right) R_4 \over \left(R_4 + R_2 \right) R_1} \right) - V_1 \left({R_3 \over R_1} \right)

مدار انتگرال گیر

انتگرال گیر

این مدار شکل موج مربعی را به شکل موج دندانه اره‌ای تبدیل می‌کند و در اسیلوسکوپ کاربرد دارد.البته در عمل باید به موازات خازن c یک مقاومت بزرگ قرار داد تا فیدبک از نقطه نظر DC برقرار باشد.

 V_{out} = \int_0^t - {V_{in} \over RC} \, dt + V_{inicial}

[ویرایش] مدار مشتق گیر

انتگرال گیر

 V_{out} = - R C \, {d V_{in} \over dt}

[ویرایش] کاربردهای غیر خطی( لگاریتمی و آنتی لگاریتمی(نمایی))

تقویت کننده لگاریتمی

لگاریتمی


v_{\text{out}} = -V_{\text{T}} \ln \left( \frac{v_{\text{in}}}{I_{\text{S}} \, R} \right)


Is جریان اشباع معکوس

VT در دمای اتاق(25 درجه سانتی گراد) برابر 26 میلی ولت است.

تقویت کننده آنتی لگاریتمی(نمایی)

آنتی لگاریتمی(نمایی)


v_{\text{out}} = -R I_{\text{S}} e^{\frac{v_{\text{in}}}{V_{\text{T}}}}


Is جریان اشباع معکوس

VT در دمای اتاق(25 درجه سانتی گراد) برابر 26 میلی ولت است.




کاربرد اپ امپ در طراحی فیلترهای اکتیو

از اپ امپ می‌توان در ساخت فیلترهای آنالوگ اکتیو استفاده کرد. نمونه‌ای از این دست فیلتر را در ذیل می‌بینید.

فیلتر بالاگذر از نوع سالن کی









اپ امپ با فیدبک مثبت

هنگامی که پایه خروجی به طرقی به ورودی معکوس نکننده متصل باشد ، مدار کاربرد تقویت کنندگی ندارد . با این روش می‌توان مدارهای نظیر مونواستابل ، آستابل ، بای استابل و اشمیت تریگر ساخت .

فیدبک مثبت









اشمیت تریگر با اپ امپ

از اپ امپ در ساخت اشمیت تریگر نیز استفاده می شود. به شکل‌های زیر دقت کنید.

اشمیت تریگر با اپ امپ
منحنی هیسترزیس














تنظیم کننده با تقویت کننده عملیاتی

تنظیم کننده با تقویت کننده عملیاتی

گرچه استفاده از تنظیم کننده‌های ولتاژ ساده در بسیاری از سیستم‌های الکترونیکی ارزان قیمت متداول است ،ولی در منابع تغذیه تجاری که تنظیم ولتاژ بهتر و دقیق تر و نیز ولتاژ خروجی قابل تغییر مورد نیاز است.










ژیراتور

ژیراتور و مدار معادل تقریبی

در طراحی فیلترهای غیر فعال، به دلیل استفاده از سلف، مدارها بسیار سنگین، بزرگ و گران می شوند و دارای تلفات نیز هستند. به همین دلیل استفاده از فیلترهای فعال که در آن از سلف استفاده نمی شود دارای مزیت می باشد. یکی نوع از فیلترهای فعال، فیلتری است که در آن از ژیراتور استفاده می شود.در این روش ابتدا فیلتر غیر فعال را سنتز کرده سپس به جای سلف از ژیراتور که از ترکیب مقاومت و خازن و تقویت کننده عملیاتی ساخته می‌شود ،استفاده می کنیم.








مبدل امپدانس منفی

مبدل امپدانس منفی

منظور از مبدل امپدانس منفی،مداری است که بتواند با استفاده از مقاومت‌های معمولی در دو سر ورودی خود یک مقاومت منفی ایجاد کند. در مدار شکل روبرم می توان نشان داد که نسبت Vi به Ii یک عدد منفی است. به عبارت دیگر از سر ورودی مثبت ، مدار دارای مقاوت منفی است.

تحلیل مدار روبرو: به دلیل استفاده از فیدبک منفی و برابری ولتاژ پایه‌های ورودی، و تقسیم ولتاژ داریم:

V_{\text{opamp}} = V_s \left( 1 + \frac{R_2}{R_1} \right)\,


با نوشتن فرمول جریان، و جایگزینی رابطه اول داریم:


-I_s = \frac{ V_{\text{opamp}} - V_s }{ R_3 } = V_s \frac{ \frac{R_2}{R_1} }{ R_3 }.


مقاومت ورودی ،همان نسبت ولتاژ منبع سیگنال به جریان ورودی است.


R_{\text{in}} \triangleq \frac{V_s}{I_s} = -R_3 \frac{R_1}{R_2}.


بنابراین مقاومت ورودی یک مقاومت منفی است.

برای داشتن امپدانس منفی، می توان به جای مقاومت از سلف یا خازن استفاده کرد.

از مبدل مقاومت منفی می توان در طراحی منبع جریان ایده آل با تقویت کننده عملیاتی استفاده نمود.


یکسو ساز دقیق

یکسو کننده دقیق

با استفاده از تقویت کننده عملیاتی و دیود می توان یک ، یکسو ساز تقریبا ایده آل ساخت.

توضیح : هنگامی که ولتاژ ورودی کوچک تر از صفر باشد دیود خاموش است و فیدبک منفی برقرار نمی شود پس ولتاژ خروجی صفر است . و هنگامی که ولتاژ ورودی بزرگ تر از صفر باشد دیود روشن می‌شود فیدبک منفی برقرار می‌شود و ولتاژ خروجی ، برابر ولتاژ ورودی می شود.

این یکسو ساز ، نیم موج است.




یکسو ساز دقیق بهبود یافته

یکسو کننده دقیق بهبود یافته

در این مدار چون خروجی تقویت کننده عملیاتی به اشباع مثبت و منفی نمی رود نرخ شیب (Slew Rate) خود را خیلی کم نشان می دهد و از مدار قبی کیفیت بهتری دارد.(اگر چه این مدار هم در فرکانس‌های بالا Slew Rate خوبی از خود نشان نمی دهد و از مدار قبلی بهتر است.)







 

نوشته شده توسط A-Z در جمعه یکم بهمن 1389 ساعت 1:9 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


schmit tigger

Fundamental idea

Schmitt trigger is a system with an avalanche-like positive feedback (B < 1; B.A > 1), in which the output helps the input

Circuits with hysteresis are based on the fundamental positive feedback idea: any active circuit can be made behave as Schmitt trigger by applying a positive feedback so that the loop gain is more than one. The positive feedback is introduced by adding a part of the output voltage to the input voltage; so, these circuits contain an attenuator (the B box in the figure on the right) and a summer (the circle with "+" inside) in addition to an amplifier acting as a comparator. There are three specific techniques for implementing this general idea. The first two of them are dual versions (series and parallel) of the general positive feedback system. In these configurations, the output voltage increases the effective difference input voltage of the comparator by decreasing the threshold or by increasing the circuit input voltage; the threshold and memory properties are incorporated in one element. In the third technique, the threshold and memory properties are separated.

Dynamic threshold (series feedback): when the input voltage crosses the threshold in some direction the very circuit changes its own threshold to the opposite direction. For this purpose, it subtracts a part of its output voltage from the threshold (it is equal to adding voltage to the input voltage). Thus the output affects the threshold and does not impact on the input voltage. These circuits are implemented by a differential amplifier with series positive feedback where the input is connected to the inverting input and the output - to the non-inverting input. In this arrangement, attenuation and summation are separated: a voltage divider acts as an attenuator and the loop acts as a simple series voltage summer. Examples: the classic transistor emitter-coupled Schmitt trigger, op-amp inverting Schmitt trigger, etc.

Modified input voltage (parallel feedback): when the input voltage crosses the threshold in some direction the circuit changes the very input voltage in the same direction (now it adds a part of its output voltage directly to the input voltage). Thus the output "helps" the input voltage and does not affect the threshold. These circuits can be implemented by a single-ended non-inverting amplifier with parallel positive feedback where the input and the output sources are connected through resistors to the input. The two resistors form a weighted parallel summer incorporating both the attenuation and summation. Examples: the less familiar collector-base coupled Schmitt trigger, op-amp non-inverting Schmitt trigger, etc.

Two different unidirectional thresholds are assigned in this case to two separate open-loop comparators (without hysteresis) driving an RS trigger (2-input memory cell). The trigger is toggled high when the input voltage crosses down to up the high threshold and low when the input voltage crosses up to down the low threshold. Again, there is a positive feedback but now it is concentrated only in the memory cell. Example: 555 timer, switch debounce circuit[3].

The symbol of Schmitt trigger

Some circuits and elements exhibiting negative resistance can also act as Schmitt triggers: negative impedance converters (NIC), neon lamps, tunnel diodes (e.g., a diode with an "N"-shaped current–voltage characteristic in the first quadrant), etc. In the last case, an oscillating input will cause the diode to move from one rising leg of the "N" to the other and back again as the input crosses the rising and falling switching thresholds.

The symbol for Schmitt triggers in circuit diagrams is a triangle with a symbol inside representing its ideal hysteresis curve.

Transistor Schmitt triggers

Classic emitter-coupled circuit

Schmitt trigger implemented by two emitter-coupled transistor stages

The original Schmitt trigger is based on the dynamic threshold idea that is implemented by a voltage divider with a switchable upper leg (the collector resistors Rc1 and Rc2) and a steady lower leg (RE). T1 acts as a comparator with a differential input (T1 base-emitter junction) consisting of an inverting (T1 base) and a non-inverting (T1 emitter) inputs. The input voltage is applied to the inverting input; the output voltage of the voltage divider is applied to the non-inverting input thus determining its threshold. The comparator output drives the second common collector stage T2 (an emitter follower) through the voltage follower R1-R2. The emitter-coupled transistors T1 and T2 actually compose an electronic double throw switch that switches over the upper legs of the voltage divider and changes the threshold in a different (to the input voltage) direction.

This configuration can be considered as a differential amplifier with series positive feedback between its non-inverting input (T2 base) and output (T1 collector) that forces the transition process. There is also a smaller negative feedback introduced by the emitter resistor RE. To make the positive feedback dominate over the negative one and to obtain a hysteresis, the proportion between the two collector resistors is chosen Rc1 > Rc2. Thus less current flows through and less voltage drop is across RE when T1 is switched on than in the case when T2 is switched on. As a result, the circuit has two different thresholds in regard to ground (V- in the picture).

Operation

Initial state. For NPN transistors as shown, imagine the input voltage is below the shared emitter voltage (high threshold for concreteness) so that T1 base-emitter junction is backward-biased and T1 does not conduct. T2 base voltage is determined by the mentioned divider so that T2 is conducting and the trigger output is in the low state. The two resistors Rc2 and RE form another voltage divider that determines the high threshold. Neglecting VBE, the high threshold value is approximately

V_{HT} = \frac{R_E}{R_E + R_{c2}}{V_+}.

The output voltage is low but well above the ground. It is approximately equal to the high threshold and may not be low enough to be a logical zero for next digital circuits. This may require additional shifting circuit following the trigger circuit.

Crossing up the high threshold. When the input voltage (T1 base voltage) rises slightly above the voltage across the emitter resistor RE (the high threshold), T1 begins conducting. Its collector voltage goes down and T2 begins going cut-off, because the voltage divider now provides lower T2 base voltage. The common emitter voltage follows this change and goes down thus making T1 conduct more. The current begins steering from the right leg of the circuit to the left one. Although T1 is more conducting, it passes less current through RE (since Rc1 > Rc2); the emitter voltage continues dropping and the effective T1 base-emitter voltage continuously increases. This avalanche-like process continues until T1 becomes completely turned on (saturated) and T2 turned off. The trigger is transitioned to the high state and the output (T2 collector) voltage is close to V+. Now, the two resistors Rc1 and RE form a voltage divider that determines the low threshold. Its value is approximately

V_{LT} = \frac{R_E}{R_E + R_{c1}}{V_+}.

Crossing down the low threshold. With the trigger now in the high state, if the input voltage lowers enough (below the low threshold), T1 begins cutting-off. Its collector current reduces; as a result, the shared emitter voltage lowers slightly and T1 collector voltage rises significantly. R1-R2 voltage divider conveys this change to T2 base voltage and it begins conducting. The voltage across RE rises, further reducing the T1 base-emitter potential in the same avalanche-like manner, and T1 ceases to conduct. T2 becomes completely turned-on (saturated) and the output voltage becomes low again.

Variations
The symbol of inverting Schmitt trigger

Non-inverting circuit. The classic non-inverting Schmitt trigger can be turned into an inverting trigger by taking Vout from the emitters instead from T2 collector. In this configuration, the output voltage is equal to the dynamic threshold (the shared emitter voltage) and both the output levels stay away from the supply rails. Another disadvantage is that the load changes the thresholds; so, it has to be high enough. The base resistor RB is obligatory to prevent the impact of the input voltage through T1 base-emitter junction on the emitter voltage.

Direct-coupled circuit. To simplify the circuit, the voltage divider R1-R2 can be omitted connecting T1 collector directly to T2 base. The base resistor RB can be omitted as well so that the input voltage source drives directly T1 base.[4] In this case, the common emitter voltage and T1 collector voltage are not suitable for outputs. Only T2 collector should be used as an output since, when the input voltage exceedes the high threshold and T1 saturates, its base-emitter junction is forward-biased and transfers the input voltage variations directly to the emitters. As a result, the common emitter voltage and T1 collector voltage follow the input voltage. This situation is typical for over-driven transistor differential amplifiers and ECL gates.

Collector-base coupled circuit

BJT bistable collector-base coupled circuit can be converted to a Schmitt trigger by connecting an additional base resistor to some of the bases

Like every latch, the fundamental collector-base coupled bistable circuit possesses a hysteresis. So, it can be converted to a Schmitt trigger by connecting an additional base resistor R to some of the inputs (Q1 base in the figure). The two resistors R and R4 form a parallel voltage summer (the circle in the block diagram above) that sums output (Q2 collector) voltage and the input voltage, and drives the single-ended transistor "comparator" Q1. When the base voltage crosses the threshold (VBE0 ∞ 0.65 V) in some direction, a part of Q2 collector voltage is added in the same direction to the input voltage. Thus the output modifies the input voltage by means of parallel positive feedback and does not affect the threshold (the base-emitter voltage).

Comparison between emitter- and collector-coupled circuit

The emitter-coupled version has the advantage that the input transistor is backward-biased when the input voltage is quite below the high threshold; so, the transistor is surely cut-off. It was important when germanium transistors were used for implementing the circuit and this advantage has determined its popularity. The input base resistor can be omitted since the emitter resistor limits the current when the input base-emitter junction is forward-biased.

The emitter-coupled Schmitt trigger has not low enough level at output logical zero and needs an additional output shifting circuit. The collector-coupled trigger has extremely low (almost zero) output level at output logical zero.

Op-amp implementations

Schmitt triggers are commonly implemented using an operational amplifier or the more dedicated comparator.[nb 1] An open-loop op-amp and comparator may be considered as an analog-digital device having analog inputs and a digital output that extracts the sign of the voltage difference between its two inputs.[nb 2] The positive feedback is applied by adding a part of the output voltage to the input voltage in series or parallel manner. Due to the extremely high op-amp gain, the loop gain is also high enough and provides the avalanche-like process.

Non-inverting Schmitt trigger

Schmitt trigger implemented by a non-inverting comparator

In this circuit, the two resistors R1 and R2 form a parallel voltage summer. It adds a part of the output voltage to the input voltage thus "helping" it during and after switching that occurs when the resulting voltage is near the ground. This parallel positive feedback creates the needed hysteresis that is controlled by the proportion between the resistances of R1 and R2. The output of the parallel voltage summer is single-ended (it produces voltage in respect to ground); so, the circuit does not need an amplifier with a differential input. Since the conventional op-amps usually have a differential input, the inverting input is grounded (not used).

The output voltage always has the same sign as the op-amp input voltage but it not always has the same sign as the circuit input voltage (the signs of the two input voltages can differ). When the circuit input voltage is above the high threshold or below the low threshold, the output voltage has the same sign as the circuit input voltage (the circuit is non-inverting). It acts like a comparator that switches at a different point depending on whether the output of the comparator is high or low. When the circuit input voltage is between the thresholds, the output voltage is undefined; it depends on the last state (the circuit behaves as an elementary latch).

Typical hysteresis curve (which matches the curve shown on a Schmitt trigger symbol)

For instance, if the Schmitt trigger is currently in the high state, the output will be at the positive power supply rail (+VS). The output voltage V+ of the resistive summer can be found by applying the superposition theorem:

V_\mathrm{+} = \frac{R_2}{R_1+R_2} \cdot V_\mathrm{in} + \frac{R_1}{R_1+R_2} \cdot V_\mathrm{s}

The comparator will switch when V+=0. Then {R_2}\cdot V_\mathrm{in} = -{R_1}\cdot V_\mathrm{s} (the same result can be obtained by applying the current conservation principle). So Vin must drop below -\frac{R_1}{R_2}{V_s} to get the output to switch. Once the comparator output has switched to −VS, the threshold becomes +\frac{R_1}{R_2}{V_s} to switch back to high. So this circuit creates a switching band centered around zero, with trigger levels \pm\frac{R_1}{R_2}{V_s} (it can be shifted to the left or the right by applying a bias voltage to the inverting input). The input voltage must rise above the top of the band, and then below the bottom of the band, for the output to switch on (plus) and then back off (minus). If R1 is zero or R2 is infinity (i.e., an open circuit), the band collapses to zero width, and it behaves as a standard comparator. The transfer characteristic is shown in the picture on the right. The value of the threshold T is given by \frac{R_1}{R_2}{V_s} and the maximum value of the output M is the power supply rail.

A practical Schmitt trigger configuration with precise thresholds

A unique property of circuits with parallel positive feedback is the impact on the input source. In circuits with negative parallel feedback (e.g., an inverting amplifier), the virtual ground at the inverting input separates the input source from the op-amp output. Here there is no permanent virtual ground (there is only an instant one during the transition) and the steady op-amp output voltage is applied through R1 - R2 network to the input source. It is interesting fact that the op-amp output passes an opposite current through the input source (it injects current into the source when the input voltage is positive and it draws current from the source when it is negative).

A practical Schmitt trigger with precise thresholds is shown in the figure on the left. The transfer characteristic has exactly the same shape of the previous basic configuration, and the threshold values are the same as well. On the other hand, in the previous case, the output voltage was depending on the power supply, while now it is defined by the Zener diodes (which could also be replaced with a single double-anode Zener diode). In this configuration, the output levels can be modified by appropriate choice of Zener diode, and these levels are resistant to power supply fluctuations (i.e., they increase the PSRR of the comparator). The resistor R3 is there to limit the current through the diodes, and the resistor R4 minimizes the input voltage offset caused by the comparator's input leakage currents (see Limitations of real op-amps).

Inverting Schmitt trigger

Schmitt trigger implemented by an inverting comparator

In the inverting version, the attenuation and summation are separated. The two resistors R1 and R2 act only as a "pure" attenuator (voltage divider). The input loop acts as a simple series voltage summer that adds a part of the output voltage in series to the circuit input voltage. This series positive feedback creates the needed hysteresis that is controlled by the proportion between the resistances of R1 and the whole resistance (R1 and R2). The effective voltage applied to the op-amp input is floating; so, the op-amp must have a differential input.

The circuit is named inverting since the output voltage always has an opposite sign to the input voltage when it is out of the hysteresis cycle (when the input voltage is above the high threshold or below the low threshold). However, if the input voltage is within the hysteresis cycle (between the high and low thresholds), the circuit can be inverting as well as non-inverting. The output voltage is undefined; it depends on the last state and the circuit behaves as an elementary latch.

To compare the two versions, the circuit operation will be considered at the same conditions as above. If the Schmitt trigger is currently in the high state, the output will be at the positive power supply rail (+VS). The output voltage V+ of the voltage divider is:

V_\mathrm{+} = \frac{R_1}{R_1+R_2} \cdot V_\mathrm{s}

The comparator will switch when Vin = Vs. So Vin must exceed above this voltage to get the output to switch. Once the comparator output has switched to −VS, the threshold becomes -\frac{R_1}{R_1+R_2}{V_s} to switch back to high. So this circuit creates a switching band centered around zero, with trigger levels \pm\frac{R_1}{R_1 + R_2}{V_s} (it can be shifted to the left or the right by connecting R1 to bias voltage). The input voltage must rise above the top of the band, and then below the bottom of the band, for the output to switch off (minus) and then back on (plus). If R1 is infinity or R2 is zero (i.e., an short circuit), the band collapses to zero width, and it behaves as a standard comparator.

In contrast with the parallel version, this circuit does not impact on the input source since the source is separated from the voltage divider output by the high op-amp input differential impedance.

Applications

Schmitt triggers are typically used in open loop configurations for noise immunity and closed loop configurations to implement function generators.

Noise immunity

One application of a Schmitt trigger is to increase the noise immunity in a circuit with only a single input threshold. With only one input threshold, a noisy input signal near that threshold could cause the output to switch rapidly back and forth from noise alone. A noisy Schmitt Trigger input signal near one threshold can cause only one switch in output value, after which it would have to move beyond the other threshold in order to cause another switch.

For example, in Fairchild Semiconductor's QSE15x family of infrared photosensors[5], an amplified infrared photodiode generates an electric signal that switches frequently between its absolute lowest value and its absolute highest value. This signal is then low-pass filtered to form a smooth signal that rises and falls corresponding to the relative amount of time the switching signal is on and off. That filtered output passes to the input of a Schmitt trigger. The net effect is that the output of the Schmitt trigger only passes from low to high after a received infrared signal excites the photodiode for longer than some known delay, and once the Schmitt trigger is high, it only moves low after the infrared signal ceases to excite the photodiode for longer than a similar known delay. Whereas the photodiode is prone to spurious switching due to noise from the environment, the delay added by the filter and Schmitt trigger ensures that the output only switches when there is certainly an input stimulating the device.

As discussed in the example above, the Fairchild Semiconductor QSE15x family of photosensors use a Schmitt trigger internally for noise immunity. Schmitt triggers are common in many switching circuits for similar reasons (e.g., for switch debouncing). The extended content below contains a list of IC including input Schmitt triggers (click the show button to see the content).

Use as an oscillator

Output and capacitor waveforms for comparator-based relaxation oscillator
A comparator-based implementation of a relaxation oscillator

A Schmitt trigger is a bistable multivibrator, and it can be used to implement another type of multivibrator, the relaxation oscillator. This is achieved by connecting a single RC integrating circuit between the output and the input of an inverting Schmitt trigger. The output will be a continuous square wave whose frequency depends on the values of R and C, and the threshold points of the Schmitt trigger. Since multiple Schmitt trigger circuits can be provided by a single integrated circuit (e.g. the 4000 series CMOS device type 40106 contains 6 of them), a spare section of the IC can be quickly pressed into service as a simple and reliable oscillator with only two external components.

Here, a comparator-based Schmitt trigger is used in its inverting configuration. Additionally, slow negative feedback is added with an integrating RC network. The result, which is shown on the right, is that the output automatically oscillates from VSS to VDD as the capacitor charges from one Schmitt trigger threshold to the other.



 

نوشته شده توسط A-Z در جمعه یکم بهمن 1389 ساعت 0:50 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


گران ترين رايانه دنيا عرضه شد

 

اگرچه این روز ها رایانه ها با قیمت های مختلف و مدل های متفاوت وارد بازار می شوند، کار شناسان از ساخت رایانه ای با قیمت ۳۰ هزار دلار خبر داده است که می تواند به عنوان گران ترین رایانه دنیا محسوب شود.

این رایانه که در کره ساخته شده، Monseual ۷۰۱ نام گرفته است. به گفته شرکت سازنده، در این رایانه ۳۵۵۴ قطعه الماس به کار رفته و کیس آن نیز از طلا و بلور خالص تولید شده است.

 

 

این رایانه بسیار زیبا که از آن به صورت محدود تولید شده است، هم اکنون به صورت اینترنتی به فروش می رسد. کاربران در این رایانه می توانند آخرین فناوری ها را در اختیار داشته باشند.

رایانه Monseual ۷۰۱ شامل هارددیسک ۵۰۰ گیگابایتی می شود و به پردازنده چهار هسته ای اینتل، کارت گرافیکی ATI Radeon HD ۴۰۰۰ و اسپیکرهایی با کیفیت دالبی مجهز شده است.

شرکت سازنده این رایانه معتقد است که به علت تعداد محدود Monseual ۷۰۱، با گذشت زمان قیمت آن افزایش خواهد یافت.


 

نوشته شده توسط A-Z در پنجشنبه شانزدهم دی 1389 ساعت 17:59 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


توربین های بادی


انرژي باد نظير ساير منابع انرژي تجديد پذير، بطور گسترده ولي پراكنده در دسترس مي‌باشد. تابش نامساوي خورشيد در عرض‌هاي مختلف جغرافيايي به سطح ناهموار زمين باعث تغيير دما و فشار شده و در نتيجه باد ايجاد مي‌شود. به علاوه اتمسفر كره زمين به دليل چرخش، گرما را از مناطق گرمسيري به مناطق قطبي انتقال مي‌دهد كه باعث ايجاد باد مي‌شود. انرژي باد طبيعتي نوساني و متناوب داشته و وزش دائمي ندارد.


از انرژي هاي بادي جهت توليد الكتريسيته و نيز پمپاژ آب از چاهها و رودخانه ها، آرد كردن غلات، كوبيدن گندم، گرمايش خانه و مواردي نظير اينها مي توان استفاده نمود. استفاده از انرژي بادي در توربين هاي بادي كه به منظور توليد الكتريسته بكار گرفته مي شوند از نوع توربين هاي سريع محور افقي مي باشند. هزينه ساخت يك توربين بادي با قطر مشخص، در صورت افزايش تعداد پره ها زياد مي شود.

 



 

نوشته شده توسط A-Z در چهارشنبه نوزدهم آبان 1389 ساعت 21:12 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


Antennas

 

Home-made antennas can greatly improve the performance of AM and FM radios, short-wave receivers, and scanners. If you are a talk-radio fan then experiment with the AM band antennas and you will be able to hear shows from all over the country with surprising clarity. Short-wave receivers are always coping with weak signals and they must have a good antenna to perform adequately. Scanners can pick up local police and two-way radio with the little telescoping antenna provided but with good antennas a scanner becomes an amazing ear on the world nearby. No pre-amp, filter or other receiver refinement offers anywhere near the level of performance improvement t that a well-designed antenna offers. The results can be quite satisfying, leaving no doubt that the project was well worth the effort.

Active 3-30 MHz Hula-Loop Antenna for Shortwave

In the past, designs that incorporated an amplifier in the antenna were called "antennafiers" so perhaps this is a "loopifier". The differential amplifier solves matching issues and the varactor tuning gives excellent out-of-band rejection for even cheap receivers. I think the good common-mode rejection from the differential amplifier eliminates the need for a shield, too.

This active antenna for the shortwave band provides surprising performance, even indoors. As the name implies, the main loop is made from a Hula-Hoop with the metallic paint stripped off and a single turn of 14AWG copper wire inserted inside the hoop.  (There isn't any need to remove the paint; mine was flaking and I didn't like the looks. Half-way through I regretted my decision!) These hoops are basically thin-walled plumbing tubing with a water-tight connector holding the ends together. (Mine was actually filled with water to make a "swish-swish" sound, supposedly.) The ends of the hoop pass through two holes in a plastic project box and are then joined together. A hole was drilled in the middle of the original black tubing connector to bring out the ends of the insulated house wiring (heavy white wires). This single turn of wire has about 4 uH inductance. A couple of screws and some epoxy holds the loop in position. The screws were added as an afterthought, cracking the epoxy a bit, because the epoxy doesn't really adhere to the tubing very well. The solid copper house wire is too stiff to connect directly to the circuit so a couple of lengths of hookup wire were added. A little piece of tinned copper circuit board material holds the circuitry. The power is supplied by a molded power supply not shown.

The circuit avoids matching issues by employing a high impedance differential amplifier (TL592) connected directly across the loop. Even with the Q-killing 4.7k resistor, the impedance transformation is on the order of 100:1, an impractically high value for a broadband balun of reasonable cost! Even though the TL592 isn't the lowest noise amplifier ever designed and the resistor kills some of the signal, this configuration picks up so much signal that the circuit noise contribution is negligible! In fact, the amplifier is operating at a very low gain simply to avoid clipping and most signals push the signal meter well over S-9. I've never heard so many stations!  The picture to the right shows the signal strength with the antenna tuned to WWV at 10 MHz with the antenna and receiver sitting on the kitchen table. That beats the nice vertical on my roof. Don't be misled, however; the antenna doesn't perform miracles. The atmospheric noise is also amplified so the signal-to-noise does depend on the location of the antenna and other conditions. Nevertheless, this indoor antenna has consistently outperformed my rooftop whip and when moved outside, it "blows away" the rooftop antenna, in some cases giving a strong signal when the whip gave no discernable signal at all. (Without the Q-killing 4.7k resistor across the coil, the bandwidth was only 10 kHz at 5 Mhz. That's a Q of 500! There might be some future projects that take advantage of that.)

schematic

The indoor unit in the first photo combines both the "Antenna Unit" and "Base Unit" in one box .

Tuning is accomplished by an AM-band varactor like the MVAM115 or MVAM125. Suitable substitutes include the KV1560 or KV1520 but the potentiometer voltage must be reduced to avoid exceeding those diode's ratings. A 100k in series with the top pot connection should do the trick. Varactor tuning is recommended because longer leads for a mechanical capacitor may add resonances at FM frequencies, causing overload of the amplifier and nasty intermodulation at the output. The varactor should be kept close to the amplifier input leads to minimize the impedance at high frequency. A band switch activates a relay that connects a choke across the main coil for tuning above about 12 MHz. The schematic shows a 1 uH value but the best value will be determined by the choice of varactor and the tuning voltage range. My Hula-Hoop prototype above has two, 1 uH chokes in parallel to just reach 28 MHz but the square loop required 1 uH to tune to 30 MHz. It is pretty easy to tell where the antenna is tuned by observing the noise peaking on the receiver's S-meter. The original experiments were done at 15 volts and the extra voltage pushed the frequency to well over 30 MHz but I dropped down to 12 volts since 12 volt relays and power supplies are more common.  The low end of the range is about 3 MHz and there is plenty of band overlap.

An outdoor version was built with ordinary PVC tubing in a square shape similar in dimensions to the Hula-Hoop (not critical). The stiff 14AWG copper wire was replaced with a heavy braid to make it easy to thread the wire through the square shape.  The circuit is identical except that the potentiometer and band switch are in a separate box near the receiver (little white box) and a 4-conductor wire caries the DC signals to the remote antenna box (a PVC electrical junction box).

The relay was added after the photos of the outdoor box and board above. The wires coming down from the antenna include a cable with four-conductors to control the amplifier, a coax cable for the RF to the receiver, and a three-conductor cable for the antenna rotator.

The performance of the indoor antenna is good, moved outside on a flipped-over garbage can it is great, but the performance of this rooftop loop is spectacular!  Simply tune the radio to the desired frequency then tune the antenna for maximum noise, switching the band somewhere around 12 to 15 MHz. (there is plenty of overlap). The Q is low enough that retuning is only necessary when moving from one band to another. In some areas lower Q may be desired to prevent amplifier overload. In only a couple of days I've heard stations all over the world including some "numbers" stations with S9 clarity!

If you would like a couple of the TL592s, send me an email. I recently bought 500 on eBay so there is a good supply.

Reader Minoe from The Netherlands has graciously provided a board layout designed by www.circuitz4u.com! Minoe says, "the zip contains both the Eagle files and the Gerber files. You can load the fines in Eagle for editing (http://www.cadsoft.de/freeware.htm)."

Thanks Minoe!

AM Band Antennas

wpe1A.jpg (148146 bytes)

A good AM Band antenna can be a simple long-wire strung between two trees or across the top of the roof. Even a modest length wire will give your receiver greatly improved reception with less static because the signal pickup is occurring some distance from the interference generating appliances in the house. An insulator mounted high in a tree so that the wire has a large vertical rise will give great results. Mount the antenna as high and as far from the house as practical. Use a good quality ceramic insulator for holding the wire and add a commercial lightning arrestor where the antenna meets the house (Fig.1). Ceramic insulators are available with built-in wood screws and can be screwed into a tree or the wood parts of the house by hand. The wire may be tied to the far insulator as shown but the wire will stretch with time and require adjustment. A "trick" is to pass the wire through the insulator and fasten a fishing weight to the end so that the weight hangs a few inches below the insulator. As the tree sways in the breeze, the weight will move up and down and the wire will remain straight! (I must confess that my long wire antenna is made with insulated wire thrown over a branch with a rock tied to the end... Who has time to do it right? I do have an arrestor, however!) A good place for the arrestor is directly above the point where the water line enters the house. Run a heavy gauge ground wire straight down to the water pipe and attach it with a brass grounding clamp (assuming a copper water pipe - always use compatible materials or corrosion will result.). This connection also makes an excellent ground for the receiver. A shielded cable lead-in wire can give improved results when the residence has unusually noisy appliances. If you do not have an AM radio with a coaxial antenna jack then consider using an auto radio. Auto radios are well shielded to prevent ignition noise from interfering with reception and all that is needed to make a superior receiver for the home is a 12 volt power supply and a speaker. Inexpensive AM car radios are quite common, being discarded for fancy stereo upgrades and even the cheapest car receiver will outperform most home radios.

Fig. 2 shows how to add a loading inductor to the antenna in the event that a little more signal strength is desired. Most long wire antennas will be considerably less than 1/4 wavelength at AM band frequencies and behave as though a small capacitor is connected in series. The inductor resonates with this capacity and will increase the signal strength significantly. The required inductance range is from about 200 microhenry at the high end of the band to about 2 millihenry at the bottom end of the band for a 20 foot antenna.

wpe1B.jpg (158147 bytes)

Fig. 3 shows how to build a programmable loading coil using a 4.5 inch PVC coupling (found in the plumbing supply area of the local home improvement store) and 22 gauge insulated wire. The coil is wound with 100 turns with taps brought out every 10 turns by twisting a little loop in the wire The total inductance of this inductor is about 1 millihenry so short antennas may need more turns for the lower frequencies.

.wpe22.jpg (217154 bytes)

Fixed inductors and a multi-position switch can be used to build a more compact and convenient unit shown schematically in fig.4. 220 microhenry chokes are shown to give enough inductance to handle shorter antennas but other values may be used depending on the application.

wpe23.jpg (150126 bytes)

A directional antenna may be constructed with a ferrite rod and amplifier as shown in fig.5. A ferrite rod 5/16 inches in diameter and 7 inches long was wound with 90 turns which gave sufficient inductance (about 300 uh) to cover the AM band without tuning and gave good reception well into the short-wave band. Experiment with whatever loopstick is available but larger is better.

wpe24.jpg (152605 bytes)

The MC1590 differential amplifier may be constructed on a small piece of copper-clad circuit board material using the copper board for ground connections. The amplifier should be mounted near the ferrite loopstick with the coax and power wire leading to the radio. No separate ground wire is shown since the coax shield will serve both purposes. The loopstick and amplifier may be slipped into a piece of 13/8 inch PVC with a cap on one end and a right angle coupling and pipe on the other (Fig. 6).

wpe25.jpg (145487 bytes)

The vertical pipe may be secured to the outside wall of the house with clamps loose enough to allow the antenna to be aimed. The wires can simply hang out of the bottom of the tube without any seal or a little squirt of foaming urethane caulking could be used to keep out insects. Ground the coax to the cold water pipe for lightning protection if the loop is outside and high.

A totally different approach to low frequency antennas is shown in fig.7. A very short antenna can give amazing results, often performing as well as a long wire antenna if the proper buffer amplifier is added between the radio and the antenna. The electrical model of a short antenna includes a very small series capacitor - so small that little signal gets through and the required resonating loading coil is impracticably large. However, if the antenna is connected to a high impedance buffer with a very low input capacity, the antenna capacity will not attenuate the signal significantly. The amplifier must have good intermodulation characteristics so that phantom stations don't appear all over the dial and the antenna must be kept short to prevent amplifier overload. Don't connect this circuit to a long wire antenna unless you are curious to hear what radio chaos sounds like. Keep the antenna under a few feet in length, especially if strong stations are nearby.

wpe2C.jpg (151420 bytes)

The N-channel JFET shown is a J309 but most other numbers may be substituted. (Possible subs include:  J308-310, U310, 2N4857-4860.) The source voltage (on the 470 ohm resistor) should be about 1.5 to 5 volts. This source resistor could be changed to get about 4 mA of FET current using the formula: New R = V/.004 where V is the voltage on the initial 470 ohm resistor. This source voltage will change when the new resistor is installed to replace the original 470 ohm but the final current value is not particularly critical. Even lower current could be used (bigger R) to prolong battery life but the performance will begin to suffer somewhere below a couple of mA. The antenna may be a few inches to about 6 feet but avoid using longer antennas. With the values shown the buffer will work well from below 100 kHz to about 15 MHz which covers the frequency range where an antenna buffer is useful.

Here is how it works: The 10 megohm resistor sets the DC gate voltage to zero volts and the voltage on the source will rise to about 2 volts as the negative gate to source voltage reaches equilibrium with the source current. The FET is a very high impedance voltage follower which converts the high impedance antenna voltage into a much lower impedance voltage suitable for driving the 2N3904 amplifier. The base of the 2N3904 is biased to about 4 volts by the two base resistors and the 1k emitter resistor sets the collector current to about 3 mA. The amplifier has an RF voltage gain of about 10 which is set by the ratio of the 100 ohm collector resistor and 10 ohm emitter resistor. Lower gain may be achieved by increasing the 10 ohm resistor if the circuit is being overloaded by large signals but a shorter antenna is usually the best approach.

Notes:

bulletIf the signal sounds distorted or is modulated by the line frequency then reduce the 10 megohm resistor to 1 meg. or even 100k to reduce the low frequency gain. Also try a shorter antenna.
bulletIf more gain is desired, lower the 10 ohm resistor - even a short should work well. Even more gain may be had by increasing the 100 ohm in the collector of the 2N3904 to 1k. These changes are especially useful for driving crystal radios.
bulletCouple to a crystal radio at a very low impedance tap or wind a few turns of wire around the coil for coupling. (Connect the two ends to the amp. output and ground.)
bulletMost small-signal NPN transistors will work in place of the 2N3904.

For higher frequencies, a resonant antenna becomes feasible. For example, Fig. 8 shows a simple vertical ground-plane antenna which connects directly to 50 ohm coaxial cable without a loading coil or matching network.

wpe2D.jpg (148624 bytes)

Using the equations shown, a 49 MHz antenna would have a vertical element 57 inches long and ground elements 59 inches long. The vertical element simply connects to the center conductor of the coax and the ground elements connect to the coax braid. The elements may be mounted on a small square of phenolic, fiberglass, or other weatherproof board material. Try not to let dissimilar metals come in contact or, if they must, coat the contact area with silicone rubber. One simple approach is to make the whole affair from PVC pipe with copper wire or tubing on the inside. It is often desirable to have a fixed-frequency antenna with directionality for monitoring a particular station or for installing on an antenna rotator. For example, if you live within a mile or two of a fast food restaurant you can probably pick up the little wireless microphones they use to take orders. You are probably wondering why anyone would want to pick up those signals (which are around 33 MHz). Hmmm. Well, it would be a challenge. Or, how about building a dedicated antenna to receive a distant weather transmitter instead. Or the police in a neighboring town, or a remote airport. Those sound a little better. (When my kids were small I thought of making a tricycle "drive-up" window with real audio from the local fast-food restaurant - never got around to it...) The point is that a directional antenna will give greatly improved performance for any of the signals on your scanner. Multi-element yagi antennas are a good choice for single frequency reception and log-periodic antennas give excellent multi-band reception. The construction of these antennas can prove difficult and purchasing a factory assembled unit is usually a preferable approach. A three-element yagi is not overly difficult for the more experienced hobbyist and several design references are easily found on the internet. A search using "3-element yagi" turned up nearly 600 hits including excellent design articles and commercial sources.


 

نوشته شده توسط A-Z در شنبه دهم مهر 1389 ساعت 22:26 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


بزرگترین ساعت جهان

بزرگترین ساعت جهان در مکه مکرمه، در مجاورت مسجد الحرام
چند روز قبل از آغاز ماه مبارک رمضان افتتاح ‌شد .
ساختمان این ساعت علاوه بر نشان دادن زمان شامل سه هتل مجلل نیز هست
و هدف از راه‌اندازی آن تبدیل ساختن شهر مکه به عنوان
مبدا زمانی جهان در برابر گرینویچ که مبدا فعلی زمانی جهان است، اعلام شده است .
محمد الارکوبی، نایب رئیس و مدیر عامل هتل و ساعت "برج الساعة مکة الملکی"در این باره گفت:
«این ساعت در مجاورت حرم مطهر ساخته شده و فاز اول آن تا پایان ماه اگوست افتتاح خواهد شد.
البته کار ساعت این برج روز 10 اگوست راه اندازی شد تا راه‌اندازی قبل از ماه مبارک رمضان انجام شده باشد.»
این ساعت نماد اصلی‌ای از یک مجموعه عظیمی است که مجموعه بن لادن با حمایت
دولت عربستان ساخته است . هتل آن را نیز مجموعه جهانی ورمومنت اداره می‌کند که سه هتل
موسوم به ورمونت، راولز و سویس هتل را شامل می‌شود که بیش از سه هزار اتاق و سوئیت دارد .
الارکوبی هزینه ساخت این مجموعه را نزدیک به سه میلیارد دلار اعلام کرد .
وی هدف از ساخت این مجموعه را رو در رویی با ساعت گرینویچ در بریتانیا اعلام کرد و گفت:
«برج اصلی این ساعت 662 متر ارتفاع دارد که تاج اصلی آن 155 متر است . این ساعت اولین برج سیمانی دنیا
و دومین برج بلند جهان محسوب می‌شود که با احتساب زیر بنا و پایه 817 متر طول دارد که
 پس از برج دبی با 828 متر ارتفاع در جایگاه دوم ایستاده است .»
قرار است از برج ساعت مکه به عنوان یک موزه اسلامی و یک مرکز ستاره‌شناسی و فلکی نیز در
زمینه‌های علمی و دینی استفاده شود .
همچنین یک فیلم مستند در زمان نصب این ساعت که توسط یک شرکت آلمانی ساخته شده، تهیه شده است .
طول این ساعت 45 متر و عرض آن 43 متر است که 9 برابر ابعاد ساعت بیگ‌بن در لندن است .
این ساعت با بزرگترین مرکزهای تنظیم ساعت دنیا یعنی لندن، پاریس، نیویورک و توکیو متصل خواهد بود .
مردم می‌توانند این ساعت را در شب از مسافت 17 کیلومتری و در روز از مسافت 11 تا 12 کیلومتری مشاهده کنند .
در این مجموعه عظیم نزدیک به 7 هزار نفر مشغول به کار خواهند شد .
ساخت این مجموعه توسط برخی جریان‌های دینی مورد انتقاد قرار گرفته چرا که معتقدند
اولا در مقایسه با مسجد الحرام ابعاد آن بیش از اندازه بزرگ است و
ثانیا در حالی که مسجد الحرام محل عبادت،
 زهد و تقوی است ساخت چنین برجی اسراف است و بیش از اندازه تجملاتی است .

 

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید

Click Here Join Now-*IRP-GROUP.CO.CC*-برای عضویت کلیک کنید


 

نوشته شده توسط A-Z در جمعه نهم مهر 1389 ساعت 14:6 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


تصاویر:روند تکاملی مرسدس‌بنز از 1886 تا2010

 


































































منبع: عصر ایران
نظرات کاربران:


 

نوشته شده توسط A-Z در پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389 ساعت 20:30 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


پیکر بندی آی سی ۵۵۵ بصورت حافظه (لچ)

همه کسانی که با الکترونیک سر وکار دارند آچار فرانسه مدارات الکترونیک یعنی آی سی ۵۵۵ را به خوبی می شناسند امروز می خوام یه رو دیگر کاربرد این ای سی را برای شما شرح دهم و ان این که استفاده از این به صورت حافظه (لچ)
می توان آی سی۵۵۵ معروف را با قابلیت ارائه جریانی تا حد ۲۰۰MA را میتوان بعنوان لچ باورودی کنترل شده مورد استفاده قرارداد وقتی پایه ۲ (ورودی تحریک ) وپایه ۶(پایه آستانه ) به یکدیگر و به ولتاِژی معادل نصف ولتاژ تغذیه متصل شوند می توا ن سیگنال خروجی را بصورت زیر قطع ووصل کرد: وقتی ولتاژ محل اتصال پایه های ۲ و۶ به ولتاژ تغذیه متصل شود خروجی در سطح ولتاژ نقطه زمین قرار خواهد گرفت. همچنین اگر محل اتصال پایه های ۲ و۶ به نقطه زمین وصل شوند خروجی در سطح ولتاژ تغذیه قرارخواهد گرفت.

در مدار ارائه شده نیز آی سی ۵۵۵ به همین صورت مورد استفاده قرار گرفته است تا نوعی کلید روشن و خاموش ۲سیمه ایجاد شود . ترکیب کلید s1(در حالت بسته ) R2وR1 ولتاژی معادل نصف ولتاژ تغذیه را در ورودی مدار (محل اتصا ل پایه های ۲ و۶ ) ic1 ایجاد می کند وقتی s2بسته باشد خروجی آی سی یعنی پایه ۳ تا حد ولتاژ تغذیه افزایش می یابد در نتیجه دیود D2 ( که مربوط به نشان دادن وجود ولتاژ در خروجی می باشد ) روشن می شود. وقتی که S1قطع شود ورودی مدار (یعنی محل اتصال پایه های ۲ و۶ ) تا حدی بالا تر از ۳/۲ ولتاژ تغذیه افزایش می یابد در نتیجه IC1 غیر فعال خواهد شد و خروجی در سطح منطقی پایین قرار می گیرد در این حالت D1 ( که مربوط به نشان دادن فقدان ولتااژ در خروحی می باشد) روشن خواهد شد.
شبکه C1-R3که در ورودی است(یعنی پایه ۴ ) قرار دارد موجب می شود که لچ در وضعیت خاموش (یعنی همان حالتی که هنگام روشن شدن بود) قرار بگیرد.


 

نوشته شده توسط A-Z در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 ساعت 19:9 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


آی سی 555 LM


http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/f/f6/555-CMOS-Timer1.jpg

چکیده مقاله :    آی سی 555 جزء آی سی های تایمر محسوب می شود .دارای کاربرد فراوانی در مدارات و بخصوص در تکنیک پالس می باشد .بعلت ساختمان و نوع طراحی ، با این Ic و چند عدد مقاومت و خازن می توان انواع مدارات منواستابل و آستابل و مدارات تایمر و مولد شکل موج را طراحی و اجرا نمود متن کامل مقاله :    


آی سی 555 جزء آی سی های تایمر محسوب می شود .دارای کاربرد فراوانی در مدارات و بخصوص در تکنیک پالس می باشد .بعلت ساختمان و نوع طراحی ، با این Ic و چند عدد مقاومت و خازن می توان انواع مدارات منواستابل و آستابل و مدارات تایمر و مولد شکل موج را طراحی و اجرا نمود .مزیت این ICتولید تایم بیسهای (time base) نسبتا دقیق (بدون استفاده از کریستال ) ، تقریبا مستقل از تغیرات ولتاژ منبع تغذیه و حرارت می باشد.این IC در بسته های 8 پایه DIP(دو ردیف پایه قرینه در طرفینDual Inline Package) و نوع دیگر Metal can package (قابلمه ای) که در انواع قدیمیتر و یا در جاهائیکه دفع حرارت بیشتر مورد نیاز باشد ، ساخته می شود.

ولتاژ تغذیه IC چیزی بین 5 تا 15 ولت و حداکثر 18 ولت است . خروجی این IC (پایه 3) دارای دو سطح ولتاژ بالا (نزدیک به VCC) و پائین (نزدیک بهGND) است .و باری را که تا 200 میلی آمپر جریان بکشد ، می تواند تغذیه کند.از این رو مستقیما بسیاری از رله ها و یا بلندگوها و... رابدون استفاده از طبقات تقویت کننده جریان اضافی با این IC می توان تحریک نمود.برای بررسی نحوه کار IC ابتدا مدار داخلی آن را به صورت شکاتیک بررسی می کنیم.



DIP and 
Can Package of 555


 

schematic of 555


  الف)- تغذیه :
  پایه 8 به یک ولتاژ مثبت و پایه 1 به زمین وصل می شود.تا تغذیه IC فراهم گردد (در شمای داخلی خطوط تغذیه فلیپ فلاپ ، مقایسه کننده ، بافر تقویت کننده جریان و VREF رسم نشده است)با توجه به شکل ولتاژ VCCروی سه عدد مقاومت 5 کیلو اهمی (وجه تسمیه این IC یعنی 555) تقسیم شده و با توجه به امپدانس ورودی زیاد مقایسه کننده­ها ، ولتاژهای 2/3VCC و VCC/3 را به ترتیب در ورودی منفی تقویت کننده اول و ورودی مثبت مقایسه کننده دوم بوجود می­آورد.
   
  ب­)- خروجی:
  پایه 3 از طریق یک تقویت کننده جریانولتاژ خروجی فلیپ فلاپ را برای استفادهدر خارج IC منتقل می کند.
   
  ج)- تریگر:
  چنانچه ولتاژ پایه 2 از VCC/3 کمتر شود ،با توجه به ورودی های مقایسه کننده آنالوگ دومخروجی این این مقایسه کننده بالا رفته و باعث ست شدن فلیپ فلاپ Q=1 ( که با لبه بالا رونده کار می کند)می گردد.یعنی خروجی فلیپ فلاپ یا خروجی خود IC در این حالت بالا می رود و حتی اگر ولتاژ پایه 2 باز هم از VCC/3 بیشتر شود و خروجی مقایسه کننده پایین بیاید تغییری در خروجی مشاهده نمی­شود.
  د)-ترشولد :
  چنانچه ولتاژ پایه 6 از 2/3VCC ( یا ولتاژ پایه 5( بیشتر شود ، با توجه به ورودی های مقایسه کننده­ی اول ،خروجی مقایسه کننده High شده و فلیپ فلاپ را Reset و خروجی IC را صفر می کند.
  ه )-دشارژ :
  همانطور که از روی شکل پیداست، هنگامی که فلیپ فلاپ ست باشد خروجی Q' فلیپ فلاپ ترانزیستور Q1 را قطع خواهد کرد (ولتاژ بیس صفر می شود)اما در هنگام Reset ترازیستور اشباع شده ، پایه 7 به زمین وصل می­شود . از این عمل بیشتر برای تخلیه خازن و رفتن به سیکل بعدی تایمینگ استفاده می شود .ولی بسته به نوع مدار و نظر طراح ، می تواند استفاده های دیگری هم داشته باشد .
  و) کنترل ولتاژ:
  اگر بخواهیم ولتاژ آستانه بالایی (ترشولد Vu ) و آستانه پایینی (تریگر Vl)موجود در ورودی منفی مقایسه کننده اول و ورودی مثبت مقایسه کننده دوم ،همان 2/3VCC و VCC/3 بماند با این پایه )5( کاری نداریم فقط برای تثبیت تغییرات ناگهانی ولتاژ ( ناشی از عدم تثبیت تغذیه یا عوامل دیگر بخصوص در زمان تغییر وضعیت فلیپ فلاپ) این پایه را با یک خازن 0.001 تا 0.1 میکرو فاراد با کیفیت خوب وصل می کنیم .آزاد گذاشتن این پایه در فرکانس های کم و جاهائیکه منبع تغذیه دارای تثبیت خوبی است و نویز کم است ، اشکالی ندارد . و اما چنانچه بخواهیم ولتاژ های آستانه را خودمان تغییر داده یا کنترل کنیم با اعمال هر منبع ولتاژی ( با مقاومت داخلی در حدود کمتر از 5 کیلو اهم) به پایه 5 ،همان ولتاژ برابر Vu و نصف آن برابر Vl خواهد بود . از این پایه برای مدولاسیون پهنای پالس یا کنترل تاخیر بوسیله ولتاژ و. .. استفاده می شود .
  ز ) Reset:
  پایه 4 در صورت عدم استفاده معمولا با یک مقاومت یا به طور مستقیم به پایه 8 (VCC) وصل میشود ، تا احتمالا نویز یا الکریسیته القائی باعث تحریک ناخواسته آن نشود .در صورتیکه بخواهیم از این پایه استفاده کنیم معمولا آن را با یک مقاومت به Vcc وصل می کنیم و هنگامیکه این پایه حتی برای یک لحظه زمین کنیم ،ترانزیستور Q2 اشباع شده Vref رابه فلیپ فلاپ اعمال کرده باعث رست شدن آن می شود . Reset شدن فلیپ فلاپ توسط پایه 4 مستقل از وضعیت پایه های 2و6 بوده و خروجی IC حتما Low می شود.

http://edisone2004.persiangig.com/image/ic/ne555%203.JPG




 

نوشته شده توسط A-Z در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 ساعت 19:7 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


مختصری در مورد آی سی555


مختصری در مورد آی سی 555

آی سی 555 دارای 8 پایه است و همانطور که بیان شد به آی سی تایمر مشهور است در مدار داخلی این آی سی فلیپ فلاپ به کار رفته است که

با توضیح مختصری از فلیپ فلاپ به بررسی آن می پردازیم

در مدارات الکترونیک و کامپیوتر، فلیپ فلاپ ( Flip Flop ) یک نوع آی سی یا تراشه ( IC ) یا مدار مجتمع دیجیتال است که می تواند به عنوان یک بیت حافظه عمل کند. یک فلیپ فلاپ می تواند شامل دو سیگنال ورودی، صفر یا یک در پایه یا پایه های ورودی باشد. ضمنا یک فلیپ فلاپ دارای یک پایه زمانی ( clock ) و یک خروجی ( out put ) و دو پایه set و reset می باشد. فلیپ فلاپ ها معمولا دارای یک خروجی معکوس خروجی اصلی هم هستند. یعنی از نظر منطقی خروجی معکوس یا متمم ، برعکس خروجی اصلی است و اگر خروجی اصلی مثلا دارای سطح منطقی یک ( مثلا 5 ولت ) باشد خروجی متمم ( مکمل هم می گویند ) به صورت معکوس خروجی اصلی (در این مثال صفر منطقی ) خواهد بود. آن را آلاکلنگ نامیده اند چون خروجی آن بین صفر و یک تغییر می کند. حال با این توضیح به 2 اصطلاح تریگر و ترشولد می پردازیم

 13.تریگر چنانچه ولتاژ پایه 2 از VCC/3 کمتر شود ،با توجه به ورودی های مقایسه کننده آنالوگ دوم خروجی این مقایسه کننده بالا رفته و باعث ست شدن فلیپ فلاپ Q=1 ( که با لبه بالا رونده کار می کند) می گردد.یعنی خروجی فلیپ فلاپ یا خروجی خود IC در این حالت بالا می رود و حتی اگر ولتاژ پایه 2 باز هم از VCC/3 بیشتر شود و خروجی مقایسه کننده پایین بیاید تغییری در خروجی مشاهده نمی شود.

4.ترشولد: چنانچه ولتاژ پایه 6 از 2/3VCC یا ولتاژ 5 بیشتر شود ، با توجه به ورودی های مقایسه کننده اول ،خروجی مقایسه کننده High شده و فلیپ فلاپ را Reset و خروجی IC را صفر می کند.

5.دشارژ:از این عمل بیشتر برای تخلیه خازن و رفتن به سیکل بعدی تایمینگ استفاده می شود ولی بسته به نوع مدار و نظر طراح ، می تواند استفاده های دیگری هم داشته باشد .


 

نوشته شده توسط A-Z در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 ساعت 18:58 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


بسیار مهم

 

image001.jpg

 
 
 
 

 


image002.jpg

 

قطعه جديد ذخيره ساز اطلاعات در انتهاي كابل كيبرد نصب ميشود تا كليه كلمات تايپ شده را در خود ذخيره نمايد اين قطعه اكثرا در كافي نت ها نمايشگاهها هتلها و فرودگاهها استفاده ميشود بنابراين كساني كه در اين مكانها اطلاعات حساب بانكي خود را وارد ميكنند يا وارد سايتهاي مهم ديگر ميشوند بايد بيشتر مراقب باشند.

پس از اينكه شما اطلاعات حساب بانكي را وارد كرده و كامپيوتر را ترك ميكنيد براحتي ميتوان مجددا حساب شما را باز كرد زيرا تمام كلماتي كه تايپ كرده‌ايد در اين قطعه سياه ذخيره شده است.

بنابراين قبل از استفاده از كامپيوتر در چنين اماكني پشت كامپيوتر را چك كنيد تا از عدم وجود چنين قطعه‌اي اطمينان حاصل نمائيد.


 

نوشته شده توسط A-Z در سه شنبه شانزدهم شهریور 1389 ساعت 18:21 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


Gas turbines


The gas turbine is in many respects similar to the steam turbine. It also possesses one or more impellers, which turn around an axle. A compressed gas pushs now the impellers. Gas turbines are of importance in power stations, but also in ships and locomotives, and in form of the jet engine also in airplanes, of course.

open cycle

A gas turbine is mostly built with open cycle. After the gas - mostly normal air - has passed through the turbine, it is not used again, but transferred to the environment for cooling. Therefore it is also particularly suitable for airplanes, which don't have water for cooling in contrast to ships.

Grafic: turbine in power station
enlarge (41 K, 500 * 250)

 

Gas turbine in power stations

The engine above shows the kind of a gas turbine, how it is used e.g. in power stations. The oversize induction and exhaust pipes are to clarify that enormous amounts of air are needed. After the air is sucked in, it is compressed and heated up, which is closer described below. The turbine drives a generator (on the right) for the production of electric current. Red arrows mean "high pressure, high temperature", blue ones "normal pressure, low temperature".



Compression

In the gas turbine first the air gets sucked in and compressed. This compression is done by compressors, likewise impellers, which press air together on small space. In modern turbines several compressors are usually needed, e.g. one low and two high pressure compressors. The compressors stress a part of the won energy and are usually coupled with their own drive turbine therefore.

Burn

Of course the pressure and the temperature of the gas rises after the compression. This compressed air is now additionally heated up, either by an outside burn, or by injecting fuel directly into the turbine, as it was tried e.g. in car gas turbines. The gases are now at huge pressure and are very hot. They go now through the usual multi-level turbine and perform work giving rotation energy to the turbine. When the air leaves the turbine, its temperature is still high.

The jet turbine

The aircraft gas turbine was developed during and after the 2nd World War and replaced the piston engines of the airplanes gradually. These jet engines have a gas turbine in their core likewise, as they were described above. Additionally the so called turbofan engine possesses an additional impeller, a fan, which is much larger than the other ones and it is located at the very front of the engine. You can see this fan if you look directly into an engine from the front. The large quantity of air which is sucked in by the fan in such a way, is divided in modern engines: One part passes through the turbine, the other part goes around the turbine, it "bypasses" it and is therefore also called "bypass air". It meets at the end again with the other jet. The large amount of air heated up gives the necessary thrust to the turbine now.



Grafic: jet turbine, highly simplified. The empty spaces are flowed through by bypass air.
enlarge (41 K, 800 * 612), animated (24 K, 400 * 160), animated, big (73 K, 500 * 280), Mini jet turbine (for your website) (9 K, 150 * 84)



Combined engines

In power stations the warm exhaust air of the gas turbine is often used for the production of steam for a steam turbine, that produces energy, too. A combination of gas and steam turbine leads to efficiencies of over 50 percent. The most modern power stations use further a so called heat-force-coupling: The waste heat from the condenser of the steam turbine is used for heating. Like this, about 90 percent of the energy gets used. Unfortunately these systems are also accordingly expensive and are used just in individual power stations of the industrial nations therefore.




 

نوشته شده توسط A-Z در پنجشنبه یازدهم شهریور 1389 ساعت 17:20 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


Approaches to Improve Energy Efficiency

 

 

Two methods were employed to utilize existing energy resources and increase fuel efficiency:

Power Recovery

•Gas Turbines
•Stirling Engines

Waste Heat Recovery

•Preheating Combustion Air (recuperator and regenerator)
•Steam Generation and Water Heating
•Load Preheating

A combined cycle using  power and waste heat recovery gave maximum efficiency.

Appropriate motor type was also selected to improve power consumption.


1.Gas Turbines


A gas turbine is also called a combustion engine/jet engine.

 

 

It extracts energy from the combustion of fuel.

 

 

 

A gas turbine has three main components :

•Compressor
•Combustion Chamber
•Turbine

 

Thus, the air would be preheated and would require less fuel to raise the air temperature high enough for the operation of the gas turbine.







    2.Stirling Engines

    a) In the first part of the cycle, pressure builds, forcing the piston to move to the left, doing work. The cooled piston stays approximately stationary because it is at the point in its revolution where it changes direction.

    b) In the next stage, both pistons move. The heated piston moves to the right and the cooled piston moves up. This moves most of the gas through the regenerator and into the cooled piston. The regenerator is a device that can temporarily store heat -- it might be a mesh of wire that the heated gasses pass through. The large surface area of the wire mesh quickly absorbs most of the heat. This leaves less heat to be removed by the cooling fins.

  1. c) Next, the piston in the cooled cylinder starts to compress the gas. Heat generated by this compression is removed by the cooling fins.

  2. d) In the last phase of the cycle, both pistons move -- the cooled piston moves down while the heated piston moves to the left. This forces the gas across the regenerator (where it picks up the heat that was stored there during the previous cycle) and into the heated cylinder. At this point, the cycle begins again.

 3. Combined Cycle



 









4. ECM Motors

  • Brushless DC Motor

  • Permanent magnet is on rotating parts (rotor)

  • Series of windings are placed around stator

    Commutator and brushes replaced with programmable microprocessor

  • Energy savings of about 50%

  • Not common in factory settings


 

نوشته شده توسط A-Z در پنجشنبه یازدهم شهریور 1389 ساعت 17:16 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


DIGITAL BASICS

 

What are the digital basics?

Digital circuits work on the basis of a transistor being used as a switch. Consider a light switch, a transistor can be considered almost the same and in some circuits transistors are used to control large amounts of power with very little input power being used.

Look at figure 1 below. Here are two crude transistor switch circuits. In the first circuit if there is no voltage applied to the base of Q1 then it is not switched "on" and accordingly the + 5V passing through the 10K load resistor from our + 5V supply appears at both the collector of the transistor and also at output 1.

If we apply + 5V to the base of Q1 then because it is greater than 0.7 V than the grounded emitter, see the topic "transistors" for much greater detail on that operation, Q1 will switch on just like a light switch causing the + 5V from our supply to drop entirely across the 10K load resistor. This load could also be replaced by a small light bulb, relay or LED in conjunction with a resistor of suitable value. In any event the bulb or led would light or the relay would close.

This image is copyright © by Ian C. Purdie VK2TIP - transistors as digital switches in digital basics
Figure 1. - transistors as digital switches in digital basics

The basic principle in digital basics is that we have just created an "electronic switch" where the positive voltage on the base produces zero voltage at the output and zero voltage on the input produces the + 5V on the output.

The output is always the opposite to the input and in digital basics terms this is called an "inverter" a very important property. Now looking at Q2 and Q3 to the right of the schematic we simply have two inverters chained one after the other. Here if you think it through the final output 2 from Q3 will always follow the input given to Q2. This in digital basics is your basic transistor switch.

Logic Blocks in Digital Basics

Depending upon how these "switches" and "inverters" are arranged in integrated circuits we are able to obtain "logic blocks" to perform various tasks. In figure 2 we look at some of the most basic logic blocks.

This image is copyright © by Ian C. Purdie VK2TIP - digital switches in digital basics
Figure 2. - digital switches in digital basics

In the first set of switches A, B, and C they are arranged in "series" so that for the input to reach the output all the switches must be closed. This may be considered an "AND-GATE".

In the second set of switches A, B, and C they are arranged in "parallel" so that for any input to reach the output any one of the switches may be closed. This may be considered an "OR-GATE".

These are considered the basic building blocks in digital logic. If we added "inverters" to either of those blocks, called "gates", then we achieve a "NAND-GATE" and a "NOR-GATE" respectively.

Here in figure 3 we examine the digital basics in schematic form.

This image is copyright © by Ian C. Purdie VK2TIP - digital basics in schematic form
Figure 3. - digital basics in schematic form

Now here we have depicted four major logic blocks AND-GATE, NAND-GATE, OR-GATE and NOR-GATE plus the inverter. Firstly the "1's" and the "0's" or otherwise known as the "ones" and "zeros". A "1" is a HIGH voltage (usually the voltage supply) and the "0" is no voltage or ground potential. Other people prefer designating "H" and "L" for high and low instead of the "1's" and the "0's". Stick with which system you feel most comfortable.

Several interesting points emerge here. Of interest to the next section on binary numbers is the pattern of all the inputs for each logic block. Not only are they identical but, for only two inputs A and B there are four possible output situations which are called "states". These are digital basics. There actually can be many numbers of inputs. An eight input NAND-GATE is a common and quite useful digital logic block.

Next of particular interest is if you study them very carefully, that for the very identical inputs, each of these logic blocks gives us a totally different output result. Compare them.

Finally for the same inputs the NOR-GATE outputs are the direct opposite to the AND-GATE outputs while the OR-GATE outputs are the direct opposite to the NAND-GATE outputs.

Binary Numbers and Hex-Decimal in Digital Basics

If you have a single switch or input you can have two possible input states, it is either on or off. With two switches or inputs you have four possible input states as shown above. If you go to three inputs you have eight possible states and four inputs give you sixteen states. Again digital basics.

By adding another input you double the previous number of states. Doubling the inputs gives you the square of the states.

We say four inputs gives sixteen states so doubling that gives us eight inputs so the number of states should be 16 X 16 or 256.

Consider this. If I offered you a job and I made you two alternative offers for monthly payment - Offer No. 1 is to pay you a most generous $10,000.00 for the month. Offer No. 2 is to pay you one cent for the first day you work for me, two cents the next day and doubling each day thereafter for the whole 30 day month. Which offer would you accept? Answer at the very bottom of this page.

Binary Coded Decimal

To the right we have provided a table of BCD data which is all based upon the old "1's" and "0's".

If at first it looks a bit intimidating don't worry you will very quickly get the hang of it. Notice first of all we have in the extreme right hand column the numbers 0 - 9 and the letters A to F. The first four columns are headed 8 - 4 -2 - 1

We explained earlier by adding switches you double the previous capacity for numbering in binary. Notice the pattern of our 0's and 1's. Under the column 1 we get a succession of 0, 1, 0, 1.....  Under the column 2 we get a succession of 0, 0, 1, 1..... etc.

In fact under every column heading you have exactly an equal number of zeros first  followed by the same number of ones. Look at column 8 for example. Eight zeros followed by eight ones.

Now look at the far right column and look up number seven, follow that row reading across right to left and you will see the sequence 0 - 1 - 1 - 1. Okay if a one means a turned on switch with the value of that column what does 4 + 2 + 1 =?

Binary Coded Decimal - BCD
8
4
2
1
 
0
0
0
0
0
0
0
0
1
1
0
0
1
0
2
0
0
1
1
3
0
1
0
0
4
0
1
0
1
5
0
1
1
0
6
0
1
1
1
7
1
0
0
0
8
1
0
0
1
9
1
0
1
0
A
1
0
1
1
B
1
1
0
0
C
1
1
0
1
D
1
1
1
0
E
1
1
1
1
F

Of course the answer was seven. Try it with any number you like. Alright what's this A to F stuff? Look at a digit on a digital clock or watch for example. For those numbers to be represented in digital format requires four switches but now we will start using the correct terms. The word is "bits", heard that before? Now we're right into digital basics.

Four bits are called "a nibble" and guess what?, eight bits are called "a byte". Bet you've heard that one for sure unless you live under a rock.

You should know by now that four switches (OK bits right!) can represent sixteen states and with a digital clock you only go 0 to 9 and don't need anything else so that was called BCD or Binary Coded Decimal. The last word is because we humans count in decimal format or decades. Digital devices including computers DON'T, they can't. All they see are ones and zeros, nothing else.

Digital Basics of Computers

Early computer programmers needed the digital basics to some way represent the human recognised numbers 10 to 15 under the decimal system in a way which still represented one decade. They conveniently chose A - F the first six letters of the alphabet and six in latin is "HEX". Hex-Decimal was born, six alphabetical characters with ten decimal numbers comprising a set of sixteen unique settings of bits all told. The first home computers such as my old personal favourite, the Apple II, had an eight bit "data bus" which dealt in "bytes" and had a sixteen bit (65,536 or 64K) "address bus".

The only changes since the 1970's has been the ever increasing speed of the digital logic blocks contained within microprocessors, repeated doubling of the number of switches, (er sorry bits!) reduced power consumption for efficiency, and expanded on board "instruction sets" of micro-code for sharp programmers to use. Dead simple really.

By the way, computers and other digital devices can NOT multiply or divide, they can only add and subtract or shift a sequence of bits left or right. When a computer ostensibly multiplies 3 X 4 it actually deep down in the nitty gritty department of all those basic logic blocks shown in figure 3 above, which are buried deep within your IBM or Mac microprocessor, takes the number four, adds four again and; finally adds four again to get twelve. Anyone who tells you otherwise reveals a deep ignorance of digital basics, trust me.

Want more proof? Take the word "proof". In ASCII format the word "proof" in lower case is five letters of the alphabet represented as a sequence of hex-decimal bytes as follows -

70 72 6F 6F 66

in decimal format that would be

112 114 111 111 102

A computer looks at those sequence of bytes to "interpret" the word "proof". To achieve that colour change to red I used the html instruction which of course is a six byte instruction in hex-decimal. As an exercise for yourself see if you can see how the conversion from hex-decimal to decimal equivalent for the word "proof" occurs. O.K. it's just digital basics.


 

نوشته شده توسط A-Z در دوشنبه یکم شهریور 1389 ساعت 23:23 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


اولین انسانی که به یک ویروس رایانه ای آلوده شد!



یک دانشمند انگلیسی برای اینکه نشان دهد "ابر انسانهای آینده" افراد دارای ویروسهای رایانه ای هستند خود را به یک تراشه RFID ویروسی آلوده کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، بدن انسان در آینده می تواند به ابزاری برای آلوده کردن سیستمهای رایانه تبدیل شود.

اکنون یک دانشمند انگلیسی به نام "مارک گاسون" به اولین انسانی که آلوده به یک ویروس رایانه ای است تبدیل شده است. این دانشمند که مسئول بررسی حملات سایبری در دانشگاه ردینگ است یک تراشه RFID آلوده به یک ویروس رایانه ای را به دست خود پیوند زد.

تراشه های RFID (شناسایی با بسامدهای رادیویی) سیگنالی را منتشر می کنند که به انسان اجازه می دهد به بخشی از اطلاعات شخصی خود وارد شود و با تلفن همراه خود تعامل کند. تراشه های RFID مسئله جدیدی نیستند و پیش از این نیز خود این دانشمند یک نمونه از این تراشه را برای بازکردن درهای الکترونیکی خانه به خود پیوند زده بود.

براساس گزارش PCWorld، گاسون و همکارانش نشان دادند که یک ویروس تک کاره تا چه حد می تواند خطرناک باشد.

این محققان این ویروس را در تراشه RFID گذاشتند و آن را به مچ گاسون پیوند زدند. سپس این دانشمند به لابراتوار خود رفت و زمانی که رایانه های لابراتوار کد ویروس را خواندند، ویروس وارد پایگاه داده های رایانه ها شد و شروع به تکثیر کرد و حتی توانست روی کارتهای مغناطیسی که برای باز کردن در لابراتوار استفاده می شود وارد شود.

به گفته این محققان، این ویروسها می توانند به روش بی سیم از دستگاههای پیوند زده شده به انسان به رایانه هایی که با آنها تعامل می کنند منتقل شوند.

این ویروس هیچ مشکلی برای سلامت فیزیکی مارک گاسون ایجاد نمی کند اما به نظر می رسد که بتواند برای کسانی که از دستگاههایی مثل "پیس میکر" استفاده می کنند مشکلاتی ایجاد کند.

این دانشمند توضیح داد: "اولین انسان آلوده به ویروس رایانه ای بودن واقعا هیجان انگیز است."



 

نوشته شده توسط A-Z در جمعه هفتم خرداد 1389 ساعت 12:46 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


قدمت موبایل بیش از تصورات است

لفن همراه 90 سال سن دارد/ / کشف فیلم مربوط به اولین موبایل دنیا! یک فیلم مستند انگلیسی که در سال 1922 ساخته شده و به تازگی کشف شده است نشان می دهد که تلفن همراه پیرتر از آن چیزی است که تاکنون تصور می شد. به گزارش خبرگزاری مهر، به تازگی یک فیلم صامت قدیمی در آرشیو شرکت فیلمسازی انگلیسی "پثه" پیدا شده است که نشان می دهد تلفن همراه برخلاف آن چیزی که تاکنون تصور می شد حدود 90 سال قبل اختراع شده است. این شرکت فیلمسازی از نخستین سالهای قرن بیستم و همزمان با اختراع صنعت سینما فیلمهای خبری تولید می کند. در این فیلم کوتاه صامت، نوشته هایی وجود دارند که نشان می دهند شخصیت فیلم که زنی به نام "اوا" است همراه با دوست خود "دنیای بی سیم را کشف می کند". این زن با عبور از خیابان (به نظر می رسد این تصاویر در یک شهر آمریکایی گرفته شده باشند) به یک شیر آتشنشانی می رسد و یک دستگاه تلفن همراه بزرگ را که به شکل یک جعبه است با یک سیم به سر شیر آتشنشانی متصل می کند. طرف دیگر این سیم به چتر متصل است که زن آن را باز می کند و به نظر می رسد به جای آنتن عمل می کند. سپس به تلفخانه زنگ می زند و از تلفنچی یک آهنگ درخواست می کند. تلفنچی نیز در آن سوی خط گوشی خود را به بلندگوی یک دستگاه گرامافون نزدیک می کند و به این ترتیب "اوا" به آهنگ مورد علاقه خود گوش می دهد. شماره 1: اوا یک سر سیم را به شیر آتشنشانی وصل می کند شماره2: چتر (آنتن) را باز می کند شماره 3: تماس می گیرد در حقیقت این فیلم کوتاه نشان می دهد که اولین دستگاه تلفن همراه دنیا نه تنها یک تلفن همراه ویژه برقراری تماس در حال حرکت بوده بلکه به نوعی بیانگر مفهوم دستگاههای پخش کننده قابل حمل موسیقی نیز بوده است. براساس گزارش تلگراف، مارک هریس سخنگوی این شرکت فیلمسازی در این خصوص گفت: "واقعا شگفت انگیز است که حدود 90 سال قبل نه تنها به فناوری تلفن همراه و موسیقی موبایل فکر شده بلکه این اندیشه مورد آزمایش نیز قرار گرفته است." اعتقاد بر این است که بین سالهای 1910 و 1920 با این نوع از فناوری اولیه بی سیم آزمایشاتی انجام شده است. سری "سینه ژورنالهایی" که محتوی این فیلمهای خبری بودند Evés Film Review نام داشتند که به جامعه زنان اخبار و شگفتیهای دنیا را نشان می دادند. این مجموعه فیلمها بین سالهای 1921 تا 1933 در سینماهای انگلیس پخش می شدند. داستان "تلفن همراه" چهل و یکمین فیلم خبری است که از این مجموعه به نمایش درآمده است. به گزارش مهر، در زمانی که هنوز تلویزیون اختراع نشده بود فیلمهای خبری ساخته می شدند و در سینماهای خاصی به نمایش در می آمدند. به این فیلمهای خبری "سینه ژورنال" (سینما- روزنامه) گفته می شد. علاقه مندان اخبار تصویری نیز به این سالنها می رفتند و از تازه ترین اخبار روز (به ویژه اخبار مربوط به جنگهای جهانی اول و دوم) آگاه می شدند. بعدها با ورود تلویزیون، اخبار تلویزیونی (تله ژورنال) به خانه ها راه یافت.


 

نوشته شده توسط A-Z در جمعه هفتم خرداد 1389 ساعت 12:43 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


Would you walk on this ?





Glass Bridge will be suspended 4,000 feet above the Colorado River on
the very edge of the Grand Canyon . On May 2005, the final test was
conducted and the structure passed engineering requirements by 400
percent, enabling it to withstand the weight of 71 fully loaded Boeing
747
airplanes (more that 71 million pounds). The bridge will be able to
sustain winds in excess of 100 miles per hour from 8 different
directions, as well as an 8.0 magnitude earthquake within 50 miles.

More than one million pounds of steel will go into the construction of
the Grand Canyon SkyWalk.



















 
 


 




 

نوشته شده توسط A-Z در سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389 ساعت 1:52 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


Eddy current

As the circular plate moves down through a small region of constant magnetic field directed into the page, eddy currents are induced in the plate. The direction of those currents is given by Lenz's law.

When a conductor moves relative to the field generated by a source, electromotive forces (EMFs) can be generated around loops within the conductor. These EMFs acting on the resistivity of the material generate a current around the loop, in accordance with Faraday's law of induction. These currents dissipate energy, and create a magnetic field that tends to oppose the changes in the field.

Eddy currents are created when a moving conductor experiences changes in the magnetic field generated by a stationary object, as well as when a stationary conductor encounters a varying magnetic field. Both effects are present when a conductor moves through a varying magnetic field, as is the case at the top and bottom edges of the magnetized region shown in the diagram. Eddy currents will be generated wherever a conducting object experiences a change in the intensity or direction of the magnetic field at any point within it, and not just at the boundaries.

The swirling current set up in the conductor is due to electrons experiencing a Lorentz force that is perpendicular to their motion. Hence, they veer to their right, or left, depending on the direction of the applied field and whether the strength of the field is increasing or declining. The resistivity of the conductor acts to damp the amplitude of the eddy currents, as well as straighten their paths. Lenz's law encapsulates the fact that the current swirls in such a way as to create an induced magnetic field that opposes the phenomenon that created it. In the case of a varying applied field, the induced field will always be in the opposite direction to that applied. The same will be true when a varying external field is increasing in strength. However, when a varying field is falling in strength, the induced field will be in the same direction as that originally applied, in order to oppose the decline.

An object or part of an object experiences steady field intensity and direction where there is still relative motion of the field and the object (for example in the center of the field in the diagram), or unsteady fields where the currents cannot circulate due to the geometry of the conductor. In these situations charges collect on or within the object and these charges then produce static electric potentials that oppose any further current. Currents may be initially associated with the creation of static potentials, but these may be transitory and small.

Eddy currents generate resistive losses that transform some forms of energy, such as kinetic energy, into heat. In many devices, this Joule heating reduces efficiency of iron-core transformers and electric motors and other devices that use changing magnetic fields. Eddy currents are minimized in these devices by selecting magnetic core materials that have low electrical conductivity (e.g., ferrites) or by using thin sheets of magnetic material, known as laminations. Electrons cannot cross the insulating gap between the laminations and so are unable to circulate on wide arcs. Charges gather at the lamination boundaries, in a process analogous to the Hall effect, producing electric fields that oppose any further accumulation of charge and hence suppressing the eddy currents. The shorter the distance between adjacent laminations (i.e., the greater the number of laminations per unit area, perpendicular to the applied field), the greater the suppression of eddy currents.

The conversion of input energy to heat is not always undesirable, however, as there are some practical applications. One is in the brakes of some trains known as eddy current brakes. During braking, the metal wheels are exposed to a magnetic field from an electromagnet, generating eddy currents in the wheels. The eddy currents meet resistance as charges flow through the metal, thus dissipating energy as heat, and this acts to slow the wheels down. The faster the wheels are spinning, the stronger the effect, meaning that as the train slows the braking force is reduced, producing a smooth stopping motion.

Strength of eddy currents

Under certain assumptions (uniform material, uniform magnetic field, no skin effect, etc.) the power lost due to eddy currents can be calculated from the following equations:

For thin sheets: P = \frac{\pi^2 B_p^2 d^2 f^2 }{6 \rho D}.


For thin wires: P = \frac{\pi^2 B_p^2 d^2 f^2 }{12 \rho D}

where: Bp - peak flux density (T), d - thickness of the sheet or diameter of the wire (m), ρ - resistivity (Ωm), D - penetration depth or skin depth (m).[1]

Therefore, the following things usually increase the size and effects of eddy currents:

  • stronger magnetic fields - increases flux density B
  • faster changing fields (due to faster relative speeds or otherwise) - increases the frequency f
  • thicker materials - increases the thickness d
  • lower resistivity materials (aluminium, copper, silver etc.)

Some things reduce the effects

  • weaker magnets - lower B
  • slower changing fields (slower relative speeds) - lower f
  • thinner materials - lower d
  • slotted materials so that currents cannot circulate - reduced d or coefficient in the denominator (6, 12, etc.)
  • laminated materials so that currents cannot circulate - reduced d
  • higher resistance materials (silicon rich iron etc.)
  • very fast changing fields - due to skin effect the above equations are not valid because the magnetic field does not penetrate the material uniformly.

Applications

Repulsive effects and levitation

In a fast varying magnetic field the induced currents, in good conductors, particularly copper and aluminium, exhibit diamagnetic-like repulsion effects on the magnetic field, and hence on the magnet and can create repulsive effects and even stable levitation, albeit with reasonably high power dissipation due to the high currents this entails.

They can thus be used to induce a magnetic field in aluminum cans, which allows them to be separated easily from other recyclables. With a very strong handheld magnet, such as those made from neodymium, one can easily observe a very similar effect by rapidly sweeping the magnet over a coin with only a small separation. Depending on the strength of the magnet, identity of the coin, and separation between the magnet and coin, one may induce the coin to be pushed slightly ahead of the magnet - even if the coin contains no magnetic elements, such as the US penny.

Superconductors allow perfect, lossless conduction, which creates perpetually circulating eddy currents that are equal and opposite to the external magnetic field, thus allowing magnetic levitation. For the same reason, the magnetic field inside a superconducting medium will be exactly zero, regardless of the external applied field.

Identification of metals

In coin operated vending machines, eddy currents are used to detect counterfeit coins, or slugs. The coin rolls past a stationary magnet, and eddy currents slow its speed. The strength of the eddy currents, and thus the amount of slowing, depends on the conductivity of the coin's metal. Slugs are slowed to a different degree than genuine coins, and this is used to send them into the rejection slot.

Vibration | Position Sensing

Eddy currents are used in certain types of proximity sensors to observe the vibration and position of rotating shafts within their bearings. This technology was originally pioneered in the 1930s by researchers at General Electric using vacuum tube circuitry. In the late 1950s, solid-state versions were developed by Donald E. Bently at Bently Nevada Corporation. These sensors are extremely sensitive to very small displacements making them well suited to observe the minute vibrations (on the order of several thousandths of an inch) in modern turbomachinery. A typical proximity sensor used for vibration monitoring has a scale factor of 200 mV/mil. Widespread use of such sensors in turbomachinery has led to development of industry standards that prescribe their use and application. Examples of such standards are American Petroleum Institute (API) Standard 670 and ISO 7919.

Electromagnetic braking

Eddy currents are used for braking at the end of some roller coasters. This mechanism has no mechanical wear and produces a very precise braking force. Typically, heavy copper plates extending from the car are moved between pairs of very strong permanent magnets. Electrical resistance within the plates causes a dragging effect analogous to friction, which dissipates the kinetic energy of the car. The same technique is used in electromagnetic brakes in railroad cars and to quickly stop the blades in power tools such as circular saws.

Structural testing

Eddy current techniques are commonly used for the nondestructive examination (NDE) and condition monitoring of a large variety of metallic structures, including heat exchanger tubes, aircraft fuselage, and aircraft structural components.

Side effects

Eddy currents are the root cause of the skin effect in conductors carrying AC current.

Similarly, in magnetic materials of finite conductivity eddy currents cause the confinement of magnetic fields to only a couple skin depths of the surface of the material. This effect limits the flux linkage in inductors and transformers having magnetic cores.

Other applications

Diffusion Equation

The derivation of a useful equation for modeling the effect of eddy currents in a material starts with the differential, magnetostatic form of Ampère's Law[5], providing an expression for the magnetic field H surrounding a current density J,

\nabla \times \mathbf{H} = \mathbf{J}.

The curl is taken on both sides of the equation,

\nabla \times \left(\nabla \times \mathbf{H} \right) = \nabla \times \mathbf{J},

and using a common vector calculus identity for the curl of the curl results in

\nabla \left( \nabla \cdot \mathbf{H} \right) - \nabla^2\mathbf{H} = \nabla \times \mathbf{J}.

From Gauss's law for magnetism, \nabla \cdot \mathbf{H} = 0, which drops a term from the expression and gives

-\nabla^2\mathbf{H}=\nabla\times\mathbf{J}.

Using Ohm's law, \mathbf{J}=\sigma \boldsymbol{\Epsilon}, which relates current density J to electric field Ε in terms of a material's conductivity σ, and assuming isotropic conductivity, the equation can be written as

-\nabla^2\mathbf{H}=\sigma\nabla\times\boldsymbol{\Epsilon}.

The differential form of Faraday's law, \nabla \times \boldsymbol{\Epsilon} = -\frac{\partial \mathbf{B}}{\partial t}, provides an equivalence for the change in magnetic flux B in place of the curl of the electric field, so that the equation can be simplified to

\nabla^2\mathbf{H} = \sigma \frac{\partial \mathbf{B}}{\partial t}.

By definition, \mathbf{B}=\mu_0\left(\mathbf{H}+\mathbf{M}\right), where M is the magnetization of a material, and the diffusion equation finally appears as

\nabla^2\mathbf{H} = \mu_0 \sigma \left( \frac{\partial \mathbf{M} }{\partial t}+\frac{\partial \mathbf{H}}{\partial t} \right).


 

نوشته شده توسط A-Z در یکشنبه شانزدهم اسفند 1388 ساعت 15:49 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


Electro dialysis

 

 

Electro dialysis is used whenever solutions, which contain dissolved electrically charged ions, have to be concentrated or diluted. The electrolyte separation of solutions which contain electrical uncharged molecules, like e.g. sugar, proteins and so on, is also possible. The electro dialysis process is driven by the electrical potential.

For conditioning, the solutions are pumped through the membrane stack and at the electrodes, a direct current voltage will be applied. The positively charged salt ions (cations) follow the electrical field and flow to the cathode, the negatively charged ions (anions) flow to the anode.

A membrane stack for electro dialysis consists of a series of cells, which are separated from eac h other by alternating anions and cations exchange membranes. The stack is completed by a anode and a cathode and fixed in a clamping device which looks similar to a filter press.



 

The positively charged ions are able to pass the cations exchange membrane, but they cannot pass the following anions exchange membrane and are retained. Vice versa the negatively charged ions are able to pass the anions exchange membrane and are retained at the cations exchange membrane. Hence, ions are concentrated (concentrate) in every second cell whereas the ions of the neighboring cells are removed (diluate).

By supply and drain connections at the cell frame, the diluate and concentrate flow can be pumped through the cells of the membrane stack.

OSMO Membrane Systems engineers and produces customized electro dialysis plants for all kinds of applications. The design of the plants is based on a modular conception: series connection of stacks means a higher grade of desalination, whereas parallel connection of stacks means a higher volume flow .


Field of application of electrodialysis

Water conditioning

  • Desalination of brackish water

  • Nitrate removal of potable water

  • Reduction of operating costs of ion exchanger plants by upstream desalination with electro dialysis

  • Conditioning of reverse osmosis concentrate to reach a plant recovery of more than 95%

  • Concentration of Sea water for table salt production

Surface technologies

  • Reclaiming of materials out of rinsing baths (Cu, Ni, Zn, Cd, and so on)

  • Reclaiming of hardening salts out of rinsing baths of heat treatment (NaNO3, KNO3, NaNO2)

  • Reclaiming of acids out of rinsing baths of the battery and accumulator production

Waste water conditioning

  • Combined with thermal processes like evaporation or cristallisation, waste water with very high salt content (e.g. FGD waste water) can be disposed with little residues


 

نوشته شده توسط A-Z در یکشنبه شانزدهم اسفند 1388 ساعت 15:26 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


Hydrochloric acid regeneration

 

Hydrochloric acid regeneration or HCl regeneration refers to a chemical process for the reclamation of bound and unbound HCl from metal chloride solutions as hydrochloric acid.

The commercially most relevant field of application for HCl regeneration processes is the recovery of HCl from waste pickle liquors from carbon steel pickling lines. Other applications include the production of metal oxides such as, but not limited, to Al2O3 and MgO as well as rare earth oxides by pyrohydrolysis of aqueous metal chloride or rare earth chloride solutions.

A number of different process routes are available. The most widely used is based on pyrohydrolysis and adiabatic absorption of hydrogen chloride in water, a process invented in the 1960's. However tightening environmental standards and stringent air permit policies render it increasingly difficult to establish new pyrohydrolysis based acid regeneration plants.

 Known Processes

The following processes for the regeneration of HCl from spent pickle liquors have been adopted by the ferrous metals processing industry:

 Regeneration

  • Pyrohydrolysis
    • Spray Roaster Pyrohydrolysis
    • Fluidised Bed Pyrohydrolysis
  • Hydrothermal Regeneration
  • Electrolytic Fe-precipitation

 Recovery of free HCl

  • Retardation
  • Dialysis
  • Ion Exchange

[ Transformation of FeCl2 to FeCl3

  • Electrolytic Oxidation
  • Chemical Oxidation

 Hydrothermal Regeneration

Hydrothermal Hydrolysis of hydrochloric SPL from carbon steel pickling lines is a hydrometallurgical reaction which takes place according to the following chemical formulae:

 Step1: Oxidation

12FeCl2+3O2->8FeCl3+2Fe2O3

Step2: Hydrolysis

2FeCl3+3H2O->6HCl+Fe2O3

Today hydrothermal hydrolysis, which operates at very low temperatures, consumes only a fraction of the energy other processes demand and produces virtually no emissions, is considered the most effective way to regenerate any given quantity of spent pickle liquor.

 Advantages

  • low energy consumption (approx. 300 kcal per litre waste acid)
  • no gaseous emissions
  • wide operating range (10 to 100% of nominal capacity)
  • high value by product (>20m3/g BET specific surface;>2 kg/l specific weight;<0.05% water soluble Chlorides)
  • theoretically unlimited operating capacity

Known Implementations

Known implementations of the hydrothermal HCl regeneration processes include the PORI process (1974 for J&L Steel, dismantled) and the optimized SMS Demag wet process (2008 for ThyssenKrupp Steel, under construction).

[ Pyrohydrolysis of Spent Pickle Liquor

Pyrohydrolysis of hydrochloric SPL from carbon steel pickling lines is a hydrometallurgical reaction which takes place according to the following chemical formulae:

4 FeCl2 + 4 H2O + O2 = 8 HCl + 2 Fe2O3

2 FeCl3 + 3 H2O = 6 HCl + Fe2O3

The process is an inversion of the chemical descaling (pickling) process.

 Main differences between different implementations of pyrohydrolytic acid regeneration

  • Furnace Type (Spray Roaster, Fluidised Bed or Combined Furnace)
  • Physical Properties of Iron Oxide By-Product (Ferric Oxide Powder or Pellets)
  • Purity and commercial value of Iron Oxide By-Product
    • Cl content
    • SiO2 content (typically 40 to 1000 ppm)
    • other impurities
    • specific weight (typically 0.3 to 4 kg per litre)
    • specific surface (typically 0.01 to 8 m2/g)
  • Energy Consumption (between 600 and 1200 kcal/l)
  • Fuel Type
  • Concentration of regenerated acid (typically approx. 18% wt/wt)
  • Purity of regenerated acid (remaining Fe content, Cl content)
  • Recovery Efficiency (typically 99%)
  • Rinse Water Utilization
  • Stack Emissions (HCl, Cl2, Dust, CO, NOx)
  • Liquid Effluents (composition, amount)

 Basic Process Flow Diagram of Spray Roaster Hydrochloric Acid Regeneration Plant

Spray Roaster Acid Regeneration Plant Basic PFD.jpg

Process Description of Spray Roaster Hydrochloric Acid Regeneration Plant

 Preconcentration

The metal chloride solution (in the most common case waste pickle liquor from a carbon steel pickling line) is fed to the venturi evaporator (III), where direct mass and heat exchange with the hot roast gas from the roaster (reactor/cyclone) takes place. The separator (IV) separates the gas and liquid phase of the venturi evaporator product. The liquid phase is re-circulated back to the venturi evaporator to increase mass and heat exchange performance.

  • approx. 25 to 30% of the waste acid (H2O, HCl) are evaporated
  • roast gas is cooled down to approx. 92 to 96 °C
  • dust particles are removed from the roast gas

 Roasting

Preconcentrated waste acid from the preconcentrator (III / IV) is injected into the reactor (I) by means of one or more spray booms (VIII) bearing one or more injection nozzles each. Injection takes place at reactor top at a pressure between 4 and 10 bar. The reactor is directly fired by tangentially mounted burners that create a hot swirl. Temperatures inside the reactor vary between 700 °C (burner level) and 370 °C (roast gas exit duct). In the reactor the conversion of droplets of preconcentrated waste acid into iron oxide powder and hydrogen chloride gas takes place. Hydrogen Chloride leaves the reactor through the top, while iron oxide powder is removed from the reactor bottom by means of mechanical extraction devices. A cyclone (II) in the roast gas duct ensures separation and feed back of larger oxide particles carried by the roast gas.

 Absorption

In the absorption column (V) the hydrogen chloride compound of the saturated roast gas leaving the preconcentrator is adiabatically absorbed in water (which in many cases is acid rinse water from a carbon steel pickling line). Regenerated acid (typical strength: 18% wt/wt) is collected at absorption column bottom.

 Exhaust Gas Treatment

The roast gas is conveyed through the system by means of an exhaust gas fan (VI). Fans in plants provide pressure increases of approx. 200 mbar and are feedback-controlled to maintain a relative pressure of -3 mbar between reactor and atmosphere to avoid any overpressure-related leakinge of acid gas. To rinse the impeller and cool the gas as well as to remove remaining traces of HCl from the roast gas, the exhaust gas fan is commonly supplied with quenching water, which is separated from the exhaust gas stream by means of a mist eliminator (VII) at the pressure side of the fan. In a final scrubber, commonly consisting of a combination of wet scrubbers such as venturi scrubbers (IX) and scrubber columns (X), remaining traces of HCl and dust are removed. In some plant, absorption chemicals such as NaOH and Na2S2O3 are used to bind HCl and Cl2 (which is created under certain circumstances in several, but not all spray roasting reactors).

Environmental Impact

Pyrohydrolysis based acid regeneration processes produce a considerable amount of stack emissions containing HCl, particles and Chlorine, which has led to numerous


 

نوشته شده توسط A-Z در شنبه پانزدهم اسفند 1388 ساعت 12:37 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


خطرناك ترين فرودگاه هاي دنيا !

خطرناك ترين فرودگاه هاي دنيا !


خطرناك ترين فرودگاه هاي دنيا !

 

 


 

نوشته شده توسط A-Z در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 ساعت 13:10 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


مختصری درباره ناوهای هواپیمابر !


از اوایل جنگ جهانی دوم ناوهای هواپیمابر در نبردها بعنوان فرودگاه های متحرک نقش یافتند که بر هر ناو یا زیر دریایی برتر بودند. ناوهای هواپپمابر همواره با تعدادی از شناورهای جنگی به منظور پشتیبانی رزمی و محافظت همراهی می‏شوند که به این گروه کشتی‏ها، به طور معمول "گروه نبرد" یا "گروه همراه" می‏گویند که در اصطلاح نام carrier battle group (گروه ضربتی ناوهواپیمابر) را می‏دهند. کشتی‏های پشتیبانی کننده هر ناو هواپیمابر، به طور معمول شامل سه یا چهار شناور بدین شرح هستند: رزمناو مجهز به سامانه دفاعی (نظیر Aegis)، ناوشکن، یک یا دو ناوچه و دو یا سه زیردریایی تهاجمی. وظیفه این گروه، محافظت از ناو هواپیمابر در برابر حملات هوایی، موشکهای ضدکشتی، تهدیدات زیرآبی و هر خطری باشد که ناو هواپیمابر و بقیه گروه را مورد تهدید قرار دهد.

تا سال 1960 از موتور های دیزلی در این ناو ها استفاده می شد تا اینکه در 1960 امریکا اولین ناو هواپیمابر اتمی به نام اینترپرایز را که بزرگترین ناو زمان خود بود به آب انداخت. این ناو گنجایش 100 جنگنده را داشت و سرعتی بیش از ۳۰ گره ی دریایی داشت. عرشه ی آن 335 متر بود و 5000 خدمه داشت و از 8 راکتور هسته ای استفاده می کرد. این ناو میتوانست 3 سال در سفر باشد بدون آنکه نیاز به سوخت گیری مجدد پیدا کند یا لنگر بگیرد. البته این ناو ها، ناوهای هواپیمابر سنگین محسوب میشوند. بطور مثال انگلستان از ناو های هواپیمابر سبک استفاده میکند که برای هواپیما های عمود پرواز مناسب هستند و بسیار کوچک تر از ناو های آمریکایی هستند البته بیشتر آنها بجای سوخت هسته ای از موتور های گازی استفاده میکنند.

ناوهای هواپیمابر امروزی گاهاُ تا 270 فروند جنگنده را با خود حمل میکنند. این ناو ها از دو عرشه استفاده مینمایند یکی عرشه ی پارکینگ و پروازی و دیگر عرشه ی زیرین که پارکینگ تعمیراتی و انبارهای جنگنده ها محسوب می شود. جنگنده ها توسط آسانسورهای مخصوص به عرشه برده می شوند. توجه داشته باشید جنگنده ها از ابزار های کمک برای پرواز یا فرود از این ناو ها استفاده میکنند بطور مثال برای فرود از یک قلاب نگهدارنده که بعد از فرود جنگنده باید هواپیما به آن گیر کند تا سرعت آن کاهش یابد.

دوران ناو های کنونی نیز در حال بسر رسیدن است. ناو های کنونی نیز بزودی با ورود ناو های قرن 21 از رده خارج خواهند شد. ناوهای جدید که بیشتر از کلاس CVNX خواهند بود. اولین ناو کلاس CVNX در سال 2013 جانشین اولین و سالخورده ترین ناو هواپیمابر اتمی جهان میشود (اینترپرایز) این ناو ها از ویژگی های پنهانکاری شگرفی برخوردارند، نگهداری و تعمیر آسانتری دارند و مدت دوام بیشتری در دریا دارند همچنین از یک مجموعه زره جدید برای بقا در صحنه ی نبرد نیز بهره میبرند این ناوها می توانند80 هواپیمای بزرگ 60 فروند متوسط و 40 فروند کوچک را با خود حمل کنند. ضمن اینکه نگهداری یک ناو هواپیمابر برای دولت های مجهز به این تجهیزات در یک سال یک میلیارد دلار هزینه دارد.

از نظر سیستم دفاعی، بجز گروه قوی محافظ آن همیشه دو فروند جنگنده، آماده ی واکنش سریع به هر تحدیدی هستند چه هوایی و دریایی. سیستم جنگ الکترونیک این ناوها بقدری سنگین است که هر راداری را مختل میکنند. این ناوها تا فاصله ی 500 کیلومتری اطراف خود را همواره با رادارهای خود و هواپیماهای شناسایی زیر نظر دارند و به سیستم های کامل پرتاب تاماهاوک مجهز هستند که هر هدفی را در زمین هدف قرار میدهند. آخرین ناو هواپیمابری که غرق شد مربوط به جنگ جهانی دوم و مربوط به ژاپن بود و در کل می توان به این مهم اشاره کرد که تاکنون دو فروند ناو هواپیمابر در طول تارخ غرق شده است.

با نگاهی به ناوهای هواپیمابر آمریکا؛ این مسئله متصور است که این ناوهای هواپیمابر با ارتفاعی برابر با یک ساختمان بیست طبقه بیرون از آب و طولی برابر با ۳۳۳ متر در همان نگاه اول تعجب همگان را بر می انگیزند؛ اما دلیل آن بزرگی و عظمت بی نظیر ناو نیست بلکه توانایی این فرودگاه کوچک شناور در به پرواز در آوردن هواپیماهای جنگی بوده که چنین حسی را بوجود می آورد. در آب های آزاد، ناو های هواپیمابر بعنوان خاک یا قلمرو خود مختار محسوب می شوند و خدمه می توانند به مانند اینکه در کشور خود هستند رفتار کنند البته تا زمانی که به سواحل کشورهای دیگر نزدیک نشده اند. بنابراین نظامیان ایالات متحده بدون نیاز با توافق با کشوری، گروه رزمی ناو هواپیمابر خود که شامل یک ناو هواپیمابر و شش تا هشت کشتی اسکورت دیگر است را به منطقه ارسال می دارند. جنگنده ها، بمب افکن ها و سایر هواپیما های نظامی می توانند با پرواز به سمت اهداف دشمن دوباره به پایگاه تقریبا امن خود که همان گروه رزمی ناو هواپیمابر بوده باز گردند.


 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


 

نوشته شده توسط A-Z در شنبه دوم آبان 1388 ساعت 12:4 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


سختی گیری با آب آهک

جزئیات مقالات اینجا هستید : مقالات » سختی‌گیری‌ آب در روش آهک‌زنی سرد [سختی‌گیری‌ آب در روش آهک‌زنی سرد] کاهش مشکلات سختی‌گیری‌ آب در روش آهک‌زنی سرد حفظ قابلیت اطمینان تصفیه‌خانه آب برای حمایت از فرآیندهای تولیدی و ساخت، از حساسیت بالایی برخوردار است هرچند سیستم‌های موجود در تصفیه‌‌خانه باعث ایجاد منافع مستقیم نمی‌شوند ولی تاخیر در سرمایه‌گذاری بر روی سیستم‌های تصفیه آب، باعث افزایش ریسک خرابی‌های برنامه‌ریزی نشده خواهد شد. نحوه عمل در تصفیه‌خانه‌ها بدین صورت است که عموماً‌آب را از یک منبع دریافت کرده و وارد کلاریفایر می‌کند تا جامدات معلق آن حذف شده و برای استفاده در برج خنک‌کن یا برای تصفیه‌های بعدی ارسال شود. تغییر در کیفیت آب خام ورودی نمی‌تواند تنها دلیل برای پایین بودن کیفیت آب خروجی از کلاریفایر باشد چون به احتمال زیاد کارآیی کلاریفایر دستخوش تغییر شده است. معمولترین روش برای زلالسازی ثقلی آبهای سخت، روش آهک‌زنی سرد است. در این مقاله سعی بر آن است که چگونگی عملکرد این کلاریفایرها مشخص شده و مواد شیمیایی بکار رفته در آنها ذکر شود و روند مناسب تغذیه مواد شیمیایی بیان شده و بعداً‌پارامترهای طراحی ذکر شوند. بعلاوه سعی خواهد شد روش آهک زنی سرد تشریح شده و یک سری راهنمایی برای حفظ قابلیت اطمینان سیستم ارایه شود. نحوه عملکرد کلاریفایرها معمولاً‌کلاریفایرها در زمره اولین واحدهای تصفیه آب بشمار می‌روند. اساساً‌ کلاریفایرهای ثقلی وظیفه حذف مواد معلق (نامحلول) مثل سیلیس و مواد آلی را بر عهده دارند تا در تجهیزات بعدی، وجود این مواد باعث گرفتگی نشود. حذف جامدات معلق در یک فرآیند سه مرحله‌ای انجام می‌پذیرد: الف) انعقاد: باید متذکر شد که ذرات معلق،‌دارای بار منفی بر روی سطح خود هستند (بعنوان پتانسیل زتا شناخته می‌شود) و به دلیل وجود این بارها ذرات، یکدیگر را دفع می‌کنند. یک ماده شیمیایی معدنی یا آلی (منعقد کننده) که دارای مولکولهایی با بار مثبت باشد، قادر خواهد بود که اکثر بارهای منفی موجود در ذرات معلق را خنثی کرده و با اینکار اجازه دهد که ذرات به یکدیگر نزدیکتر شوند. عملیات انعقاد نیازمند یک مرحله اختلاط سریع است که در قبل از کلاریفایر و یا در اولین بخش آن انجام خواهد پذیرفت. ب) لخته‌سازی: لخته‌سازی به معنی افزودن یک ماده شیمیایی (لخته‌ساز) است که باعث خواهد شد ذرات به یکدیگر چسبیده و لخته‌ها و ذرات بزرگتری را تشکیل دهند. این عملیات در دومین بخش کلاریفایر صورت می‌پذیرد و سرعت خطی آب در این بخش کمتر از بخش قبلی است. وظیفه ماده لخته‌ساز ایجاد پلی‌ بین ذرات بی‌بار شده است. ج) ته‌نشینی: افزایش اندازه ذرات و کاهش سرعت کلی آب موجب ته‌نشینی مواد در آخرین مرحله کلاریفایرها خواهد شد. مواد شیمیایی در کلاریفایرها نمکهای معدنی فلزی مانند آلوم،‌ سولفات فریک و کلریدفریک می‌توانند نقش منعقدکننده و لخته‌ساز را بازی کنند. این مواد بسیار موثر بوده و از قیمت ارزانی برخوردار هستند. با این وجود این مواد باعث کاهش PH‌ آب تصفیه شده می‌شوند و حجم زیادی لجن تولید خواهند کرد که آبگیری از آنها مشکل است. بعلاوه حمل آهن یا آلومینیوم محلول ممکن است راهبری مناسب دستگاههای بعدی را با مشکل مواجه کند. مواد شیمیایی آلومینیومی منعقد‌کننده‌های خوبی هستند. آلومینات سدیم بعنوان یک نمک معدنی فلزی و پلی‌آلومینیوم کلراید (PAC) بعنوان یک پلیمر آلی با گروههای آلومینیومی، نسبت به دیگر نمکهای فلزی لخته‌های کوچکتر و متراکم‌تری را تشکیل می‌دهند و ضمناً ‌PH آب خروجی را نیز کاهش نمی‌دهند. البته در سالهای اخیر بحثهایی در مورد ارتباط آلومینیوم و بیماری آلزایمر مطرح شده است. در ادامه نیز می‌توان به آهک بعنوان یک منعقد‌کننده معدنی اشاره داشت که ضمن حذف قسمتی از سختی آب،‌ ذرات معلق را نیز کاهش می‌دهد. باید یادآور شد که پلیمرهای آلی یا پل‌الکترولیتها نسبت به نمکهای فلزی از مزیت کاهش حجم لجن و بهبود شاخصهای آبگیری از لجن برخوردارند. اساساً‌ پلیمرهای منعقدکننده بصورت محلولهای آبی هستند که دارای بارهای کاتیونی (مولکولهای با بار مثبت) هستند و در PHهای پایین کارآیی بهتری را از خود نشان می‌دهند. در اینجا از سه نوع پلیمر منعقدکننده نام برده می‌شود. - پلی (دی‌آلیل دی‌متیل آمونیوم کلرید (DADMAC)) یا پلی (دی‌متیل دی آلیل آمونیوم کلرید (DMDAAC)) که دارای وزن مولکولی 000/500- 000/250 واحد هستند. - پلی‌آمینهای کوارتزنایزد که دارای وزن مولکولی 000/500-000/10 واحد هستند. - پلی آمینها که وزن مولکولی آنها بین 000/000/1- 000/10 واحد است. البته در کنار پلیمرهای منعقدکننده، پلیمرهای لخته‌ساز نیز وجود دارند که عموماً بصورت آنیونی (مولکولهایی با بار منفی) یا غیر آنیونی (مولکولهایی با بار منفی کم) هستند و برخلاف نمکهای فلزی،‌نسبت به PH حساس نیست. باید توجه داشت که مواد لخته‌ساز باعث بوجود آمدن محلولهای دو فازی می‌شوند که تزریق آنها را نیازمند تجهیزات خاصی می‌سازد. یادآوری می‌شود که در بعضی از تصفیه‌خانه‌ها مواد لخته‌ساز بصورت مداوم تزریق می‌شوند و در بعضی دیگر هرچند وقت یکبار برحسب نیاز ابتکار صورت می‌پذیرد و بعضی تصفیه‌خانه‌ها نیز اساساً به این مواد نیازی ندارند. مواد لخته‌ساز غالباً‌ باعث بهبود مشخصات آبگیری از لخته‌ها می‌شوند بخصوص در مواردی که ابتدائاً‌ از نمکهای فلزی استفاده شده باشد. در ادامه دو نوع از این پلیمرهای لخته‌ساز ذکر می‌شوند: - پلی‌اکریل آمیدهای هیدرولیز شده که آنیونی بوده و وزن مولکولی آنها بین 000/000/2 – 000/000/1 واحد است. - پلی‌اکریل آمیدهای غیرآنیونی که وزن مولکولی آنها بین 000/000/2- 000/000/1 واحد است. انتخاب پلیمر با وزن مولکولی و دانسیته بار الکتریکی مناسب و تعیین مقدار مورد نیاز و نحوه تزریق آن از مواردی است که باید در آزمایشات جار (Jar Test) مشخص شود. بعلاوه با تغییر کیفیت آب ورودی باید این آزمایشات مجدداً‌ انجام گیرد. در بعضی از تصفیه‌خانه‌ها ممکن است نیاز باشد که این آزمایشات هرچهار ساعت یکبار انجام پذیرد. در بعضی از آبها که مقدار جامدات معلق آنها کم است،‌شاید نیاز به افزودن خاک رس یا لجن حاصل از تصفیه آب نیز احساس شود. تزریق مواد شیمیایی همانطوری که بیان شد منعقد‌کننده‌ها بصورت محلولهایی آبی هستند و محل تزریق آنها بسته به نوع طراحی می‌تواند قبل از کلاریفایر و در خط ورودی آب خام و یا در منطقه اختلاط سریع کلاریفایر باشد. بعضی از تصفیه‌خانه‌ها یک تانک به نام تانک روزانه وجود دارد که از آن برای رقیق‌سازی مواد منعقد‌کننده استفاده می‌شود وجهت تزریق نیز یک پمپ از نوع Positive Displacement تعبیه می‌شود. البته در بعضی از تصفیه‌خانه‌های آب این مواد بصورت رقیق نشده مستقیماً از تانک ذخیره اصلی تزریق می‌شود که در این موارد در پایین دست محل تزریق میکسرهای استاتیک یا میکسرهای درون لوله‌‌ای تعبیه شده است تا تاثیر این مواد را بهبود بخشد. تزریق مواد لخته‌ساز نیز بسته به نوع طراحی کلاریفایر در محل اختلاط سریع یا محل اختلاط آرام صورت می‌پذیرد. اکثر این مواد بصورت پلیمرهای امولسیونی هستند که یک مایع ویسکوز و غلیظ بوده و نمی‌توان آنها را مستقیماً به کلاریفایر تزریق کرد چون دارای حلالیت بسیار بالایی در آب نیستند. رقیق‌سازی این مواد لخته‌ساز تا حد 1-5/0 درصد وزنی و آماده‌سازی و پروراندن آنها (جهت حصول به یک زنجیره طویل) باعث حداکثرسازی کارآیی این مواد خواهد شد. بعضی از مواد لخته‌ساز بصورت پودر بوده و باید با آب مخلوط شده و اصطلاحاً پرورانده شوند. زمانیکه اینکار بنحو مناسبی انجام نپذیرد،‌ اصطلاحاً‌یک سری گلبولهای پلیمری نامحلول بنام (Fish Eyes) در تانک آماده‌سازی بوجود می‌آید. این موضوع باعث اتلاف مواد شده و ممکن است انسداد پمپهای تزریق را در پی داشته باشد. یک سیستم ایده‌آل جهت تزریق مواد پلیمری همانا یک تانک روزانه و یک پمپ جهت سیرکولاسیون دائمی محلول پلیمری است. باید توجه داشت که میکسرهای پدالی درون لوله‌ای،‌از موفقیت کمی در تصفیه‌خانه‌های آب برخوردار شده‌اند. کنترل میزان تزریق مواد شیمیایی میزان تزریق مواد منعقده‌کننده متاثر از دبی و شرایط آب ورودی (درجه حرارت، PH،‌ میزان جامدات معلق و رنگ)‌است. به عنوان مثال در صورت کاهش دمای آب، فرآیند انعقاد کند می‌‌شود و افزایش میزان ماده منعقدکننده ممکن است پاسخ مناسبی برای تغییر کدورت آب ناشی از تغییر دما نباشد چون در آن صورت حجم و زمان واکنش کافی، برای این موضوع وجود نخواهد داشت. بهره‌برداران تصفیه‌خانه از جارتست برای تعیین میزان ماده منعقدکننده استفاده می‌کنند. عموماً‌سازنده کلاریفایر باید روند این تست را بگونه‌ای ارایه کند که بتوان به کمک جارتست، زمان و سرعت اختلاط در بخشهای اختلاط سریع و آرام را مدلسازی کرد. در این آزمایش هر نمونه از آب ورودی،‌مقادیر متفاوتی از ماده منعقدکننده را دریافت داشته و بین 2-1 دقیقه در حالت اختلاط سریع به سر برده و سپس مقادیر استاندارد از ماده لخته‌ساز را نیز اضافه کرده و اجازه می‌دهیم اختلاط آرام بین 5-3 دقیقه انجام شود. در ادامه به این نمونه‌ها بین 15-5 دقیقه زمان جهت ته‌نشینی داده و از آب زلال شده قسمت فوقانی (نزدیک سطح آب) نمونه‌برداری کرده و کدورت آن را اندازه‌گیری می‌کنند. تعیین کدورت به معنی اندازه‌گیری مقدار نور عبور کرده از یک نمونه است که به غلظت جامدات معلق آن ربط دارد. در بعضی از تصفیه‌خانه‌ها از روش اندازه‌گیری چشمی استفاده می‌کنند ولی اکثر تصفیه‌خانه‌ها دارای یک دستگاه کدورت‌سنج رومیزی هستند. در مورد دیگر پارامترهای مناسب می‌توان به اندازه‌گیری ارتفاع یا حجم لجن و نیز سنجش رنگ اشاره داشت. اگر لخته‌ها بصورت سوزنی تشکیل شوند. بدان معناست که بارهای الکتریکی بیش از حد خنثی شده‌اند یعنی مقدار ماده منعقد‌کننده زیاد بوده است. لخته‌های سوزنی شکل همانند برق در درون مخزن کلاریفایر هستند و از یک سری ذرات لخته‌ای بسیار کوچک تشیکل شده‌اند و با بهینه‌سازی مقدار مواد شیمیایی تزریق شده و راهبری مناسب کلاریفایر می‌توان بر این مشکل فائق آمد. البته گاهی با وجود این لخته‌های سوزنی، کدورت آب خروجی در حد قابل قبول است. در یک چنین شرایطی بهتر است برنامه تصفیه شیمیایی آب را تغییر داد. برحسب نوع کاربرد،‌مقدار بهینه مواد شیمیایی تزریقی هنگامی حاصل می‌شود که کمترین کدورت یا رنگ وجود داشته باشد. البته مقدار واقعی مواد شیمیایی در کلاریفایر معمولاً اندکی با نتایج جارتست تفاوت دارد و از این رو باید بهره‌برداران کلاریفایر درک صحیحی از نتایج جارتست و کارآیی کلاریفایر خود داشته باشند تا بتوانند این موارد را اصلاح کنند. در مورد آزمایشات جارتست، بعضی از تصفیه‌خانه‌ها بطور روزانه اینکار را انجام می‌دهند تا در مورد میزان تزریق مواد منعقد‌کننده اطمینان حاصل کنند. بعضی از تصفیه‌خانه‌ها نیز فقط هنگام تغییر شرایط آب ورودی و یا هنگام زیاد بودن کدورت این آب،‌ اقدام به جارتست می‌کنند. طراحی کلاریفایر کلاریفایرها ثقلی معمولاً‌زمانی دارای بهترین کارکرد هستند که دبی ثابتی داشته باشند چون تغییرات شدید دبی باعث پدیده حمل جامدات در جریان خروجی خواهد شد. زمانی که میزان آب مورد نیاز متغیر باشد می‌توان از یک تانک ذخیره برای آب زلال شده استفاده کرد تا بدون ایجاد تغییرات شدید در کلاریفایر بتوان این نیاز را پاسخ گفت. مشخصه‌ها و پارامترهای زیر از عوامل تعیین‌کننده در راهبری موفق یک کلاریفایر ثقلی به شمار می‌روند: 1- سرعت سرریز سطحی: این پارامتر از تقسیم دبی آب ورودی به کلاریفایر بر سطح مقطع آن بدست می‌آید. بیشتر کلاریفایرهای ثقلی در محدوده gal/min/ft225/1- 75/0 L/min/m2) 44/0- 26/0) دارای بهترین عملکرد هستند. معمولاً لخته‌های بزرگ و متراکم نسبت به لخته‌های کوچک می‌توانند سرعتهای سرریز بالاتری را تحمل کنند. 2- سرعت اختلاط: سرعت اختلاط سریع در ناحیه اختلاط سریع متاثر از برنامه تزریق مواد شیمیایی و طبیعت لخته‌ها است. در بضعی از کلاریفایرها، پلیمرها نیازمند اختلاط در خارج از کلاریفایر هستند تا بتوانند به کارآیی بهینه خود دست یابند و بتوان آنها را در قسمت ورودی جریان تزریق کرد. البته با تنظیم سرعت اختلاط در ناحیه اختلاط آرام می‌توان امکان ته‌نشینی موثر لخته‌ها را فراهم آورده و آب زلال‌تری را خارج کرد. 3- سرعت لجن روب: لجن روب در کف کلاریفایر قرار داشته و لجن را به سمت کانال خروجی هدایت کرده و ارتفاع بستر لجن را کنترل می‌کند. مناسب نبودن سرعت لجن روب باعث اشکال در ته‌نشینی می‌شود بدین معنی که زیاد بودن سرعت لجن روب اغتشاش در بستر لجن شده و کم‌بودن بیش از حد این سرعت نیز باعث تلنبار شدن لجنهای جدید بر روی لجنهای قدیمی می‌شود. 4- ارتفاع بستر لجن: بستر لجن بعنوان فیلتری برای لخته‌ها، نقش بسیار مهمی را برای بهبود کیفیت آب خروجی بر عهده دارد. انتخاب بهینه ارتفاع (یا عمق) بستر، پارامتر بسیار مهمی برای کلاریفایرهای لجن تماسی به شمار می‌رود و این ارتفاع به نوعی طراحی‌ هر کلاریفایر، برنامه تزریق مواد شیمیایی و شرایط بهره‌برداری بستگی دارد. جهت کنترل عمق بستر باید لجن را بصورت دستی یا اتوماتیک تخلیه کرد. اپراتورها بر اساس مشخصات سیستم بصورت تجربی (دفعات و حجم) هر تخلیه را انجام می‌دهند. 5- میزان جامدات: حجم جامدات قابل ته‌نشینی در ناحیه اختلاط سریع یکی دیگر از پارامترهای مهم است. اساساً‌سه نوع کلاریفایر وجود دارد که با نامهای کلاریفایرهای ته‌نشینی، ته‌نشین‌سازهای دارای صفحات مورب و کلاریفایرهای لجن تماسی از آنها نام برده می‌شود. کلاریفایرهای ته‌نشینی با تکیه بر واکنشهای شیمیایی و زمانهای دقیق اقامت در هر مرحله،‌امکان انعقاد و لخته‌سازی را فراهم می‌آورند تا لخته‌های بزرگ را شکل دهند. این نوع کلاریفایرها در مقابل دو نوع دیگر،‌بزرگتر بوده و به فضای بیشتری نیاز دارند. ته‌نشین‌‌سازهای دارای صفحات مورب کلاریفایرهای بسیار کوچکی هستند که در فضای بین دو صفحه مورب،‌امکان ته‌نشینی را فراهم ساخته‌اند. این نوع کلاریفایرها نسبت به دو نوع دیگر دارای کمترین مساحت اشغالی هستند. روش سختی‌گیری با آهک معمولاً در کلاریفایرهای ثقلی لجن تماسی انجام می‌شود تا واکنشهای مربوط به نرم کردن آب بصورت بهینه انجام شود. در کلاریفایرهای لجن تماسی مراحل اختلاط، انعقاد و ته‌نشینی در یک دستگاه انجام می‌گیرد و از جامدات با غلظت بالا جهت ایجاد یک بستر یا یک محفظه (پتوی)‌لجن استفاده می‌شود. این کلاریفایرها نسبت به دیگر انواع کلاریفایر، نیازمند مواد شیمیایی کمتری بوده و کیفیت آب خروجی از آن نیز بالاتر است (کمترین کدورت را دارد). برای کلاریفایرهای لجن تماسی دو نوع طراحی وجود دارد که به یکی از آنها کلاریفایر لجن برگشتی (Sludge Recrirculation) و دیگری کلاریفایر پتوی لجن (Sludge Blanket) گفته می‌شود. در هر یک از این طراحیها زمان واکنش یا تماس به حداکثر رسیده است تا مواد جامد به یکدیگر چسبیده و بزرگتر شوند و در نتیجه ته‌نشینی آنها راحت‌تر انجام گیرد. در کلاریفایرهای پتوی لجن آب خام وادار می‌شود تا از درون لایه‌ای از لجن عبور کند تا عملیات تشکیل لخته‌های بزرگ به نحو موثرتری انجام پذیرد. در یک کلاریفایر پتوی لجن، تمامی لجن بصورت یک بستر سیال شده است. قابل ذکر است که در کلاریفایر لجن برگشتی سعی می‌شود تا عملیات تشکیل لخته‌های بزرگ از طریق در تماس قرار دادن آب خام ورودی با لجن بازچرخش (فرآیند دانه‌دار کردن)‌در ناحیه اختلاط سریع انجام پذیرد. کلاریفایر لجن تماسی یک گزینه مناسب برای فرآیندهایی است که در آنها لخته‌های سنگین تشکیل می‌شود که به عنوان مثال می‌توان به فرآیند آهک‌زنی سرد اشاره داشت. اپراتورها باید با دقت بین دبی تخلیه لجن و غلظت جامدات آب ورودی به کلاریفایر موازنه ایجاد کنند تا ارتفاع یا حجم بستر لجن در یک محدوده معقول حفظ شود. زمانی که غلظت جامدات معلق (یا کدورت) آب خام ورودی افزایش یافت، اپراتورها باید میزان تخلیه یا بلودان لجن را افزایش دهند. زمان اقامت در این کلاریفایرها بین یک تا دو ساعت است و از این لحاظ دارای زمان اقامت کمتری نسبت به دیگر کلاریفایرها است. محل تزریق مواد منعقد‌کننده نوعاً‌ قبل از کلاریفایر است تا زمان کافی برای واکنش پدید آید. تماس زیاد لجن با لخته‌هایی که به تازگی شکل گرفته‌اند،‌ سبب خواهد شد که نیاز به دوره طولانی برای اختلاط سریع کاهش یابد. وجود هرگونه اشکال در هر یک از این مراحل باعث اختلال در ارتفاع یا حجم لجن خواهد شد و از این رو اگر در دوره‌ای از زمانها کدورت آب ورودی بسیار کم باشد، می‌توان از لجن تولید شده در کلاریفایرهای دیگر استفاده کرده و کارآیی کلاریفایر را حفظ کرد. البته کلاریفایر لجن برگشتی دارای آرایش منحصر به فردی است که در آن از ماسه‌های بسیار ریز جهت تشکیل لخته استفاده می‌شود که باعث تسریع ته‌نشینی نیز می‌شود. این واحدها قادرند نسبت به کلاریفایرهای مرسوم لجن برگشتی در یک مساحت کمتر، دبی بیشتری از آب را در زمان ماند کمتری تصفیه کنند. نحوه عملکرد سختی‌گیری با آهک‌زنی سرد در اکثر آبهای خام،‌قلیائیت بصورت بی‌کربنات (HCO3)- و دی‌اکسید‌کربن (CO2) است. در روش آهک‌زنی سرد از آهک CO2) یا Ca(OH)2) و یا آهک به همراه آلومینات سدیم (Na2Al2O4) و یا (Na2CO3) استفاده می‌شود تا سختی از طریق ترسیب و نیز جامدات معلق از طریق انعقاد و لخته‌سازی حذف شوند. افزودن آهک باعث می‌شود غلظت کلسیم به مقداری فراتر از محدوده حلالیت بالغ شود که ترسیب کربنات کلسیم را در پی دارد و این بدان معنی است که این ترکیب دارای کمترین حلالیت بوده و از سوی دیگر معمولترین ترکیب کلسیم در آبهای طبیعی است. با افزودن دیگر مواد شیمیایی، اپراتورهای تصفیه‌خانه می‌توانند ترکیبات آلی و روغن را حذف کنند. همانطوری که در معادلات 1 تا 3 می‌توان دید، زمانی‌که آهک (Ca(OH)2) به آب اضافه می‌شود، به یونهای Ca2+ و OH- تجزیه می‌شود. در ادامه یک واکنش دو مرحله‌ای اتفاق می‌افتد یعنی بی‌کربنات کلسیم (Ca(HCO)2) و کربنات کلسیم (Ca(CO3)2) تشکیل می‌شود. محلول این واکنش کربنات کلسیم است که در مقایسه با آهک بسیار نامحلول بوده و در نتیجه ترسیب می‌شود که با اینکار غلظت کلسیم موجود در آب کاهش می‌یابد. به فرآیند آهک‌زنی سرد، فرآیند سختی‌گیری جزیی نیز اطلاق می‌شود چون حداقل غلظت سختی کلسیم در جریان خروجی حدود mg/l35 (برحسب (CaCO3 است. کاهش غلظت سیلیس و منیزیم نیازمند افزودن Na2Al2O4 است تا با اینکار سختی منیزیمی کاهش یافته و لخته‌هایی برای جذب سیلیس ایجاد شود. برای کاهش غلظت سیلیس و سختی کلسیم غیرکربناتی نیاز به افزودن سودااش (Na2CO3) است: این فرآیند باعث حذف سختیهای کلسیم غیرکربناتی مثل سولفات کلسیم یا کلرید کلسیم شده و حدود 20 درصد سیلیس موجود در آب ورودی را نیز حذف می‌کند. برای حذف سختیهای باقیمانده در آب زلال شده، از فرآیندهای دیگری مثل تبادل یونی و اسمز معکوس استفاده می‌شود تا آب با مشخصات مورد نیاز بدست آید. عموماً غلظت منیزیم نیز تا 10 درصد غلظت اولیه کاهش می‌یابد. با افزودن آهک به مقدار اضافی می‌توان غلظتهای بیشتری از منیزیم را حذف کرد. در کلاریفایرهای سختی‌گیری با آهک،‌کمترین سختی کلسیم در آب خروجی mg/l20 (برحسب (CaCO3) است. باید بخاطر داشت که هنگامی که قلیائیت آب ورودی بیشتر از سختی کل است، استفاده از سودااش تاثیری در حذف سختی ندارد. ادامه واکنشهای مربوط به ترسیب کربنات کلسیم (در خطوط انتقال بعد از کلاریفایر)‌ باعث تجمع رسوبات شده و می‌تواند قطر این خطوط انتقال را به نحوی کاهش دهد که دستگاههای بعد از کلاریفایر به دلیل کاهش حجم آب مجبور شوند در زیر مقادیر طراحی فعالیت کنند. برای رفع این مشکل بعضی از تصفیه‌خانه‌ها اسید رقیق را به جریان خروجی تزریق می‌کنند تا رسوبات ته‌نشین شده کربنات کلسیم را حل کرده و از تشکیل رسوب در خطوط انتقال جلوگیری کنند. حفظ قابلیت اطمینان در کلاریفایر ثقلی اپراتورها وظیفه دارند مجموعه کلاریفایر را بصورت فیزیکی مورد بازرسی قرار داده و هرگونه خوردگی یا تخریبی را گزارش کنند قسمتهای اساسی برای این بازرسی عبارتند از: - سرریزها - ناودان‌ها - توری‌ها و ناودانی‌های آب زلال شده - موتورهای محرک همزن‌ها و لجن‌ روب قابل ذکر است که لجن‌روب در کف کلاریفایر قرار داشته و قابل رویت نیست چون اطراف آن را معمولاً لایه لجنی اشغال کرده است. خراب بودن لجن روب یکی از مشکلات بسیار مرسوم در کلاریفایرها است و باعث می‌شود که لجن برای چندین‌هفته تلنبار شود و با افزایش میزان تخلیه لجن نیز نتوان بر این مشکل فائق آمد. فشرده شدن این لجن در کف کلاریفایر باعث کاهش حجم عملیاتی کلاریفایر شده و احتمالاً‌ باعث افزایش شدید کدورت در آب خروجی خواهد شد و بهره‌برداران کلاریفایر را مجبور به عملیات تعمیرات کرده و نهایتاً باید این لجن بصورت مکانیکی جدا شده و خارج شود. افزایش عمق بستر لجن فقط یکی از نشانه‌های خرابی لجن روب است. نشانه دیگر آن همانا تغییر در جریان برق موتور مربوط به لجن‌روب است بدین معنی که اگر جریان برق کشیده شده توسط موتور زیاد باشد نشان‌دهنده آن است که یا لجن بیش از حد فشرده شده است و یا موتور خراب شده است. در حالی که اگر این جریان برق کمتر از حالت متعارف باشد نیز نشان‌دهنده کاهش بار لجن روب به دلیل خرابی آن است. بروز نواحی گل‌آلود کوچک یا مناطقی با غلظت موضعی لجن در کلاریفایرها ممکن است نشانه‌ای از وجود خوردگی‌های شدید موضعی و یا تخریب سازه‌ای خطوط تزریق مواد شیمیایی یا بافلها (موانع) ‌باشد. معمولاً بیان می‌شود که هر پنج‌سال یکبار باید بازرسان، کلاریفایر را خالی کرده و تمامی اجزای آن را بازرسی کنند بخصوص خطوط تزریق مواد شیمیایی، دیواره‌های تقسیم‌کننده و خطوط تخلیه لجن و انتقال آب از اهمیت بالایی برخوردارند. مخازن نگهداری مواد شیمیایی،‌ پمپهای تزریق و خطوط انتقال مربوطه نیازمند بازرسی سالانه هستند تا از عدم انسداد آنها به دلیل ترسیب مواد اطمینان حاصل شود. البته در تعداد زیادی از تصفیه‌خانه‌ها فقط یک کلاریفایر وجود دارد که این موضوع توقف کامل جهت انجام بازرسیها را با مشکل مواجه می‌سازد. گاهی با نصب یک کلاریفایر اجاره‌ای می‌توان این توقف را به حداقل رساند ولی در بعضی از تصفیه‌خانه‌ها از غواص برای انجام بازرسیها استفاده می‌کنند تا توقفی رخ ندهد ولی بهرحال نباید از یاد برد که لجن تلنبار شده از بازرسی چشمی جلوگیری خواهد کرد. پارامترهای اصلی جهت پایش کلاریفایرها الف) کدورت آب خروجی: این یکی از پارامترهای اساسی در بررسی کارآیی کلاریفایرها است. جهت حداکثرسازی کیفیت آب خروجی می‌توان از یک کدورت‌سنج مداوم (on-line) استفاده کرد. با این وجود با اندازه‌گیری کدورت نمی‌توان در مورد حضور لخته‌های سوزنی اظهار نظر کرد. کدورت سنجهای مداوم جهت راهبری قابل اعتماد،‌نیازمند بازرسی هفتگی هستند. البته با مشاهده چشمی شفافیت و رنگ آب موجود در کلاریفایر،‌ می‌توان به اطلاعات بیشتری در مورد عملیات تصفیه آب دست یافت. در اکثر تصفیه‌خانه‌ها پس از کلاریفایر از فیلترهای تحت فشار استفاده می‌شود تا بر تغییرات عملیاتی رخ داده فائق ایند. با این وجود این فیلترها فقط می‌توانند تغییرات کوچک در کدورت آب را برطرف کنند. ب) سختی‌ آب خروجی: یک پارامتر معمولی برای تمامی کلاریفایرها است. در بضعی از دستگاههای سختی‌گیری با آهک، سیستم اندازه‌گیری مداوم سختی تعبیه شده است تا سختی آب خروجی از کلاریفایر اندازه گرفته شود. ج) میزان تزریق مواد شیمیایی: با تغییر کمیت و کیفیت آب ورودی باید میزان این تزریق‌ها نیز تغییر کند. اکثر سیستم‌های تزریق مجهز به کنترلر هستند تا با تغییر دبی آب ورودی،‌میزان تزریق را نیز عوض کنند ولی فقط تعداد کمی از آنها هنگام تغییر کیفیت آب نیز میزان تزریق را تغییر می‌دهند. روش استاندارد غیراتوماتیک جهت پاسخ‌دهی به هر گونه تغییر در کیفیت آب ورودی،‌جارتست است. با بکارگیری دستگاه Streaming Current Detector (SCD) می‌توان هنگام بروز تغییرات در کیفیت آب ورودی،‌میزان تزریق را نیز عوض کرد. البته در مورد بعضی از آبها شاید نتوان از این دستگاهها بهره جست چون برای استفاده موفق از این دستگاه باید یک ارزیابی تجربی از نوع و غلظت آلاینده‌های آب وجود داشته باشد. ضمناً کار کردن با این دستگاه نیز به دانش و مهارت زیادی نیاز دارد. البته لازم به ذکر نیست که استفاده از سیستم‌های مداوم اندازه‌گیری (on-line) و سیستم‌های کنترل اتوماتیک باعث به حداقل‌ رساندن «آزمون و خطا» هنگام کنترل کارآیی سیستم خواهد شد. در همین ارتباط باید گفت که تجربه اپراتورها هنوز یک جزء مهم از سیستم بهینه‌سازی به حساب می‌آید. ثبت و ضبط مقادیر تزریق مواد شیمیایی، دمای آب ورودی، دبی آب خام و کدورت آب ورودی و خروجی راهکار مهمی برای انجام هرگونه تعدیل به هنگام بروز تغییر در کیفیت آب خام است. د) پارامترهای دیگر: اگر در تصفیه‌خانه گاز کلر یا ترکیبات کلردار نیز تزریق می‌شوند می‌توان کلر آزاد در آب خروجی از کلاریفایر را نیز مورد سنجش قرار داد تا واحدهای بعدی (مثل تبادل یونی و اسمز معکوس) را از بروز هرگونه مشکل در این ارتباط بازداشت. در بعضی از تصفیه‌خانه‌ها پارامترهای PH و رنگ نیز پایش می‌شوند. راهبری دستگاه آهک‌زنی سرد با وجود تمامی این مسائل توصیه می‌شود که پرسنل تصفیه‌خانه از دستورالعملهای سازندگان دستگاهها استفاده کنند و در صورت عدم وجود این دستورالعملها می‌توانند از دستورات ذکر شده و نیز راهنمایی‌های مندرج در جداول 1 تا 3 استفاده کنند. سیستم‌های آهک‌زنی سرد شدیداً نسبت به تغییر شرایط حساس هستند یعنی هرگونه تغییرات شدید در کمیت یا کیفیت آب ورودی و نیز تغییر در تزریق مواد شیمیایی می‌تواند باعث بهم‌ریختن شرایط عملیاتی شود. حفظ عمق مناسب بستر لجن برای راهبری مناسب از اهمیت بسزایی برخوردار است چون ایجاد مجدد این بستر نیازمند چندین ساعت و حتی چندین روز زمان خواهد بود. در جدول 4 تعدادی از مشکلات، علتها و راههای برطرف ساختن آنها ذکر شده است. البته اگر این راه‌حلها مفید فایده واقع نشد می‌توان از کمک شرکتهای تامین‌کننده افزودنیهای پلیمری استفاده کرد تا آزمایشاتی را بر روی آب شما انجام دهد و شما نیز بعنوان بهره‌بردار می‌توانید کماکان خرابی قطعات مکانیکی و برق را مورد بررسی قرار دهید. منبع : ماهنامه صنعت برق


 

نوشته شده توسط A-Z در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 ساعت 13:28 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


چه کسی عدد صقر را کشف کرد؟

یکی از معمول ترین سئوالهائی که مطرح می شود این است که: چه کسی صفر را کشف کرد؟ البته برای جواب دادن به این سئوال بدنبال این نیستیم که بگوئیم شخص خاصی صفر را ابداع و دیگران از آن زمان به بعد از آن استفاده می کردند.

اولین نکته شایان ذکر در مورد عدد صفر این است که این عدد دو کاربرد دارد که هر دو بسیار مهم تلقی می شود یکی از کاربردهای عدد صفر این است که به عنوان نشانه ای برای جای خالی در دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) بکار می رود. بنابراین در عددی مانند 2106 عدد صفر استفاده شده تا جایگاه اعداد در جدول مشخص شود که بطور قطع این عدد با عدد 216 کاملاً متفاوت است. دومین کاربرد صفر این است که خودش به عنوان عدد بکار می رود که ما به شکل عدد صفر از آن استفاده می کنیم.

هیچکدام از این کاربردها تاریخچه پیدایش واضحی ندارند. در دوره اولیه تاریخ کاربرد اعداد بیشتر بطور واقعی بوده تا عصر حاضر که اعداد مفهوم انتزاعی دارند. بطور مثال مردم دوران باستان اعداد را برای شمارش تعداد اسبان، ... بکار می برند و در اینگونه مسائل هیچگاه به مسئله ای برخورد نمی کردند که جواب آن صفر یا اعداد منفی باشد.

بابلیها تا مدتها در جدول ارزش مکانی هیچ نمادی را برای جای خالی در جدول بکار نمی بردند. می توان گفت از اولین نمادی که آنها برای نشان دادن جای خالی استفاده کردن گیومه (") بود. مثلاً عدد6"21 نمایش دهنده 2106 بود. البته باید در نظر داشت که از علائم دیگری نیز برای نشان دادن جای خالی استفاده می شد ولیکن هیچگاه این علائم به عنوان آخرین رقم آورده نمی شدندبلکه همیشه بین دو عدد قرار می گیرند بطور مثال عدد "216 را با این نحوه علامت گذاری نداریم. به این ترتیب به این مطلب پی می بریم که کاربرد اولیه عدد صفر برای نشان دادن جای خالی اصلاً به عنوان یک عدد نبوده است.

البته یونانیان هم خود را از اولین کسانی می دانند کهدرجای خالی ,صفر استفاده می کردند اما یونانیان دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) مثل بابلیان نداشتند. اساساً دستاوردهای یونانیان در زمینه ریاضی بر مبنای هندسه بوده و به عبارت دیگر نیازی نبوده است که ریاضی دانان یونانی از اعداد نام ببرند زیر آنها اعداد را بعنوان طول خط مورد استفاده قرار می دادند.

البتهبعضى ازریاضی دانان یونانی ثبت اطلاعات نجومی را بر عهده داشتند. در این قسمت به اولین کاربرد علامتی اشاره می کنیم که امروزه آن را به این دلیل که ستاره شناسان یونانی برای اولین بار علامت 0 را برای آن اتخاذ کردند، عدد صفر می نامیم. تعداد معدودی از ستاره شناسان این علامت را بکار بردند و قبل از اینکه سرانجام عدد صفر جای خود را بدست آورد، دیگر مورد استفاده قرار نگرفت و سپس در ریاضیات هند ظاهر شد.

هندیان کسانی بودند که پیشرفت چشمگیری در اعداد و جدول ارزش مکانی اعداد ایجاد کردند هندیان نیز از صفر برای نشان دادن جای خالی در جدول استفاده می کردند.

اکنون اولین حضور صفر را به عنوان یک عدد مورد بررسی قرار می دهیم اولین نکته ای که می توان به آن اشاره کرد این است که صفر به هیچ وجه نشان دهنده یک عدد بطور معمول نمی باشد. از زمانهای پیش اعداد به مجموعه ای از اشیاء نسبت داده می شدند و در حقیقت با گذشت زمان مفهوم صفر و اعداد منفی که از ویژگیهای مجموعه اشیاء نتیجه نمی شدند، ممکن شد. هنگامیکه فردی تلاش می کند تا صفر و اعداد منفی را بعنوان عدد در نظر بگیرید با این مشکل مواجه می شود که این عدد چگونه در عملیات محاسباتی جمع، تفریق، ضرب و تقسیم عمل می کند. ریاضی دانان هندی سعی بر آن داشتند تا به این سئوالها پاسخ دهندو در این زمینه نیز تا حدودى موفق بوده اند .

این نکته نیز قابل ذکر است که تمدن مایاها که در آمریکای مرکزی زندگی می کردند نیز از دستگاه اعداد استفاده می کردند و برای نشان دادن جای خالی صفر را بکار می برند.

بعدها نظریات ریاضی دانان هندی علاوه بر غرب، به ریاضی دانان اسلامی و عربی نیز انتقال یافت. فیبوناچی، مهمترین رابط بین دستگاه اعداد هندی و عربی و ریاضیات اروپا می باشد.


 

نوشته شده توسط A-Z در یکشنبه سوم خرداد 1388 ساعت 16:18 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


همه چيز درباره فيبر نوري

 

فيبر نوری يکی از محيط های انتقال داده با سرعت بالا است . امروزه از فيبر نوری در موارد متفاوتی نظير: شبکه های تلفن شهری و بين شهری ، شبکه های کامپيوتری و اينترنت استفاده بعمل می آيد. فيبرنوری رشته ای  از تارهای شيشه ای بوده که هر يک از تارها دارای ضخامتی معادل  تار موی انسان را داشته و از آنان برای انتقال اطلاعات در مسافت های طولانی استفاده می شود.

مبانی فيبر نوری

فيبر نوری ، رشته ای   از تارهای بسيار نازک شيشه ای بوده که قطر هر يک از تارها نظير قطر يک تار موی انسان است . تارهای فوق در کلاف هائی سازماندهی و کابل های نوری را بوجود می آورند. از فيبر نوری بمنظور ارسال سيگنال های نوری در مسافت های طولانی استفاده می شود. 

يک فيبر نوری از سه بخش متفاوت تشکيل شده است :

·       هسته (Core) . هسته نازک شيشه ای در مرکز فيبر که سيگنا ل های نوری در آن حرکت می نمايند.

·       روکش (Cladding) . بخش خارجی فيبر بوده که دورتادور هسته را احاطه کرده و باعث برگشت نورمنعکس شده به هسته می گردد.

·       بافر رويه (Buffer Coating) . روکش پلاستيکی که باعث حفاظت فيبر در مقابل رطوبت و ساير موارد آسيب پذير ، است .

صدها و هزاران نمونه از رشته های نوری فوق در دسته هائی سازماندهی شده و کابل های نوری را بوجود می آورند. هر يک از کلاف های فيبر نوری توسط يک روکش هائی با نام Jacket محافظت می گردند.

فيبر های نوری در دو گروه عمده ارائه می گردند:

·       فيبرهای تک حالته (Single-Mode) . بمنظور ارسال يک سيگنال در هر فيبر استفاده می شود( نظير : تلفن )

·       فيبرهای چندحالته (Multi-Mode) . بمنظور ارسال چندين سيگنال در يک فيبر استفاده می شود( نظير : شبکه های کامپيوتری)

فيبرهای تک حالته دارای يک هسته کوچک ( تقريبا" 9 ميکرون قطر ) بوده و قادر به ارسال  نور ليزری مادون قرمز ( طول موج از 1300 تا 1550 نانومتر) می باشند. فيبرهای چند حالته دارای هسته بزرگتر ( تقريبا" 5 / 62 ميکرون قطر ) و قادر به ارسال نورمادون قرمز از طريق LED می باشند.

ارسال نور در فيبر نوری

فرض کنيد ، قصد داشته باشيم با استفاده از  يک چراغ قوه  يک راهروی بزرگ و مستقيم  را روشن نمائيم . همزمان با روشن نمودن چراغ قوه ، نور مربوطه در طول مسير مسفقيم راهرو تابانده شده و آن را روشن خواهد کرد. با توجه به عدم وجود خم و يا پيچ در راهرو در رابطه با تابش نور چراغ قوه مشکلی وجود نداشته  و چراغ قوه می تواند ( با توجه به نوع آن ) محدوده مورد نظر را روشن کرد. در صورتيکه راهروی فوق دارای خم و يا پيچ باشد ، با چه مشکلی برخورد خواهيم کرد؟ در اين حالت می توان از يک آيينه در محل پيچ راهرو استفاده تا باعث انعکاس نور از زاويه مربوطه گردد.در صورتيکه راهروی فوق دارای پيچ های زيادی باشد ، چه کار بايست کرد؟ در چنين حالتی در تمام طول مسير ديوار راهروی مورد نظر ، می بايست از آيينه استفاده کرد. بدين ترتيب نور تابانده شده توسط چراغ قوه (با يک زاويه خاص)  از نقطه ای به نقطه ای ديگر حرکت کرده ( جهش کرده و طول مسير راهرو را طی خواهد کرد). عمليات فوق مشابه آنچيزی است که در فيبر نوری انجام می گيرد.

نور، در کابل فيبر نوری از طريق  هسته (نظير  راهروی مثال ارائه شده )  و توسط جهش های پيوسته با توجه به سطح آبکاری شده ( Cladding) ( مشابه ديوارهای شيشه ای مثال ارائه شده )  حرکت می کند.( مجموع انعکاس  داخلی ) . با توجه به اينکه سطح آبکاری شده ، قادر به جذب نور موجود در هسته نمی باشد ، نور قادر به حرکت در مسافت های طولانی می باشد. برخی از سيگنا ل های نوری بدليل عدم خلوص شيشه موجود ، ممکن است  دچار نوعی تضعيف در طول هسته گردند. ميزان تضعيف سيگنال نوری به درجه خلوص شيشه و طول موج نور انتقالی دارد. ( مثلا" موج با طول 850 نانومتر بين 60 تا 75 درصد در هر کيلومتر ، موج با طول 1300 نانومتر بين 50 تا 60 درصد در هر کيلومتر ، موج با طول 1550 نانومتر بيش از 50 درصد در هر کيلومتر)

سيستم رله فيبر نوری

بمنظور آگاهی از نحوه استفاده فيبر نوری در سيستم های مخابراتی ، مثالی را دنبال خواهيم کرد که مربوط به يک فيلم سينمائی  و يا مستند در رابطه با جنگ جهانی دوم است . در فيلم فوق دو ناوگان دريائی که بر روی سطح دريا در حال حرکت می باشند ، نياز به برقراری ارتباط با يکديگر در يک وضعيت کاملا" بحرانی و توفانی را دارند. يکی از ناوها قصد  ارسال پيام  برای ناو ديگر را دارد.کاپيتان ناو فوق پيامی برای يک ملوان که بر روی عرشه کشتی مستقر است ، ارسال می دارد. ملوان فوق پيام دريافتی را به مجموعه ای از کدهای مورس ( نقطه و فاصله ) ترجمه می نمايد. در ادامه ملوان مورد نظر با استفاده از يک نورافکن اقدام به ارسال پيام برای ناو ديگر می نمايد. يک ملوان بر روی عرشه کشتی دوم ، کدهای مورس ارسالی را مشاهده می نمايد. در ادامه ملوان فوق کدهای فوق را به يک زبان خاص ( مثلا" انگليسی ) تبديل و آنها را برای کاپيتان ناو ارسال می دارد.  فرض کنيد فاصله دو ناو فوق از يکديگر بسار زياد ( هزاران مايل ) بوده و بمنظور برقرای ارتباط بين آنها از يک سيتستم مخابراتی مبتنی بر فيبر نوری استفاده گردد.

سيتستم رله فيبر نوری از عناصر زير تشکيل شده است :

·       فرستنده . مسئول توليد و رمزنگاری سيگنال های نوری است .

·       فيبر نوری مديريت سيکنال های نوری در يک مسافت را برعهده می گيرد.

·       بازياب نوری . بمنظور تقويت سيگنا ل های نوری در مسافت های طولانی استفاده می گردد.

·       دريافت کننده نوری . سيگنا ل های نوری را دريافت و رمزگشائی می نمايد.

در ادامه به بررسی هر يک از عناصر فوق خواهيم پرداخت .

فرستنده

وظيفه فرستنده،  مشابه نقش ملوان بر روی عرشه کشتی ناو فرستنده پيام است .  فرستنده سيگنال های نوری را دريافت و دستگاه نوری را بمنظور روشن و خاموش شدن در يک دنباله مناسب ( حرکت منسجم ) هدايت می نمايد. فرستنده ، از لحاظ  فيزيکی در مجاورت فيبر نوری قرار داشته و ممکن است دارای يک لنز بمنظور تمرکز نور در فيبر  باشد. ليزرها دارای توان بمراتب بيشتری نسبت به LED می باشند. قيمت آنها نيز در مقايسه با LED بمراتب بيشتر است . متداولترين طول موج سيگنا ل های نوری ، 850 نانومتر ، 1300 نانومتر و 1550 نانومتر است .

بازياب ( تقويت کننده ) نوری

همانگونه که قبلا" اشاره گرديد ، برخی از سيگنال ها در موارديکه مسافت ارسال اطلاعات  طولانی بوده ( بيش از يک کيلومتر ) و يا از مواد خالص برای تهيه فيبر نوری ( شيشه ) استفاده نشده باشد ، تضعيف و از بين خواهند رفت . در چنين مواردی و بمنظور تقويت ( بالا بردن ) سيگنا ل های نوری تضعيف شده از يک يا چندين " تقويت کننده نوری " استفاده می گردد.  تقويت کننده نوری از فيبرهای نوری متععدد بهمراه يک روکش خاص (doping) تشکيل می گردند. بخش دوپينگ با استفاده از يک ليزر پمپ می گردد . زمانيکه سيگنال تضعيف شده به روکش دوپينگی می رسد ، انرژی ماحصل از ليزر باعث می گردد که مولکول های دوپينگ شده،  به ليزر تبديل می گردند. مولکول های دوپينگ شده در ادامه باعث انعکاس يک سيگنال نوری جديد و قويتر با همان خصايص سيگنال ورودی تضعيف شده ، خواهند بود.( تقويت کننده ليزری)

دريافت کننده نوری

وظيفه دريافت کننده ، مشابه نقش ملوان بر روی عرشه کشتی ناو دريافت کننده پيام است. دستگاه فوق سيگنال های ديجيتالی نوری را اخذ و پس از رمزگشائی ، سيگنا ل های الکتريکی را برای ساير استفاده کنندگان ( کامپيوتر ، تلفن و ... ) ارسال می نمايد. دريافت کننده بمنظور تشخيص نور از يک "فتوسل" و يا "فتوديود" استفاده می کند.

مزايای  فيبر نوری

فيبر نوری در مقايسه با سيم های  های مسی دارای مزايای زير است :

·       ارزانتر. هزينه چندين کيلومتر کابل نوری نسبت به سيم های  مسی کمتر است .

·       نازک تر. قطر فيبرهای نوری بمراتب کمتر از سيم های  مسی است .

·       ظرفيت بالا. پهنای باند فيبر نوری  بمنظور ارسال اطلاعات بمراتب  بيشتر از سيم  مسی است .

·       تضعيف ناچيز. تضعيف سيگنال در فيبر نوری بمراتب کمتر از سيم  مسی است .

·       سيگنال های نوری . برخلاف سيگنال های الکتريکی در يک سيم مسی ، سيگنا ل ها ی نوری در يک فيبر تاثيری  بر فيبر ديگر نخواهند داشت .

·       مصرف برق پايين . با توجه به سيگنال ها در فيبر نوری کمتر ضعيف می گردند ، بنابراين می توان از فرستنده هائی با ميزان برق مصرفی پايين نسبت به فرستنده های الکتريکی که از ولتاژ بالائی استفاده می نمايند ، استفاده کرد.

·       سيگنال های ديجيتال . فيبر نور ی مناسب بمنظور انتقال  اطلاعات ديجيتالی است .

·       غير اشتعال زا . با توجه به عدم وجود الکتريسيته ، امکان بروز آتش سوزی وجود نخواهد داشت .

·       سبک وزن . وزن يک کابل فيبر نوری بمراتب کمتر از کابل مسی (قابل مقايسه)  است.

·       انعطاف پذير . با توجه به انعظاف پذيری فيبر نوری و قابليت ارسال و دريافت نور از آنان، در موارد متفاوت نظير دوربين های ديجيتال با موارد کاربردی خاص مانند : عکس برداری پزشکی ، لوله کشی و ...استفاده می گردد.

با توجه به مزايای فراوان فيبر نوری ، امروزه از اين نوع کابل ها در موارد متفاوتی  استفاده می شود. اکثر شبکه های کامپيوتری و يا مخابرات ازراه دور در مقياس وسيعی از فيبر نوری استفاده می نمايند.

 

 


 

نوشته شده توسط A-Z در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 ساعت 16:6 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


درباره فيبر نوري بيشتر بدانيم

 
كابلهاي مسي و انواع آن :
1 – كابل ژله فيلد خاكي (BFC) : اين نوع كابل در شبكه هاي مخابراتي براي كابل مشتركين به صورت مستقيم در زير خاك استفاده و در اين شركت از 10 زوج تا 1800 زوج توليد مي شود.
2 – كابل ژله فيلد كانالي (CFC) : در شبكه هاي تلفني به منظور كابل مشتركين از اين نوع كابل استفاده مي شود كه براي نصب در كانال مناسب بوده و از 100 زوج تا 2400 زوج توليد مي گردد.
3 – كابل ايركور كانالي (CUC) : اين نوع كابل بين مراكز مخابراتي و از مراكزمخابراتي تا كافو مورد بهره برداري قرار مي گيرد. ضمنآ مناسب نصب در كانال بوده و از 600 زوج تا 2400 زوج توليد مي شود.
4 – كابل هوايي مهاردار (SSC) : در شبكه هاي محلي و روستايي بصورت نصب بر روي تيرهاي نگهدارنده استفاده مي گردد.
5 – كابل هوايي ساده (AC) : حهت اتصال مشترك به نقاط توزيع بكار ميرود.
6 – دوبل هوايي مهاردار (DW) : اين كابل مشترك را به پست متصل مي كند.

كابل نوري و انواع آن :
1 – كابل نوري ژله فيلد كانالي (OCFC) : عمومآ در شبكه هاي درون شهري و بين مراكز مخابراتي مورد استفاده قرار مي گيرد.
2 – كابل نوري ژله فيلد خاكي (OBFC) : معمولا در شبكه هاي زير ساخت و بين شهري در مساحت هاي طولاني استفاده مي شود.
3 – كابل نوري مهار دار هوايي (OSSC) : در مناطق روستايي و مخابراتي مورد استفاده قرار مي گيرد و شكل كابل به صورت 8 مي باشد.

در حال حاضر امكان توليد انواع كابلهاي نوري از 2 تا 288 core وجود دارد.
پس از اختراع
ليزر در سال ۱۹۶۰ ميلادي، ايده بكارگيري فيبر نوري براي انتقال اطلاعات شكل گرفت. خبر ساخت اولين فيبر نوري در سال ۱۹۶۶ هم زمان در انگليس و فرانسه با تضعيفي برابر با؟ اعلام شد كه عملا در انتقال اطلاعات مخابراتي قابل استفاده نبود تا اينكه در سال ۱۹۷۶ با كوشش فراوان پژوهندگان، تلفات فيبر نوري توليدي شديدآ كاهش داده شد و به مقداري رسيد كه قابل ملاحظه با سيم هاي هم محور بكاررفته در شبكه مخابرات بود.

فيبر نوري از پالس هاي نور براي انتقال داده ها از طريق تارهاي سيلكون بهره مي گيرد. يك كابل فيبر نوري كه كمتر از يك اينچ قطر دارد مي تواند صدها هزار مكالمهٔ صوتي را حمل كند . فيبرهاي نوري تجاري ظرفيت ۲٫۵ گيگابايت در ثانيه تا ۱۰ گيگابايت در ثانيه را فراهم مي سازند . فيبر نوري از چندين لايه ساخته مي شود. دروني ترين لايه را هسته مي نامند. هسته شامل يك تار كاملاً بازتاب كننده از شيشه خالص (معمولاً) است. هسته در بعضي از كابل ها از پلاستيك كا ملاً بازتابنده ساخته مي شود، كه هزينه ساخت را پايين مي آورد. با اين حال، يك هسته پلاستيكي معمولاً كيفيت شيشه را ندارد و بيشتر براي حمل داده ها در فواصل كوتاه به كار مي رود. حول هسته بخش پوسته قرار دارد، كه از شيشه يا پلاستيك ساخته مي شود. هسته و پوسته به همراه هم يك رابط بازتابنده را تشكيل مي دهند كه با عث مي شود كه نور در هسته تا بيده شود تا از سطحي به طرف مركز هسته باز تابيده شود كه در آن دو ماده به هم مي رسند. اين عمل بازتاب نور به مركز هسته را (بازتاب داخلي كلي) مي نامند. قطر هسته و پوسته با هم حدود ۱۲۵ ميكرون است (هر ميكرون معادل يك ميليونيم متر است)، كه در حدود اندازه يك تار موي انسان است. بسته به سازنده، حول پوسته چند لايه محافظ، شامل يك پوشش قرار مي گيرد.

يك پوشش محافظ پلاستكي سخت لايه بيروني را تشكيل مي دهد. اين لايه كل كابل را در خود نگه مي دارد، كه مي تواند صدها فيبر نوري مختلف را در بر بگيرد. قطر يك كابل نمونه كمتر از يك اينچ است .

از لحاظ كلي، دو نوع فيبر وجود دارد: تك حالتي و چند حالتي. فيبر تك حالتي يك سيگنال نوري را در هر زمان انتشار مي دهد، در حالي كه فيبر چند حالتي مي تواند صدها حالت نور را به طور هم زمان انتقال بدهد .

فيبر نوري در ايران

در ايران در اوايل دهه ۶۰، فعاليت هاي پژوهشي در زمينه فيبر نوري در پژوهشگاه، برپايي مجتمع توليد فيبر نوري در پونك تهران را درپي داشت و عملا در سال ۱۳۷۳ توليد فيبر نوري با ظرفيت ۵۰٫۰۰۰ كيلومتر در سال در ايران آغاز شد. فعاليت استفاده از كابل هاي نوري در ديگر شهرهاي بزرگ ايران آغاز شد تا در آينده نزديك از طريق يك شبكه ملي مخابرات نوري به هم بپيوندند.

فيبرنوري يك موجبر استوانه اي از جنس شيشه يا پلاستيك است كه دو ناحيه مغزي و غلاف با ضريب شكست متفاوت و دو لايه پوششي اوليه و ثانويه پلاستيكي تشكيل شده است. برپايه قانون اسنل براي انتشار نور در فيبر نوري شرط: مي بايست برقرار باشد كه به ترتيب ضريب شكست هاي مغزي و غلاف هستند. انتشار نور تحت تأثير عواملي ذاتي و اكتسابي دچار تضعيف مي شود. اين عوامل عمدتآ ناشي از جذب فرابنفش، جذب فروسرخ، پراكندگي رايلي، خمش و فشارهاي مكانيكي بر آنها هستند.

سيستم هاي مخابرات فيبر نوري

گسترش ارتباطات و راحتي انتقال اطلاعات از طريق سيستم هاي انتقال و مخابرات فيبر نوري يكي از پر اهميت ترين موارد مورد بحث در جهان امروز است. سرعت دقت و تسهيل از مهم ترين ويژگي هاي مخابرات فيبر نوري مي باشد. يكي از پر اهميت ترين موارد استفاده از مخابرات فيبر نوري آساني انتقال در فرستادن سيگنال هاي حامل اطلاعات ديجيتالي است كه قابليت تقسيم بندي در حوزه زماني را دارا مي باشد.

اين به اين معني است كه مخابرات ديجيتال تامين كننده پتانسيل كافي براي استفاده از امكانات مخابره اطلاعات در پكيجهاي كوچك انتقال در حوزه زماني است.براي مثال عملكرد مخابرات فيبر نوري با توانايي ۲۰ مگا هرتز با داشتن پهناي باند ۲۰ كيلو هرتز داراي گنجايش اطلاعاتي ۰٫۱٪ مي باشد. امروزه انتقال سيگنالها به وسيله امواج نوري به همراه تكنيكهاي وابسته به انتقال شهرت و آوازه سيستم هاي انتقال ماهوارهاي را به شدت مورد تهديد قرار داده است. دير زماني ست كه اين مطلب كه نور مي تواند براي انتقال اطلاعات مورد استفاده قرار گيرد به اثبات رسيده است و بشر امروزه توانسته است كه از سرعت فوق العاده آن به بهترين وجه استفاده كند.

در سال ۱۸۸۰ ميلادي الكساندر گراهام بل ۴ سال بعد از اختراع تلفن موفق به اخذ امتياز نامه خود در زمينه مخابرات امواج نوري براي دستگاه خود با عنوان فوتو تلفن گرديد. در ۱۵ سال اخير با پيشرفت ليزر به عنوان يك منبع نور بسيار قدرتمند و خطوط انتقال فيبر هاي نوري فاكتور هاي جديدي از تكنولوژي و تجارت بهتر را براي انسان به ارمغان آورده است. مخابرات فيبر نوري ابتدا به عنوان يك مخابرات از راه دور قرار دادي تلقي مي شد كه در آن امواج نوري به عنوان حامل يك يا چند واسطه انتقال استفاده مي شد.

با وجود آنكه امواج نوري حامل سيگنالهاي آنالوگ بودند اما سيگنالهاي نوري همچنان به عنوان سيستم مخابرات ديجيتال بدون تغيير باقي مانده است. از دلايل اين امر مي توان به موارد زير اشاره كرد: ۱)تكنيكهاي مخابرات در سيستم هاي جديد مورد استفاده قرار مي گرفت ۲)سيستم هاي جديد با بالاترين تلنولوژي براي داشتن بيشترين گنجايش كارآمدي سرعت و دقت طراحي شده بود. ۳)انتقال به كمك خطوط نوري امكان استفاده از تكنيكهاي ديجيتال را فراهم مي ساخت. اين مطلب نياز انسان را به دسترسي به مخابره اطلاعات رابه صورت بيت به بيت پاسخگو بود

  • توانايي پردازش اطلاعات در حجم وسيع: از آنجايي كه مخابرات فيبر نوري داراي كارايي بالاتري نسبت به سيمهاي مسي سنتي هستند بشر امروزي تمايل چنداني براي پيروي از سنت ديرينه خود ندارد و توانايي پردازش حجم وسيعي از اطلاعات در مخابره فيبر نوري او را مجذوب و شيفته خود ساخته است
  • آزادي از نويز هاي الكتريكي:بافت يك فيبر نوري از جنس پلاستيك يا شييشه به دليل رسانندگي انتخاب مي شود.در نتيجه يك حامل موج نوري مي تواند از پتانسيل موثر ميدانهاي الكتريكي در امان باشد. از قابليت هاي مهم اين نوع مخابرات مي توان به امكان عبور كابل حامل موج نوري از ميان يك ميدان الكترومغناطيسي قوي اشاره كرد كه سيگنالهاي نام برده بدون آلودگي از پارازيت هاي الكتريكي و يا سيگنالهاي مداخله گر به حد اكثر كارايي خود خواهند رسيد.

فيبرهاي نوري نسل سوم

طراحان فيبرهاي نسل سوم، فيبرهايي را مد نظر داشتند كه داراي كمترين تلفات و پاشندگي باشند. براي دستيابي به اين نوع فيبرها، محققين از حداقل تلفات در طول موج ۵۵/۱ ميكرون و از حداقل پاشندگي در طول موج ۳/۱ ميكرون بهره جستند و فيبري را طراحي كردند كه داراي ساختار نسبتاً پيچيده تري بود. در عمل با تغييراتي در پروفايل ضريب شكست فيبرهاي تك مد از نسل دوم، كه حداقل پاشندگي آن در محدوده ۳/۱ ميكرون قرار داشت، به محدوده ۵۵/۱ ميكرون انتقال داده شد و بدين ترتيب فيبر نوري با ماهيت متفاوتي موسوم به فيبر دي.اس.اف ساخته شد.

كاربردهاي فيبر نوري

  1. كاربرد در حسگرها: استفاده از حسگرهاي فيبر نوري براي اندازه گيري كميت هاي فيزيكي مانند جريان الكتريكي، ميدان مغناطيسي، فشار، حرارت، جابجايي، آلودگي آب هاي دريا، سطح مايعات، تشعشعات پرتوهاي گاما و ايكس در سال هاي اخير شروع شده است. در اين نوع حسگرها، از فيبر نوري به عنوان عنصر اصلي حسگر بهره گيري مي شود بدين ترتيب كه ويژگي هاي فيبر تحت ميدان كميت مورد اندازه گيري تغيير يافته و با اندازه شدت كميت تأثيرپذير مي شود.
  2. كاربردهاي نظامي: فيبر نوري كاربردهاي بي شماري در صنايع دفاع دارد كه از آن جمله مي توان برقراري ارتباط و كنترل با آنتن رادار، كنترل و هدايت موشك ها، ارتباط زيردرياييها (هيدروفون) را نام برد.
  3. كاربردهاي پزشكي: فيبرنوري در تشخيص بيماري ها و آزمايشهاي گوناگون در پزشكي كاربرد فراوان دارد كه از آن جمله مي توان چنده سنجي (دُزيمتري) غدد سرطاني، شناسايي نارسايي هاي داخلي بدن، جراحي ليزري، استفاده در دندانپزشكي و اندازه گيري مايعات و خون نام برد.

فن آوري ساخت فيبرهاي نوري

براي توليد فيبر نوري، نخست ساختار آن در يك ميله شيشه اي موسوم به پيش سازه از جنس سيليكا ايجاد مي گردد و سپس در يك فرايند جداگانه اين ميله كشيده شده تبديل به فيبر مي شود. از سال ۱۹۷۰ روش هاي متعددي براي ساخت انواع پيش سازه ها به كار رفته است كه اغلب آنها بر مبناي رسوب دهي لايه هاي شيشه اي در داخل يك لوله به عنوان پايه قرار دارند.

روشهاي ساخت پيش سازه

روش هاي فرآيند فاز بخار براي ساخت پيش سازه فيبر نوري را مي توان به سه دسته تقسيم كرد:

  • رسوب دهي داخلي در فاز بخار
  • رسوب دهي بيروني در فاز بخار
  • رسوب دهي محوري در فاز بخار

موادلازم در فرايند ساخت پيش سازه

  • تتراكلريد سيليكون: اين ماده براي تأمين لايه هاي شيشه اي در فرآيند مورد نياز است.
  • تتراكلريد ژرمانيوم: اين ماده براي افزايش ضريب شكست شيشه در ناحيه مغزي پيش سازه استفاده مي شود.
  • اكسي كلريد فسفريل: براي كاهش دماي واكنش در حين ساخت پيش سازه، اين مواد وارد واكنش مي شود.
  • گاز فلوئور: براي كاهش ضريب شكست شيشه در ناحيه غلاف استفاده مي شود.
  • گاز هليم: براي نفوذ حرارتي و حباب زدايي در حين واكنش شيميايي در داخل لوله مورد استفاده قرار مي گيرد.
  • گاز كلر: براي آب زدايي محيط داخل لوله قبل از شروع واكنش اصلي مورد نياز است.

مراحل ساخت

  1. مراحل صيقل گرمايشي: پس از نصب لوله با عبور گازهاي كلر و اكسيژن، در دماي بالاتر از ۱۸۰۰ درجه سلسيوس لوله صيقل داده مي شود تا بخار آب موجود در جدار دروني لوله از آن خارج شود.
  2. مرحله اچينگ: در اين مرحله با عبور گازهاي كلر، اكسيژن و فرئون لايه سطحي جدار داخلي لوله پايه خورده مي شود تا ناهمواري ها و ترك هاي سطحي بر روي جدار داخلي لوله از بين بروند.
  3. لايه نشاني ناحيه غلاف: در مرحله لايه نشاني غلاف، ماده تتراكلريد سيليسيوم و اكسي كلريد فسفريل به حالت بخار به همراه گازهاي [[هليموارد لوله شيشه اي مي شوند و در حالتي كه مشعل اكسي هيدروژن با سرعت تقريبي ۱۲۰ تا ۲۰۰ ميلي متر در دقيقه در طول لوله حركت مي كند و دمايي بالاتر از ۱۹۰۰ درجه سلسيوس ايجاد مي كند، واكنش هاي شيميايي زير به دست مي آيند.

ذرات شيشه اي حاصل از واكنش هاي فوق به علت پديده ترموفرسيس كمي جلوتر از ناحيه داغ پرتاب شده و بر روي جداره داخلي رسوب مي كنند و با رسيدن مشعل به اين ذرات رسوبي حرارت كافي به آنها اعمال مي شود به طوري كه تمامي ذرات رسوبي شفاف مي گردند و به جدار داخلي لوله چسبيده و يكنواخت مي شوند. بدين ترتيب لايه هاي شيشه اي مطابق با طراحي با تركيب در داخل لوله ايجاد مي گردند و در نهايت ناحيه غلاف را تشكيل مي دهند



 

نوشته شده توسط A-Z در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 ساعت 16:17 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


مقدمه ای بر کامپيوتر

  • ماشين کامپيوتر در ابتدا به منظور انجام محاسبات پيچيده و حجيم ساخته شد و به همين دليل آن را کامپيوتر به معني حسابگر و شمارنده ناميده اند. امروزه کامپيوتر به يک وسيله چند منظوره تبديل شده است که داراي حافظه بوده و قابل برنامه ريزي مي باشد . از اين رو کامپيوتر قادر به انجام عمليات و محاسبات رياضي و منطقي روي اطلاعات بوده و از نظر سرعت ثبت اطلاعات و نگهداري اطلاعات پر حجم  سرعت بازيابي و خستگي ناپذيري بر انسان برتري دارد . البته اين بدان معنا نيست که اين ماشين تمام تواناييهايش از انسان برتر باشد . زيرا او فاقد خلاقيت و نوآوري است و در اين مورد انسان بر کامپيوتر برتري دارد . به عبارتي کامپيوتر در واقع وظيفه جمع آوري و طبقه بندي و تنظيم و خلاصه کردن و محاسبه به روي اطلاعات را بر عهده دارد . و مي تواند اطلاعات خام يا ديتا را به اطلاعات مفيد و قابل استفاده تبديل يا پردازش کند . اولين کامپيوتري که بشر ساخت از ابتداي نامهاي مخترحين آنها گرفته شده است که بصورت زير است ATANSOFF-BERRY-COMPUTER که از ابتداي نام آنها گرفته شده است (ABC) اولين کامپيوتر بين سالهاي 1937 تا 1942 ساخته شد و هدف از ساخت آن حل معادلات بود . بعدها کامپيوترها بزرگتر و پيچيده تر شدند . به مرور که کامپيوترها پيشرفته تر شدند آنها کوچکتر گرديدند که در حال حاضر کامپيوترهاي امروزي بسيار کوچکتر و ارزان تر از کامپيوترهاي اوليه مي باشند . کامپيوترهاي اِی - بي - سي و انياک را جزء کامپيوترهاي نسل اول مي دانند و کامپيوترهاي نسل دوم در سال 1959 ايجاد شدند و ساختار مدار آنها از ترانزيستورها بود . با پيدايش تراشه هاي کوچک سيليکوني اولين مدارهاي مجتمع ساخته شدند .

سال 1975 سال ظهور کامپيوترهاي شخصي مي باشد . با ورود ميکروپروسسورها برنامه نويسان دستورالعملهايي را نوشتند که به زبان بيسيک به کدهاي مورد نياز در ميکروپروسسور ترجمه مي شد . که اولين برنامه نويسان به اين طريق بيل گيتز و پاول آلن بودند که شرکت مايکرو سافت را بصورت تجارتي در آوردند . و در حال حاضر از توليد کنندگان بزرگ نرم افزار در دنيا مي باشند برنامه هاي تحت ويندوز و ميکروپروسسورهاي اينتل متعلق به اين شرکت يعني مايکرو سافت مي باشد . کامپيوتر آي بي ام  اي تي  که از ميکرو پروسسورهاي 80286 استفاده مي نمايد در سال 1984 ساخته شد . اين کامپيوتر در آن سالها بسيار سريع تر از مدلهاي قبلي عمل مي کرد زيرا ميکروپروسسور آن قوي بود . در سال 1987 شرکت آي بي ام توليد کامپيوترهاي خود را با نام PS2 شروع کرد و PS1 را نيز وارد بازا کرد . که از ميکروپروسسورهاي 80386 و 80486 استفاده نمود  کامپيوترهاي امروزي را کامپيوترهاي نسل چهارم مي نامند . بعد از ميکرو پروسسورهاي 80486 ميکروپروسسورهاي پنتيوم وارد بازار شدند

کامپيوتر به عنوان يک سيستم داراي چهار قسمت است که عبارتند از

·         INPUT UNIT

·         MEMORY UNIT

·         CPU

·         OUTPUT UNIT

 

که از آنها به ترتيب مي توان به اين طريق نام برد

·         واحد ورودي

·         واحد حافظه

·         واحد پردازش مرکزي

·         واحد خروجي

قسمتهاي دو و سه که شامل واحد حافظه و واحد پردازش مرکزي است داخل يک جعبه به نام کيس قرار دارد که از نظر ظاهري به دو صورت ايستاده و خوابيده وجود دارد

  1. TOWER
  2. DESKTOP

منبع تغذيه يا Power Supply در درون اين جعبه قرار دارد.

در سيستم علاوه بر پردازشگر و حافظه قطعات سخت افزاري ديگري نيز وجود دارند. بعد از مقدمه اي که در مورد کامپيوتر و تاريخچه آن آمد لازم است که اجزاء کامپيوتر از لحاظ سخت افزاري بيان شود . در ادامه به بيان و توضيح اين مطلب به شرح ذيل مي پردازيم

 

---------------------------------------------------

بورد اصلي  MOTHERBOARD  OR  MAIN BOARD

اين بخش در برگيرنده اغلب مدارهاي کامپيوتر است که اجزايي چون سي - پي - يو / حافظه اصلي شامل رم و رام / حافظه کمکي شامل دي وي دي و سي دي / هارد ديسک و فلاپي ديسک و وسايل خارجي از قبيل ماوس / کي برد / و مانيتور به وسيله آن با هم ارتباط برقرار مي کنند

---------------------------------------------------

سي پي يو CENTRAL PROCESSING UNIT

سي - پي -يو يا واحد پردازش مرکزي مغز يک کامپيوتر است . تمامي تفکرات . محاسبات و پردازشهاي لازم در اين قسمت صورت مي گيرد . سرعت سي پي يو با واحد مگا هرتز سنجيده مي شود و اين مقدار برابر با تعداد دفعاتي است که يک سيگنال مي تواند در مدت يک ثانيه مدارات کامل موجود در سي پي يو را بپيمايد يا به عبارتي معادل تعداد محاسباتي است که در طول يک ثانيه  سي پي يو انجام ميدهد. در حال حاضر سی پی يو با واحد پردازش گيگا هرتز به بازار آمده است.

اگر سرعت يک سي پي يو فرضا برابر 500 مگا هرتز باشد به اين معناست که سي پي يو مزبور قادر است 500 ميليون کار يا محاسبات رادر يک ثانيه انجام دهد . در کامپيوترهاي شخصي واحد پردازش مرکزي يا سي پي يو درون يک تراشه به نام ريز پردازنده قرار دارد . اين قسمت مستقيما به بورد اصلي متصل مي شود که براي سيستم در حکم همانطور که قبلا گفته شد مغز است  . کنترل و اجراي دستورالعمل ها به عهده ريز پردازنده است  . ريز پردازنده داراي دو قسمت اصلي به نام واحد کنترل و واحد حساب و منطق است

---------------------------------------------------

کارت گرافيک Video Graphic Area

کارت گرافيکی کارتی است که درون جعبه بر روی برد اصلی قرار می گیرد و توليد کننده تصاوير برای مانيتور است. در ابتدا اين کارت بر روی درگاه ISA قرار می گرفت ، سپس از نوع PCI توليد شد و اکنون از نوع AGP است. اين کارت می تواند در درون برد اصلی گنجانده شده باشد که به اين نوع برد اصلی ، VGA OnBoard گفته می شود. و يا کارتی جداگانه بر روی درگاه AGP برد اصلی قرار گيرد. کارت گرافيکی همواره نوع خاصی از RAM بر روی خود داشته است تا با سرعت بالاتری تصاوير را توليد کند، ولی اکنون می تواند از RAM روی برد اصلی نيز استفاده ببرد.

 

                                                                                               ---------------------------------------------------

هارد ديسک HARD DISK DRIVE

درايوهاي هارد ديسک به منظور ذخيره برنامه ها و اطلاعات مورد استفاده قرار مي گيرد . هنگامي که فايلي را ذخيره مي کنيد اين فايل بر روي هارد ديسک شما ذخيره مي گردد . در هنگام خريد ديسک سخت لازم است ميزان ظرفيت مورد نياز را حدس بزنيد و ديسکي با دو برابر ظرفيت تخمين زده شده خريداري کنيد و توجه کنيد چنانچه در هر صفحه هزار کاراکتر تايپ شده باشد يک ديسک سخت 200 مگا بايتي مي تواند در حدود 200000 برگ از اين صفحات را ذخيره کند . ديسک سخت آسيب پذير است لذا احتمال خرابي فايل يا فايلها روي ديسک سخت وجود دارد

لذا براي حفاظت از اطلاعات لازم است حداقل يک نسخه از آنها براي روز مبادا نسخه برداري شود . هارد ديسک مهمترين حافظه جانبي محسوب مي شود و از نظر موقعيت قرار گرفتن در داخل واحد سيستم و درون کيس قرار دارد . بعد از سي پي يو که مغز کامپيوتر محسوب مي شود و حافظه رم که به عنوان ميز کار از آن استفاده ميشود هارد ديسک قلب کامپيوتر به حساب مي آيد

---------------------------------------------------

فلاپی ديسک FLOPPY  DISK   OR   DISKETTE

اين ديسک ها سابقا داخل يک محفظه انعطاف پذير جاسازي مي شدند و از اين رو به آنها فلاپي ديسک يا ديسک لرزان گفته مي شود . در طرح جديد اين ديسک ها يک پوسته پلاستيکي سخت با يک پوشش فلزي لغزنده اين ديسک را در بر مي گيرد . ظرفيت اين نوع ديسک 44/1 مگا بايت است و به راحتي قابل جابجايي بين کامپيوترها است . درايو يا گرداننده اين ديسک در کيس کامپيوتر قرار دارد ولي خود ديسک در دسترس ما قرار دارد . بطوريکه مي توانيم اطلاعات و اسنادي را از يک کامپيوتر به کامپيوتر ديگر منتقل کنيم . زيرا درايو يا گرداننده اين نوع ديسک قابليت خواندن و نوشتن اطلاعات را داراست .

 

                                                                                              ---------------------------------------------------

حافظه در کامپيوتر

حافظه هاي اصلي کامپيوتر عبارتند از :

RAM = RANDOM  ACCESS  MEMORY
ROM = READ  ONLY  MEMORY

---------------------------------------------------

حافظه رم   RAM

هنگامي که برنامه اي توسط يک کامپيوتر اجرا مي شود کامپيوتر آن را در داخل رم ذخيره مي کند مقدار رم موجود در يک کامپيوتر کارايي کامپيوتر را به ميزان قابل توجهي تحت تاثير خود قرار مي دهد . هر چه ميزان رم موجود در يک کامپيوتر بيشتر باشد اين کامپيوتر مي تواند کارهاي بيشتري را با سرعت بيشتري انجام دهد .مي توانيد اطلاعات رم را خوانده و اطلاعاتي را روي حافظه رم بنويسيد ولي هنگامي که برق کامپيوتر قطع مي شود يا کامپيوتر را خاموش مي کنيد تمامي اطلاعات  موجود در رم از بين مي روند وپاک مي گردند

 

---------------------------------------------------

حافظه رام   ROM

اين حافظه فقط خواندني است که حاوي اطلا عاتي جهت راه اندازي کامپيوتر است اين اطلاعات  توسط سازنده بورد اصلي درون حافظه قرار داده مي شود . اين حافظه ثابت است و اطلاعاتش غير قابل تغيير است بطوريکه بعد از خاموش کردن کامپيوتر و يا قطع جريان برق اطلاعات  درون  رام پاک نمي شود

---------------------------------------------------

ديسک فشرده يا  سي دي رام CD ROM

تا چندي پيش استفاده از فلاپي ديسک اصلي ترين روش انتقال برنامه بين کامپيوترها محسوب مي شد ولي تولد برنامهاي حجيم و پيوسته باعث شد تا نياز به ديسک با ظرفيت بيشتر احساس شود . يک سي دي رام به تنهايي  قادر است اطلاعاتي معادل 460 فلاپي ديسک را در خود نگهداري کند که در حدود 700 مگا بايت مي باشد . امروزه درايوهاي سي دي رام به يکي از قسمتهاي استاندارد تمام کامپيوترهاي شخصي تبديل شده اند . معيار سنجش کارايي اين درايوها سرعت آنها مي باشد . سرعت سي دي درايو بصورت مضربي از سرعت خواندن اطلاعات که در حدود 150 کيلو بايت در ثانيه مي باشد که به ايکس نشان داده مي شود

امروزه سي دي درايوهاي با سرعت 52 ايکس در بازار عرضه شده اند . تنها مشکلي که اين نوع از ديسکها دارند اين است که تنها يک بار امکان ذخيره اطلاعات روي آنها وجود دارد . و بعد فقط خاصيت رام را پيدا مي کنند يعني فقط خواندني مي شوند . براي ذخيره اطلاعات روي سي دي دستگاهي بنام  سي دي رايتر نياز مي باشد که شبيه درايوسي دي بوده ولي امکان ضبط اطلاعات را روي سي دي دارد

 

                                                                                              ---------------------------------------------------

ديسک ويدئويي ديجيتالي دي وي دي   DVD = DIGITAL VERSATILE DISK

امروزه ديسکهاي دي وي دي از سي دي رامها پيشي گرفته اند . ظاهر دي وي دي همانند سي دي ها مي باشند و تنها تفاوت آنها در ظرفيت بالاي آنهاست . ظرفيت ديسکهاي دي وي دي از 4 گيگا بايت تا 17 گيگا بايت مي باشد که ظرفِت بسيار بالايي مي باشد

---------------------------------------------------

واحد هاي شمارش ظرفيت حافظه

واحد هاي ظرفيت حافظه به ترتيب عبارتند از

·         بيت : کوچکترين جزء ساختمان حافظه بوده که مي تواند حاوي صفر يا يک باشد

·         بايت : به ترکيب 8 بيت متوالي يک بايت گويند

·         کيلو بايت : از ترکيب 1024 بايت يک کيلو بايت تشکيل مي شود

·         مگا بايت : از ترکيب 1024 کيلو بايت يک مگا بايت تشکيل مي شود

·         گيگا بايت : به 1024 مگا بايت يک گيگا بايت مي گويند

نمودار سلسله مراتب ذخيره اطلاعات در حافظه به ترتيب زير است

BIT < BYTE < KB < MB

 

                                                                                                  ---------------------------------------------------

دستگاههاي ورودي و خروجي در کامپيوتر

يک کامپيوتر براي ارتباط با دنياي خارج به لوازم و وسايلي احتياج دارد که به آنها دستگاههاي ورودي و خروجي مي گويند . دستگاههاي ورودي وظيفه انتقال داده و برنامه ها را به درون حافظه کامپيوتر به عهده دارند و دستگاههاي خروجي عمل انتقال نتايج پردازش داده ها را به بيرون از کامپيوتر بر عهده دارند . معمولا دستگاههاي ورودي و خروجي که امروزه به کار مي روند عبارتند از

---------------------------------------------------

دستگاههاي ورودي INPUT DEVICE

·         KEY BOARD

·         MOUSE

·         FLOPPY DISK DRIVE

·         SCANNER

·         MICROPHONE

·         LIGHT PEN

·         GAME PAD & JOYSTICK

·         CD DRIVE

همانطور که در بالا ذکر شده است دستگاههاي ورودي عبارتند از : صفحه کليد - ماوس -ديسک گردان - اسکنر - ميکروفون - قلم نوري و دسته بازي

 

                                                                                            ---------------------------------------------------

دستگاههاي خروجي OUPUT DEVICE

·         MONITOR

·         PRINTER

·         SPEAKER

·         PLOTER

·         FLOPPY DISK DRIVE

·         CD WRITER

که دستگاههاي خروجي کامپيوتر نيز شامل : صفحه نمايش - چاپگر - بلند گو - رسام - و ديسک گردان مي باشند

همانطور که در بالا ذکر شد ديسک گردان فلاپی در دو گروه آمده است يعني به عنوان يک ابزار ورودي و خروجي بطور همزمان عمل مي کند . در اين قسمت در مورد دستگاههاي ورودي و خروجي به اختصار توضيح ميدهيم

---------------------------------------------------

صفحه کليد KEY BOARD

صفحه کليد ضروري ترين وسيله از دستگاههاي ورودي به حساب مي آيد که شامل مجموعه اي از کليدها مي باشد . اين کليدها در صفحه کليد به سه دسته تقسيم مي شوند

·         الف - کليدهاي الفبايي و عددي که مربوط به حروف الفبا و اعداد هستند

·         ب - کليدهاي نقطه گذاري که اين نوع کليدها شامل علائمي مانند : نقطه - دو نقطه وير گول و غيره هستند

·         پ - کليدهاي خاص که اين نوع کليدها شامل کليدهاي تابعي - کليدهاي کنترلي - و کليدهاي جهتي و کليد کپس لاک مي باشند

 

                                                                                                    --------------------------------------------------

اسکنر SCANNER

يکي از دستگاههاي ورودي ديگر اسکنر است . اين دستگاه امکان تبديل اطلاعات چاپ شده به قالبهاي ديجيتالي مناسب براي انتقال به نرم افزارهاي خاص را فراهم مي سازد

جهت انتقال يا ورود متن چاپي به يک کامپيوتربه وسيله اسکنر برنامه هاي کاربردي خاصي معروف به (او آر سي ) وجود دارد

ORC = OPTICAL CHARACTER RECOGNITION

بدين صورت متون چاپي به فايلهاي متن قابل پردازش در يک برنامه وازه پرداز تبديل مي شوند

---------------------------------------------------

دوربين ديجيتالي و اينترنتي DIGITAL CAMERA & WEBCAM

عکسهاي تهيه شده توسط اين دستگاه روي حافظه اي مانند حافظه هاي کامپيوتر قابل نگهداري است . و به راحتي مي توان آنها را با قالب ديجيتالي مستقيما به کامپيوتر  انتقال داد

 

                                                                                                 ---------------------------------------------------

(VOICE RECOGNITION) ميکروفون MICROPHONE

اين دستگاه به کمک يک نرم افزار مي تواند صداي کاربر را به داخل پي سي انتقال دهد . همچنين مي تواند گفتار را به نوشتار تبديل کند . و در واقع سيگنالهاي صوتي را به متن ديجيتالي تبديل مي کند . اين دستگاه براي معلولان جسمي و افرادي که بينايي ضعيف دارند مي تواند کاربرد فراواني داشته باشد

---------------------------------------------------

بلندگو SPEAKER

از دستگاههاي واحد خروجي است . بلند گوهاي متصل به دستگاه پي سي دقيقا عملکردي مشابه بلند گوهاي متصل به دستگاه ضبط صوت معمولي را دارند . امروزه کامپيوترهاي پي سي پيشرفته به عنوان سيستمهاي چند رسانه اي به فروش مي رسند زيرا قابليت اين را دارند که به عنوان يک دستگاه پخش يا ضبط صوت و تصوير مورد استفاده قرار گيرند

بلند گوها ممکن است مستقيما به برق وصل شوند و داراي يک تقويت کننده تو کار باشند . براي اتصال بلند گوها به پي سي لازم است يک کارت صدا داخل کيس نصب شود

 

                                                                                               ---------------------------------------------------

قلم نوري LIGHT PEN

وسيله اي به شکل قلم است که بانزديک شدن به صفحه نمايش براي ترسيم اشکال دلخواه و براي کنترل آيکونها يا گزينه هاي نمايش يافته در صفحه نمايش مورد استفاده قرار مي گيرد

---------------------------------------------------

صفحه نمايش قابل لمس TOUCH SCREEN

اين وسيله را اغلب مي توان در کيوسکهاي اطلاعات عمومي مشاهده کرد . نحوه بکارگيري اين وسيله بدين گونه است که کاربر براي انتخاب هر يک از گزينه ها ي پيشنهاد شده در صفحه نمايش به سادگي آن را با انگشتان خود در صفحه نمايش لمس مي کند

 

                                                                                               ---------------------------------------------------

مودم MODEM

مودم به دو صورت داخلي و خارجي وجود دارد که بنام اينترنال و اکسترنال  نام گذاري شده است . اين دستگاه جزء دستگاههاي ورودي و خروجي است . مودم براي بر قراري ارتباط بين کامپيوتر شما و شبکه يا خط تلفن مورد استفاده قرار مي گيرد . پس از برقراري اين ارتباط قادر خواهيد بود پيامهاي الکترونيکي دلخواه  خود را براي افراد مختلف ارسال کرده و از اينترنت استفاده کنيد

همچنين اگر کامپيوترشما داراي اسکنر نيز باشد به کمک مودم مي توانيد همانند دستگاه فاکس به ارسال و دريافت اسناد بپردازيد

---------------------------------------------------

رسام PLOTTER

يکي از وسايل خروجي گرافيکي محسوب مي شود . کار اين دستگاه بر عکس ديجيتايزر است. اين دستگاه در حال حاضر براي ترسيم نقشه هاي مهندسي استفاده مي شود

 

                                                                                                 ---------------------------------------------------

تعريف درگاه يا پورت PORT

درگاه محل اتصال لوازم جانبي به کامپيوتر است که از طريق آن عمليات ورود و خروج اطلاعات صورت مي گيرد . اين درگاه ها روي بورد اصلي  کامپيوتر قرار دارند . انواع درگا هاي کامپيوتر  عبارتند از

·          درگاه سريال : در هر لحظه يک بيت اطلاعات را عبور مي دهد

·          درگاه موازي : در هر لحظه هشت بيت را در يک رديف منتقل مي کند . بنابراين سرعت انتقال اطلاعات از اين نوع درگاه بيشتر است

·          درگاه PS2 سريال : اين درگاه براي متصل کردن وسايل جانبي و بورد اصلي کامپيوتر به کار مي رود که بصورت 32 بيت و 16 بيت کار مي کند

·          درگاه USB : يک درگاه سريال با سرعت انتقال 12 مگا بيت بر ثانيه است که براي اتصال وسايل جانبي به ريز کامپيوتر استفاده مي شود . يو اس بي مي تواند حداکثر 127 وسيله جانبي همچون درايوهاي سي دي - چاپگر - مودم  موس - صفحه کليد و ... را از طريق يک پورت همه منظوره به سيستم متصل کند

·          اِي تي (AT): مسير الکتريکي مورد استفاده در کامپيوتر هاي شخصي براي متصل کردن بورد اصلي و وسايل جانبي مثل صفحه کليد مورد استفاده قرار مي گيرد

 ---------------------------------------------------

اميدواريم که توانسته باشيم اطلاعات مورد نياز شما را در مورد کامپيوتر برآورده کنيم. اگر سوالی برايتان باقيست لطفا با ما در ميان بگذاريد. از صفحه تماس با ما استفاده کنيد. در آينده سعی خواهيم کرد که اين صفحه را به روز کرده و اطلاعات بيشتری در مورد کامپيوتر در اختيار دوستان قرار دهيم.

 



 

نوشته شده توسط A-Z در شنبه دهم اسفند 1387 ساعت 16:9 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


نحوه انتخاب مادربرد

 



انتخاب مادربرد ، يکی از تصميمات مهم در زمان تهيه و يا ارتقاء يک کامپيوتر است .انتخاب فوق ، علاوه بر تاثير مستقيم بر عملکرد فعلی سيستم ، بيانگر انعطاف سيستم در زمان ارتقاء نيز می باشد . قابليت های فعلی يک کامپيوتر و پتانسيل های ارتقاء آن در آينده ، جملگی به نوع مادربرد انتخابی بستگی خواهد داشت . امروزه بر روی مادربردها ، پورت های پیشرفته ای نظیر( Fireware(IEEE 1394و یا USB 2.0 و حتی کارت های ( تراشه ) صدای شش کاناله و کنترل های RAID وجود داشته که می توان از آنان در زمان ارتقاء سیستم و بدون نياز به نصب امکانات جانبی ديگر ، استفاده بعمل آورد.
درزمان انتخاب یک مادربرد همواره سوالات متعددی در ذهن تهیه کننده ( خريدار ) مطرح می گردد: مادربردها چگونه با يکديگر مقايسه می گردند؟ پارامترها ی سنجش و وزن هر کدام چیست؟ ( پردازنده ها ، نوع تراشه ها ، نحوه ارتباط با دستگاههای ذخیره سازی ). معيار انتخاب یک مادربرد چیست ؟ Chip set های يک مادربرد بيانگر چه واقعيت هائی می باشند ؟ امکانات یک مادربرد چه تاثیراتی را در حیات فعلی و آتی سيستم بدنبال خواهد داشت؟ميزان کارایی و کيفيت یک سیستم تا چه میزان وابسته به پتانسیل های مادربرد می باشد ؟ موارد فوق ، نمونه سوالاتی است که در زمان انتخاب يک مادربرد در ذهن تهيه کنندگان مطرح می گردد. در این مقاله قصد داریم به برخی از پرسش های متداول در زمینه انتخاب یک مادربرد پاسخ داده و از این رهگذر با ضوابط و معيارهای انتخاب صحيح يک مادربرد بيشتر آشنا شويم .
جایگاه مادربرد
مادربرد ، پردازنده و حافظه سه عنصرحیاتی در کامپیوتر بوده که در زمان انتخاب مادربرد، سرنوشت پردازنده و حافظه نیز بنوعی رقم خواهد خورد.انتخاب مناسب یک مادربرد از جمله تصمیمات مهمی است که دامنه آن گريبانگير تجهيزات سخت افزاری ديگر نيز خواهد شد. انتخاب یک مادربرد قديمی و از رده خارج ( ولو اینکه در حال حاضر پاسخگوی نیازها و خواسته ها باشد ) می تواند زمينه بروز مسائل متعددی در ارتباط با ارتقاء و افزايش توان عملياتی کامپيوتر در آينده را بدنبال داشته باشد . فراموش نکنيم ما کامپيوتر را نه بخاطر خود بلکه بخاطر اجرای برنامه ها ( در حال حاضر و آينده ) تهيه می نمائيم .

ویژگی ها ی مهم

از مهمترین ویژگی های مرتبط با مادربرد، می توان به موارد زیر اشاره نمود :
• Chip Set مادربرد ، عملياتی حياتی و مهم نظير روتينگ داده از هارد ديسک به حافظه و پردازنده را انجام و اين اطمينان را بوجود می آورد که تمامی دستگاههای جانبی و کارت های الحاقی ، قادر به گفتگو ( ارتباط ) با پردازنده می باشند . تولید کنندگان مادربردها ، با افزدون چیپ ست های متفاوت بر روی مادر برد تولیدی خود نظير کنترلر RAID و پورت های Fireware ، قابليت ها ی مادربرد توليدی خود نسبت به ساير محصولات مشابه را نشان می دهند .
چیپ ست های موجود بر روی یک مادربرد ، باعث اعمال محدودیت در رابطه با انتخاب نوع پردازنده ، حافظه و ساير تجهيزات جانبی ديگر نظیر کارت گرافیک ، کارت صدا و پورت های USB 2.0 می گردد. ( برخی از امکانات فوق نظير کارت صدا ، می تواند بعنوان پتانسيل های ذاتی همراه مادربرد ارائه گردد). اغلب مادر بردهائی که از یک نوع مشابه Chip set استفاده می نمایند ، ویژگی های متعارفی را به اشتراک گذاشته ( به ارث رسیده از Chip set) و کارآئی آنان در اکثرموارد مشابه می باشد. آگاهی از نوع پردازنده ، حافظه ، سرعت کنترل کننده IDE ، کارت گرافیک و صدا ، می تواند کمک مناسبی در خصوص انتخاب مادربرد را ارائه نمايد (خصوصا" در موارديکه از Chip set مشابه استفاده می گردد ) .
• پردازنده : تولید کنندگان مادربرد در برخی حالات ، فهرست مادربردهای تولیدی خود را بر اساس نوع سوکتی که مادربرد حمایت می نماید ، ارائه می نمایند. مثلا" سوکت 478 برای P4 و سوکت A برای Athlon . در اکثر کاربردهای تجاری ، کاربران تفاوت مشهودی را در ارتباط با سرعت بین دو پردازنده Athlon و P4 مشاهده نمی نمایند در حاليکه ممکن است تفاوت قيمت آنان مشهود باشد.بهرحال نوع و سرعت پردازنده ای که می تواند همراه يک مادر برد استفاده شود ، يکی از نکات مهم در رابطه با انتخاب مادربرد است .
• حافظه : امروزه اکثر مادربردها از حافظه های SDRam DDR )Double Date Rate) استفاده می نمایند . البته هنوز مادر بردهائی نیز وجود دارد که از RDRAM یا Rambus استفاده می نمایند. ( تعداد این نوع از مادربردها اندک است ).حافظه های DDR دارای سرعت های مختلفی بوده و پیشنهاد می شود که سریعترین نوعی را که مادربرد حمایت می نماید ، انتخاب گردد . تولید کنندگان مادربرد ،حافظه های DDR را بر اساس سرعت Clock و یا پهنای باند تقسیم می نمایند . سرعت این نوع از حافظه ها ( DDR ) به ترتیب از کندترین به سریعترین نوع ، بصورت زیر می باشد :
DDR200 ( aka PC1600) , DDR266 ( PC2100) , DDR333(PC2700) , DDR400(PC3200)
بردهایی كه از RDRAM استفاده می نمايند دارای Chip set اینتل 850 یا 850E می باشند. این نوع از حافظه ها ( RDRAM ) می بایست بمنظور افزایش کارآئی ، بصورت زوج بر روی مادربرد استفاده شده و اسلات های خالی توسط CRIMM تکميل ( پر) گردند.حافظه ها ی RDRAM، قادر به تامین پهنای باند بالای مورد نياز برنامه هائی با حجم عملیات سنگین در ارتباط با حافظه، می باشند.( برنامه های ویرایش فیلم های ویديوئی و یا بازیهای سه بعدی گرافیکی) . قیمت حافظه های RDRAM نسبت به حافظه های DDR دو برابر است .حافظه های RDRAM در حال حاضر با دو سرعت متفاوت ارائه می گردند : PC800 و PC1066 . در صورت انتخاب پردازنده ای از نوع P4 که بر روی BUS با سرعت 533 مگاهرتز اجراء می گردد، سرعت بيشتر پردازنده معيار اصلی انتخاب قرار گيرد . در زمان انتخاب حافظه ، می بايست تعداد سوکت های DIMM و RIMM موجود بر روی مادربرد بهمراه حداکثر حافظه قابل نصب بر روی آن دقيقا" بررسی گردد.
• صدا و گرافیک : اكثر مادربردهای موجود دارای كارت صدا بوده و بندرت می توان مادربردی را يافت که فاقد اين قابليت باشد. آخرین مدل مادر بردها دارای چیپ ست دیجیتالی صدای 6 كاناله بوده كه برای بازی ها و فايل های MP3 مناسب تر می باشد. در صورتيکه قصد نصب يک کارت صدا بر روی مادر برد بمنظور افزايش کيفيت صدا وجود داشته باشد ، می توان با استفاده از Jumper و يا BIOS سيستم ، کارت صدای موجود بر روی مادربرد ( OnBoard ) را غير فعال و از کارت صدای مورد نظر خود استفاده نمود .در صورتيکه بخواهيم از بازی های کامپيوتری استفاده نمائيم که دارای گرافيک سه بعدی می باشند ، می بايست كارت گرافیك موجود بر روی مادربرد را غيرفعال و يک کارت گرافيک متناسب با نوع نياز را بر روی مادر برد نصب نمود.در اين رابطه لازم است به اين نکته دقت شود که مادربرد انتخابی دارای اسلات AGP باشد .امروزه اکثر كارت های گرافیكی موجود از اسلات AGP بمنظور ارتباط با كامپیوتر استفاده می نمایند.
• نحوه ارتباط با دستگاههای ذخیره سازی : اكثر مادربردها، با استفاده از یك كنترلر IDE از درایوهای ATA/100 یا ATA/133 پشتیبانی می نمایند. بر اساس مطالعات انجام شده، تفاوت بین دو استاندارد فوق ، بسیار ناچیز بوده و اين امر نمی تواند تاثیر چندانی در رابطه با انتخاب يک مادربرد را داشته باشد.انتخاب مادربردهایی كه توانایی پشتیبانی از RAID را دارند بسیار حائز اهميت است . با استفاده از كنترلر فوق ، می توان بر روی یك كامپیوتر از دو هارددیسك بطور همزمان استفاده نمود. بدين ترتيب ، اطلاعات بر روی دو هارددیسك ذخيره و در صورت خرابی يک هارد ديسک ،می توان از هارددیسك دیگر استفاده نمود. (تهیه یك كنترلر RAID بتنهائی مقرون بصرفه نبوده و لازم است درزمان انتخاب ، مادربردی برگزيده شود که از RAID حمايت می نمايد).
• ارتباطات ( اتصالات ) : اکثر مادربردها دارای پورت هایی نظير : اترنت،‌USB2.0 و FireWire می باشند .برخی از مادربردهای جديد ، دارای امکاناتی بمنظور خواندن Flash Memory می باشند. اخیرا"‌ مادر بردهایی به نام Legacy free مطرح شده اند که نیازی به پورت های جداگانه نداشته و تمامی پورت ها بطور مختصر در یك پورت تعبیه شده اند.
تشریح مشخصات
در اكثر موارد تهیه یك مادربردجديدهمراه با خرید پردازنده و حافظه اصلی نیز می باشد. بدين دليل لازم است بررسی لازم در خصوص تاثير اين قطعات بر کارآئی مادربرد نيز مورد بررسی و توجه قرار گيرد .فراموش نکنيم که همواره پردازنده های جديد و با سرعت بالا دارای قيمت بمراتب بالاتری نسبت به نمونه های قبل از خود بوده و در صورتيکه ضرورتی به استفاده از پردازنده های جديد ، سريع و در عين حال گران وجود ندارد ، می توان با توجه به نوع نياز خود از پردازنده های ديگر( با سرعت کمتر نسبت به آخرين مدل های موجود ) که با مادربرد انتخابی نيز مطابقت می نمايند، استفاده نمود.
يکی از اجزاء مهم هر مادربرد ، Chip set می باشد که اطلاعات متنوعی را در ارتباط با توانائی مادربرد مشخص می نمايد . نوع پردازنده و حافظه ای که مادربرد می تواند حمايت نمايد ، برخاسته از نوع Chip set يک مادربرد است . در برخی حالات نوع Chip set موجود بر روی يک مادربرد ، بيانگر نوع پورت های صدا، ويدئو و کارت شبکه نيز می باشد ( عناصر فوق بصورت onboard بر روی مادربرد تعبيه می شوند ) . در زمان انتخاب يک مادربرد لازم است به اين نکته دقت شود که تفاوت بسيار بالائی بين مادربردها از لحاظ قيمت وجود نداشته و می توان با در نظر گرفتن تمامی جوانب مادربردی را انتخاب نمود که دارای امکانات جانبی نظير کارت شبکه و کنترلر RAID باشد. ( تفاوت قيمت بين اين نوع از مادربردها با مادربردهائی که فاقد امکانات فوق ، می باشند زياد نمی باشد) .
پارامترهای زير را می توان در زمان انتخاب يک مادربرد در نظر گرفت :
• حمایت از پردازنده :
حداقل : قادر به حمایت از پردازنده های رایج نمی باشد .
پیشنهادی : قادر به حمایت از پردازنده های AMD و يا اینتل باشد .
حداکثر : قادر به حمایت از پردازنده های AMD و يا اینتل باشد.
توانائی مادربرد انتخابی در رابطه با حمايت از پردازنده های موجود ، يکی از تصميمات مهم در زمينه انتخاب يک مادربرد است ( حمايت ازپردازنده های خانواده AMD و يا اينتل ) .
• نوع حافظه :
حداقل : DDR 200/266
پیشنهادی : DDR266/333 یا PC800/1066 Rambus
حداکثر : DDR333/400 یاPC1066Rambus
نوع و سرعت حافظه ای که بهمراه يک مادربرد نصب می گردد ، تاثير مستقيمی بر کارآئی و در عين حال قيمت يک کامپيوتر دارد. حافظه های Rambus ، قابل استفاده بر روی تعداد اندکی از مادربردها بوده و قيمت آنان بمراتب بيشتر از حافظه های SDRAM می باشد .
• اتصالات جانبی :
حداقل : USB 1.1
پیشنهادی : USB 2.0 در صورت امكان FireWire
حداکثر : USB 2.0 و FireWire
در صورتيکه تصميم به تهيه تجهيزات جانبی نظير چاپگر، دوربين های ديجيتال و درايوهای خارجی CD-RW وجود داشته باشد ( درآينده ) ، پيشنهاد می گردد مادربردی تهيه گردد که دارای پورت های USB2.0 و Firewire باشد .
• عناصر مجتمع و پیوسته :
حداقل : كارت صدا
پیشنهادی : كارت صدای دیجیتالی، كارت شبكه و در صورت امكان پشتیبانی ازویدئو
حداکثر : كارت صدای دیجیتالی و كارت شبكه
اكثر مادربردها دارای امکانات از قبل تعبيه شده ای در رابطه با کارت صدا می باشند ( Onboard ) . در مادربردهای پيشرفته تر امکانات لازم در خصوص كارت های صدای 6 كاناله دیجیتال و كارت شبكه نيز پيش بينی شده است .برخی از مادربردها دارای تراشه های لازم بمنظور حمايت از گرافیك بوده که كه باعث کاهش هزينه ها خصوصا" در رابطه با کاربرانی می گردد که نوع استفاده آنان از کامپيوتر ، ضرورت وجود کارت های گرافيک قدرتمند را کم رنگ می نمايد .
• نحوه ارتباط با دستگاههای ذخیره سازی :
حداقل : ATA /100
پیشنهادی : ATA/133 در صورت امكان RAID
حداکثر : ATA/133. RAID در صورت امكان Serial ATA
سرعت اينترفيس هارد ديسک و ساير دستگاههای IDE استفاده شده را مشخص می نمايد.استاندارد جدید Serial ATA در مادربردهای جدید استفاده می شود(افزايش سرعت اينترفيس ).برخی از مادربردها امکان استفاده از RAID را فراهم می نمايند. در چنين مواردی می توان از دو هارددیسك در یك سیستم استفاده بعمل آورد. بدين ترتيب کارآئی سيستم افزايش و در موارديکه يکی از هاردديسک ها با مشکل مواجه شود ، امکان استفاده از هارد ديسک دوم وجود خواهد داشت .
نکاتی دررابطه با تهیه مادربرد
• بررسی Chip sets . تولید كنندگان متعددی اقدام به توليد Chip set می نمايند .شركت هائی مانند Intel، Via،‌SIS، و NVida اكثر چیپ های موجود در بازار را تولید نموده و می توان تمامی آنان را به دو گروه عمده تقسیم نمود: چیپ هائی كه از پردازنده های اينتل حمايت می نمايند و چیپ هائی كه از پردازنده های AMD پشتیبانی می نمایند.Chip sets ، مشخص كننده نوع حافظه ،‌ سرعت پردازنده و نوع تجهیزات جانبی نظیر صدا و ويدئو می باشد که مادربرد قادر به حمايت از آنان می باشد.
• عدم تهيه سريعترين پردازنده : تهيه سریعترین پردازنده موجود، مستلزم پرداخت هزينه بالائی خواهد بود . سرعت آخرين پردازنده با يک و يا دو مدل پائين تر، تفاوت محسوسی نخواهد داشت .
• تهيه سريعترين حافظه ای که ماربرد قادر به حمايت از آن می باشد . تفاوت مشهودی در ارتباط با کارآئی سيستم و در موارديکه از حافظه های با سرعت پائين تر استفاده می شود ، وجود نخواهد داشت ولی در صورتيکه تصميم به افزايش حافظه در آينده گرفته شود ، پیدا نمودن حافظه ای با همان ظرفیت بسیار راحت تر خواهد بود( با توجه به اين واقعيت که ممکن است در زمان افزايش حافظه ، پيدا نمودن حافظه های قديمی مشکلات خاص خود را دارا باشد ).
• توجه به بروز برخی از مشکلات مرتبط با کارت های گرافيک همراه مادربرد . چیپ ست هائی كه امکانات گرافيک را بهمراه مادربرد ارائه می نمايند ( Onboard ) ، بخشی از حافظه سیستم را جهت ذخیره اطلاعات گرافیكی ، استفاده نموده که همين موضوع می تواند کاهش کارآئی سيستم را بدنبال داشته باشد. پیشنهاد می گردد در صورت تهيه مادربردی با قابليت فوق ، چیپ گرافیكی آنرا غیر فعال و از یك كارت گرافیكی ارزان قیمت استفاده گردد. درصورتيکه در آینده قصد استفاده از گرافیك بالا وجود داشته باشد ، می توان مادربردی را انتخاب که دارای ايننترفيس AGP باشد.
• تهيه مادربردی با مشخصات بيش از نياز فعلی . در زمان انتخاب يک مادربرد سعی گردد ، مادربردی انتخاب گردد که امکان حمايت از RAID ،‌ كارت شبكه ،پورت USB2 و FireWire را دارا باشد. استفاده از چنين مادربردهائی از لحاظ اقتصادی نيز مقرون بصرفه بوده و در صورت نياز به استفاده از قابليت های فوق ، می توان از پتانسيل های مادربرداستفاده نمود( بدون هزينه مجدد)



 

نوشته شده توسط A-Z در شنبه دهم اسفند 1387 ساعت 15:54 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


ساخت برجی به ارتفاع 3 کیلومتر و ظرفیت 1 میلیون نفر!!


باز هم طبیعت منبع الهامی برای دانشمندان و مهندسان تبدیل شده است. در سراسر جهان از جمله دوبی و شرق دور برج های سر به فلک کشیده متعدد و زیبایی دیده می‌شوند که با استفاده از آخرین فناوری‌های روز ساختمان سازی طراحی و ساخته شده‌اند. البته ارتفاع این برج ها عمدتآ از ۴۰۰ یا ۵۰۰ متر تجاوز نمی‌کند. اکنون تصور کنید در آینده‌ای نزدیک برجی مسکونی یا بهتر بگوییم شهری عمودی به ارتفاع بیش از سه کیلومتر با عرض پایه بیش از یک و نیم کیلومتر ساخته شود.

جمعیتی بالغ بر یک میلیون نفر نیز در این برج ساکن خواهند شد. ساخت این سازه عظیم به عنوان یکی از تازه ترین راهکار های بشر برای مقابله با افزایش جمعیت و پاسخی به نیاز آنها به مشکل است.

ایده‌ی کلی ساخت این برج از لانه‌ی موریانه‌ها الهام گرفته شده است!

این برج استثنایی Ultima Tower نام دارد که طراحی و ساخت آن از سوی شرکت آمریکایی موسوم به Eugene Tsui  مورد بررسی قرار گرفته است. این سازه عظیم که با استفاده از مدرن ترین تکنیک‌های استاندارد ساختمان سازی و با توجه به معیار هایی نظیر مقاومت در برابر زمین لرزه و سیل ساخته خواهد شد بیش از آن که یک پروژه معماری باشد مجموعه‌ای از اکو سیستم‌ها البته در ابعاد کوچک است. این پروژه به صورت خودکار ایده‌هایی استثنایی در خصوص چگونگی تولید انرژی، استفاده موثر از آب و مسائلی دیگر از جمله چگونگی حمل و نقل و جابجایی را مطرح می‌کند.
 

قرار است این برج با هزینه‌ای بالغ بر ۱۵۰ میلیارد دلار و در آینده‌ای نزدیک در نقطه‌ای که هنوز تصمیم نهایی درباره آن اتخاذ نشده است ساخته شود ، اما به نظر می‌رسد با توجه به ادامه روند نگران کننده ازدیاد جمعیت این پروژه زودتر از تصورات مدیران شرکت آغاز به کار کند.

رفتن از طبقه همکف این برج به آخرین طبقه آن با آسانسور سریع السیر ۱۰ دقیقه طول می‌کشد!

شکل کلی این برج همچون لانه موریانه‌ها است که در کناره ها دیواره هایی با خمیدگی ملایم خواهد داشت.
همچنین برای خنک سازی این برج از روش هایی همچون استفاده از جریان آب و انتقال حرارت اضافی به سطوح فوقانی سازه و در نهایت انتقال آن به سطوح بالایی اتمسفر زمین استفاده خواهد شد.

گفته می‌شود تمامی سطح خارجی این سازه از صفحات خورشیدی پوشیده خواهد شد و از آن گذشته وجود اختلاف فشار هوا میان قسمت پایین و بالای برج کمک زیادی به تولید برق خواهد کرد. قرار است این برج در ۱۲۰ بخش جزا که هر یک شامل چندین طبقه و اکو سیستم خاص خود است ساخته شود. همچنین انبار های بزرگ آبی در ۱۲ قسمت مجزای این سازه ساخته خواهد شد تا از آنها برای اطفای حریق استفاده شود.

Ultima Tower  در یک نگاه:

ارتفاع: ۳۲۱۸/۷ متر
قطر(همکف): 8/1 کیلومتر
مساحت زمین: ۱۴ کیلومتر مربع
زیربنا: ۱۴۰ کیلومتر مربع
تعداد طبقات: ۵۰۰
جمعیت: یک میلیون نفر
سرعت آسانسور: ۶ متر بر ثانیه (۲۱ کیلومتر بر ساعت)
هزینه ساخت: ۱۵۰ میلیارد دلار
 


 

نوشته شده توسط A-Z در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 ساعت 15:5 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


تئوری عملکرد توربین گاز

 

Gas turbines are described thermodynamically by the Brayton cycle, in which air is compressed isentropically, combustion occurs at constant pressure, and expansion over the turbine occurs isentropically back to the starting pressure.

In practice, friction, and turbulence cause:

  1. non-isentropic compression: for a given overall pressure ratio, the compressor delivery temperature is higher than ideal.
  2. non-isentropic expansion: although the turbine temperature drop necessary to drive the compressor is unaffected, the associated pressure ratio is greater, which decreases the expansion available to provide useful work.
  3. pressure losses in the air intake, combustor and exhaust: reduces the expansion available to provide useful work.
Brayton cycle

As with all cyclic heat engines, higher combustion temperature means greater efficiency. The limiting factor is the ability of the steel, nickel, ceramic, or other materials that make up the engine to withstand heat and pressure. Considerable engineering goes into keeping the turbine parts cool. Most turbines also try to recover exhaust heat, which otherwise is wasted energy. Recuperators are heat exchangers that pass exhaust heat to the compressed air, prior to combustion. Combined cycle designs pass waste heat to steam turbine systems. And combined heat and power (co-generation) uses waste heat for hot water production.

Mechanically, gas turbines can be considerably less complex than internal combustion piston engines. Simple turbines might have one moving part: the shaft/compressor/turbine/alternative-rotor assembly (see image above), not counting the fuel system.

More sophisticated turbines (such as those found in modern jet engines) may have multiple shafts (spools), hundreds of turbine blades, movable stator blades, and a vast system of complex piping, combustors and heat exchangers.

As a general rule, the smaller the engine the higher the rotation rate of the shaft(s) needs to be to maintain top speed. Turbine blade top speed determines the maximum pressure that can be gained,this produces the maximum power possible independent of the size of the engine. Jet engines operate around 10,000 rpm and micro turbines around 100,000 rpm.

Thrust bearings and journal bearings are a critical part of design. Traditionally, they have been hydrodynamic oil bearings, or oil-cooled ball bearings. These bearings are being surpassed by foil bearings, which have been successfully used in micro turbines and auxiliary power units.

[

Diagram of a gas turbine jet engine

Airbreathing jet engines are gas turbines optimized to produce thrust from the exhaust gases, or from ducted fans connected to the gas turbines. Jet engines that produce thrust primarily from the direct impulse of exhaust gases are often called turbojets, whereas those that generate most of their thrust from the action of a ducted fan are often called turbofans or (rarely) fan-jets.

Gas turbines are also used in many liquid propellant rockets, the gas turbines are used to power a turbopump to permit the use of lightweight, low pressure tanks, which saves considerable dry mass.

Aeroderivatives are also used in electrical power generation due to their ability to startup, shut down, and handle load changes more quickly than industrial machines. They are also used in the marine industry to reduce weight. The GE LM2500 and LM6000 are two common models of this type of machine.

Amateur gas turbines A popular hobby is to construct a gas turbine from an automotive turbocharger. A combustion chamber is fabricated and plumbed between the compressor and turbine. Like many technology based hobbies, they tend to give rise to manufacturing businesses over time. Several small companies manufacture small turbines and parts for the amateur. See external links for resources.

Auxiliary power units (APUs) are small gas turbines designed for auxiliary power of larger machines, such as those inside an aircraft. They supply compressed air for aircraft ventilation (with an appropriate compressor design), start-up power for larger jet engines, and electrical and hydraulic power.


 

نوشته شده توسط A-Z در شنبه دوازدهم بهمن 1387 ساعت 16:39 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


تاریخچه ساخت توربین

  • 60: Hero's Engine (aeolipile) - apparently Hero's steam engine was taken to be no more than a toy, and thus its full potential not realized for centuries.
  • 1500: The "Chimney Jack" was drawn by Leonardo da Vinci which was turning a roasting spit. Hot air from a fire rose through a series of fans which connect and turn the roasting spit.
  • 1551: Taqi al-Din invented a steam turbine, which he used to power a self-rotating spit.[1]
  • 1629: Jets of steam rotated a turbine that then rotated driven machinery allowed a stamping mill to be developed by Giovanni Branca.
  • 1678: Ferdinand Verbeist built a model carriage relying on a steam jet for power.
  • 1791: A patent was given to John Barber, an Englishman, for the first true gas turbine. His invention had most of the elements present in the modern day gas turbines. The turbine was designed to power a horseless carriage.
  • 1872: The first true gas turbine engine was designed by Dr Franz Stolze, but the engine never ran under its own power.
  • 1894: Sir Charles Parsons patented the idea of propelling a ship with a steam turbine, and built a demonstration vessel (the Turbinia). This principle of propulsion is still of some use.
  • 1895: Three 4-ton 100 kW Parsons radial flow generators were installed in Cambridge Power Station, and used to power the first electric street lighting scheme in the city.
  • 1903: A Norwegian, Ægidius Elling, was able to build the first gas turbine that was able to produce more power than needed to run its own components, which was considered an achievement in a time when knowledge about aerodynamics was limited. Using rotary compressors and turbines it produced 11 hp (massive for those days). His work was later used by Sir Frank Whittle.
  • 1913: Nikola Tesla patents the Tesla turbine based on the Boundary layer effect.
  • 1914: Application for a gas turbine engine filed by Charles Curtis.
  • 1918: One of the leading gas turbine manufacturers of today, General Electric, started their gas turbine division.
  • 1920: The practical theory of gas flow through passages was developed into the more formal (and applicable to turbines) theory of gas flow past airfoils by Dr A. A. Griffith.
  • 1930: Sir Frank Whittle patented the design for a gas turbine for jet propulsion. His work on gas propulsion relied on the work from all those who had previously worked in the same field and he has himself stated that his invention would be hard to achieve without the works of Ægidius Elling. The first successful use of his engine was in April 1937.
  • 1934: Raúl Pateras de Pescara patented the free-piston engine as a gas generator for gas turbines.
  • 1936: Hans von Ohain and Max Hahn in Germany developed their own patented engine design at the same time that Sir Frank Whittle was developing his design in

  •  

    نوشته شده توسط A-Z در شنبه دوازدهم بهمن 1387 ساعت 16:36 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت


    وسیله تقلیه ای بعنوان موتورسیكلت ولی با كابین و امكاناتی كه شبیه اتومبیل ساخته شده



    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



     

    نوشته شده توسط A-Z در شنبه دوازدهم بهمن 1387 ساعت 15:2 موضوع فني مهندسي | لینک ثابت